گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 804

ژنرال کنت مک کنزی اخیرا در سخنانی در کنگره آمریکا اظهار داشته بود که ایالات متحده به سمت جنگ با ایران کشیده نخواهد شد.

برخی رسانه ها این سخنان ژنرال مک کنزی را پیغامی به ایران تلقی کردند در حالی که اگر با دقت مسایل منطقه را تحلیل کنید متوجه می شوید این سخنان بیش از اینکه پیغامی به ایران باشد اخطاری به سیاستمداران تندرو اسرائیلی بود که تلاش دارند به هر بهانه ای شده آمریکا را وارد یک جنگ با ایران کنند.

طی چهار سال حکومت آقای ترامپ بر کاخ سفید آقای نتانیاهو وبرخی کشورهای عربی هر آنچه در توان داشتند انجام دادند تا آمریکا را وارد یک جنگ با ایران کنند و تا آخرین سرباز آمریکایی با ایران بجنگند، اما حتی ترامپ هم متوجه بود جنگ با ایران یعنی چه و علیرغم اینکه در بسیاری از موارد با آنها همراهی می کرد ولی در این زمینه با آنها همکاری نکرد.

در همان زمان هم مشخص بود پنتاگون و نیروهای مسلح آمریکا بودند که با برآوردهای خود جلوی این جنگ را گرفتند.

شاید بتوان گفت آنها بهتر از هر کسی می دانند که جنگ با ایران یعنی چه و می دانند که اگر چنین جنگی رخ دهد آنها مجبور می باشند هزینه ماجراجویی های سیاستمدارانی که هزاران کیلومتر آنطرف تر نشسته اند را با خون بدهند.

از سوی دیگر ایران هم مانند دیگر کشورهای جهان به هیچ وجه تمایل ندارد که وارد جنگ شود.

همه برنامه های تسلیحاتی ایران عموما دفاعی می باشد و هدف بازدارندگی است و نه لشکر کشی و ایرانی ها طی دهه های اخیر تلاش کرده اند هر آنچه می توانند تسلیحات دفاعی تهیه کنند تا سر به زنگاه از کشور خود دفاع کنند.

پس از پایان جنگ ایران و عراق، ایرانی ها همه برنامه های دفاعی خود را بر مبنای دفاع از کشور در مقابل حمله احتمالی آمریکا چیده اند چرا که آمریکا به افغانستان و عراق لشکر کشی کرده بود و بیم آن می رفت که این لشکر کشی در نهایت به حمله به ایران کشیده شود.

با توجه به این مطلب می توان گفت کشورهای دیگر منطقه هیچکدام در حد و اندازه و قواره مقابله با ایران نمی باشند و ایرانی ها به خوبی این را می دانند.

آمریکایی ها به خوبی می دانند که هدف قرار دادن نیروگاه هسته ای دیمونا و یا کارخانه تولید موتورهای موشک های دوربرد اسرائیل توسط ایران هم به این دلیل بوده که ایرانی ها خواسته اند هم به هیات حاکمه اسرائیل و هم به مردم اسرائیل بگویند حواسشان را جمع کنند و بیش از حد خود را درگیر ماجراجویی هایی نکنند که در حد قد و قواره آنها نیست.

در حالی که مقامات اسرائیلی تلاش می کنند برای حفظ روحیه مردم اسرائیل از حجم فاجعه بکاهند و مساله را ساده جلوه دهند اما هم مقامات اسرائیلی و هم آمریکایی به خوبی می دانند آنکه یک ساختمان در دیمونا را هدف قرار داد می تواند به راحتی قلب رآکتور را نیز هدف قرار دهد و فاجعه بیافریند.

این مساله نشان می دهد ایران برای نابودی اسرائیل نیاز ندارد که بمب هسته ای تولید کند بلکه از همان تاسیسات هسته ای و وتسلیحات هسته ای موجود در اسرائیل می تواند استفاده کند.

آمریکایی ها هم امروزه به این نتیجه رسیده اند که برخی متحدین آنها در منطقه فقط بار سنگینی هستند که روی دوش آنها قرار دارند و تلاش دارند هر جور شده از شر آنها خلاص شوند.

آنها کارهای بسیار مهمتری دارند، بقایشان در خطر است و مجبور هستند هر چه در توان دارند برای مقابله با خطرات اصلی که بقای آنها را تهدید می کند، یعنی چین و روسیه بسیج کنند.

درست است که اسرائیل نزدیک ترین متحد آمریکا به شمار می آید اما آمریکا باید بماند تا اسرائیل متحد آن باشد.

به این دلیل می توان گفت هیات جدید حاکمه در آمریکا به فکر افتاده اگر بتواند مشکلات خود با ایران را به نحوی حل و فصل کند.

اگر کاملا حل و فصل شود که چه بهتر وگرنه حد اقل تا حدی از این تنش ها بکاهد تا خیالش از مقابله با ایران راحت شود.

از همان ابتدای سر کار آمدن بایدن هم بسیاری باور داشتند که وی در نظر دارد نیروهای آمریکایی از منطقه خاورمیانه را خارج کند و به شرق آسیا ببرد.

طی چند هفته اخیر که مذاکرات وین شروع شده و بسیاری امیدوار هستند اختلافات فیما بین ایران و آمریکا به شکلی حل و فصل گردد.

اسرائیلی ها هم به صورت علنی تلاش دارند هر آنچه می توانند انجام دهند تا این مذاکرات را به هم بزنند و اجازه ندهند توافق سر بگیرد.

آنها باور دارند که اگر وارد جنگی با ایران شوند آنوقت هم اروپایی ها و هم آمریکایی ها مجبور خواهند بود طرف اسرائیل را بگیرند و خود به خود مذاکرات هوا می رود.

به این دلایل می توان گفت سخنان ژنرال مک کنزی آب پاکی ای بود که وی روی دست اسرائیلی ها ریخت و رسما به آنها اعلام کرد که اگر بخواهند به ماجراجویی های خود ادامه دهند و حتی وارد جنگ با ایران شوند نباید روی آمریکا حساب باز کنند.

 

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک