گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1659

شاید بتوان گفت داغ ترین سوژه این روزهای کوچه خیابان های ایران بحث فایل صوتی ای است که از آقای دکتر ظریف منتشر شده.

در حالی که سخنگویان دولت و وزارت امور خارجه تاکید دارند این فایل صوتی قرار نبود منتشر شود و فقط برای آرشیو و جهت اطلاع مقامات بعدی ضبط شده اما برخی باور دارند که این فایل صوتی عمدا منتشر گردیده است و بیشتر اهداف سیاسی و انتخاباتی پشت آن است.

طبق عرف معمولا در ایران و در همه جای جهان همه گزارش های ملاقات های مقامات در بخش های محرمانه مربوطه در وزارت خانه ها یا ادارات ثبت و ضبط می گردد و اگر بنا باشد فردی بعد از آن شخص بیاید و سکان اداره وزارت خانه و یا اداره ای را دست بگیرد با رجوع به آرشیو های ویژه ومحرمانه و یا حتی غیر محرمانه می تواند در جریان همه مسایل قرار بگیرد و هیچ منطقی وجود ندارد که چرا این گفتگو به صورت مصاحبه انجام شده و صوت آقای ظریف ثبت شده.

در ابتدای نوار صوتی منتشر شده سوال کننده "آقای لیلاز" به "بینندگان محترم" اشاره می کند، امری که نشان می دهد از همان ابتدا بنا بوده که این مصاحبه و گفتگو منتشر گردد و هیچ بنایی بر محرمانه بودن آن وجود نداشته وگرنه نیاز نبود آقای لیلاز به "بینندگان اشاره" کند.

در این فایل صوتی چند نکته هم قابل تامل می باشد و آن این است که برخی بحث های مطرح شده در این فایل صوتی دقیقا همراستای تفکر جریانی که پشت تشکیلات ایران اینترنشیونال هستند می باشد.

یعنی آقای ظریف مساله حمله به سفارت عربستان را محکوم می کند (یکی از خواسته های عربستان) ، نسبت به مصداقیت روسیه (آقای لاوروف) در حمایت از ایران تشکیک به عمل می آورد (خواسته آمریکا) و نسبت به مصداقیت آمریکا (جان کری) تجلیل به عمل می آورد (خواسته تیم بایدن برای ترمیم چهره تخریب شده آمریکا در ایران در دوران ترامپ).

هر فرد ساده ای که این نوار را گوش دهد تصور می کند که روسیه همیشه نسبت به ایران نیت بد دارد و در مقابل برخی آمریکا همیشه نسبت به ایرانی ها نیت خوش دارد، و الآن ایران دوستان در آمریکا سر کار هستند.

همچنین وی همکاری های نظامی ایران و روسیه در سوریه را زیر سوال می برد (خواسته اسرائیل و همه دشمنان ایران در منطقه) و به نوعی عملکرد شهید سلیمانی و یارانش در منطقه را نیز باری بر دوش ملت ایران معرفی می کند.

همانگونه که همه می دانند هم سیاست خارجی و هم عملکرد نیروهای مسلح ایران از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی زیر نظر رهبری هستند و حتی اگر خود وزیر امور خارجه نتواند هماهنگی لازم را با فرمانده نیروی قدس جهت بهره وری از امتیازات موفقیت های نظامی ایران در جبهه های نبرد، انجام دهد مقامات عالیرتبه خود این هماهنگی ها را انجام می دهند و کاری می کنند که مذاکره کننده های ایرانی بتوانند از امتیازات موفقیت های میدانی بهره ببرند و اگر موفقیت های میدانی نباشد قطعا تیم دیپلماتیک به هیچ وجه نمی تواند برگه ای برای رو کردن روی میز مذاکرات در اختیار داشته باشد.

در مذاکرات سیاسی نه با لبخند به کسی امتیاز می دهند نه با اشک ریختن، فقط و فقط آنچه کشوری در میدان دارد می تواند توسط دیپلمات ها هزینه شود، این را که جناب آقای ظریف از همه بهتر می داند، حد اقل بیش از چهل سال است در زمینه دیپلماسی فعال هستند.

در مذاکره دست آورد های میدانی است که امتیاز دارد نه حسن نیت ها.

شاید آنکه به آقای ظریف گفته که قبل از ورود روسیه به جنگ سوریه چهارماه بود ارتش و دولت سوریه میدان را در دست گرفته بودند می خواست مقداری به قول معروف برای حکومت اش قمپز در کند، آقای ظریف باید آنقدر عاقل می بود که این حرف ها را باور نمی کرد، هر کس پیگیر جریان جنگ در سوریه بود به خوبی می داند که ورود تمام قد روسیه به جنگ سوریه در کنار دولت سوریه و نیروهای مقاومت از جمله مدافعان حرم و مستشاران سپاه پاسداران کمک شایانی به برگشتن ورق در این جنگ داشت، و بنده این را از روی تحلیل نمی گویم به نقل از صحبت های شخص شهید سلیمانی می گویم.

ورود روسیه به جنگ سوریه فقط ورود نظامی نبود بلکه ورود تمام قد سیاسی هم بود و پوشش سیاسی بین المللی هم برای دولت سوریه و هم برای جبهه مقاومت ایجاد کرد و اگر روسیه در این جنگ در کنار جبهه مقاومت قرار نمی گرفت قطعا آمریکایی ها ده ها قطعنامه شورای امنیت تصویب کرده بودند و شاید حتی قطعنامه فصل هفتمی ای که به آنها اجازه ورود مستقیم به سوریه را می داد پیاده می کردند.

به هر صورت باید توجه داشت که هر کشوری منافع خاص خود را دارد و همانگونه که ایرانی ها برای منافع خودشان در سوریه تلاش می کنند روس ها هم منافع خودشان در سوریه را دارند و هنر در این است که دیپلماسی کشوری آنقدر اقتدار داشته باشد که بتواند منافع آن کشور را بستاند وگرنه قرار نیست کسی بیاید و دو دستی منافع را تقدیم کند.

همچنین باید توجه داشت که این مساله به کل سیاست خارجی کشورها هم بر می گردد، هر کشوری در سطح بین المللی حساب و کتابهای خود را دارد ودر معادلات سیاسی هر کشوری به دنبال منافع خود می باشد.

اگر ما ایرانی ها دیپلمات هایی نداریم که بتوانند منافع ملت ما را بستانند نباید گناه را گردن دیگران بیاندازیم.

جناب آقای ظریف از خارج سیستم وزارت خارجه یا دولت وزیر خارجه نشده بود بلکه از نوجوانی در این سیستم بود و به خوبی با ساختار وزارت امور خارجه ایران آشنا بود و هیچ کس نمی تواند بپذیرد که وی از اینکه وزارت امور خارجه کاره ای نیست و تصمیم نمی تواند بگیرد و اختیار آن دست جاهای دیگر است صحبت کند وسعی کند ناکامی های دیپلماسی را گردن دیگران بیاندازد.

اگر شخصی از کره دیگر آمده بود و وزیر خارجه شده بود شاید مردم این حرف او را قبول می کردند.

البته مساله فقط مربوط به آقای ظریف نیست بلکه هر کسی که می آید و پست و مقامی را می گیرد قبل از تحویل گرفتن پست و مقام باید خودش بسنجد که آیا توان انجام آن کار را دارد یا نه، اگر ندارد نباید آن کار را قبول کند.

می توان گفت تمام این مصاحبه به نوعی پالس هایی به غرب بوده که برخی در ایران هستند که با همکاری ایران با شرق که مورد توجه رهبری هستند همسو نیستند و باید به این تیم کمک کرد که در انتخابات آتی ریاست جمهوری سر کار بیایند.

با توجه به همه این موارد و صدها مورد دیگر در این گفتگو که ذکر آنها خارج از حوصله این مقاله می باشد می توان تصور کرد که قطعا هدف از انتشار این مصاحبه انتخاباتی بوده.

در حالی که برخی باور دارند که تعدادی می خواهند (هیچ بعید نیست حتی انتشار این مطالب برای آن باشد که چهره جدیدی برای داغ کردن تنور انتخابات رو شود تا برخی بتوانند از آب گل آلود ماهی بگیرند)، مثلا به مردم بگویند آهای مردم ببینید برخی هم هستند که مخالف سپاه و روابط با ایران با شرق هستند و یا کاندیدایی از سپاه رئیس جمهوری می شود یا باید به این یکی رای دهید، وگرنه به نفع چه کسانی است تا در شرایط فعلی که مذاکره کنندگان ایرانی در وین در حال مبارزه برای ستاندن حقوق ایران هستند بیایند و قویترین حامی ایران در این مذاکرات یعنی روسیه را برنجانند.

آیا تصور می کنید بعد از این ماجرا چینی ها هم دیگر به ایرانی ها اطمینان خواهند کرد؟

آیا کمک های روسیه به ایران در مقابل روزگویی های ترامپ در همین چند سال اخیر هیچ بوده؟

حالا آمریکا و جان کری دورابه عزیز شده اند؟

حد اقل صبر کنید توافقی امضا شود بعد از آنها تعریف و تمجید کنید.

آیا نباید فکر کنید ممکن است به یکباره کار ما ایرانی ها دوباره به شورای امنیت کشیده شود؟

یا شاید هدف این است که همه پل ها خراب شود؟

برخی سوال می کنند که چه شد سال 2010 در شورای امنیت بر علیه ایران اجماع به وجود آمد وقطعنامه 1929 صادر شد، وبعد سال 2011 قطعنامه 1984 هم تصویب شد، وهیچ کدام از اعضای دائم شورای امنیت از حق وتوی خود برای دفاع از ایران استفاده نکردند.

آیا باز هم نیاز به توضیح است؟

وقتی قبله برخی در همه شرایط آمریکا است چرا باید از کشورهای شرقی توقع حمایت داشته باشیم؟

قطعا هم چند روز دیگر معلوم می شود کسی که نوار را لو داده قبل از لو دادن نوار به خارج رفته و بعد پیدا کنید پرتقال فروش را.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مرتبط:

ظریف اعلام کرد که نامزد پست ریاست جمهوری سال 1400 نخواهد شد
دفاع معاون وزیر خارجه از "صراحت" ظریف
واکنش زینب سلیمانی به صوت جنجالی ظریف
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک