گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 394

پس از سخنان اخیر دکتر خطیب زاده سخنگوی وزارت امور خارجه ایران مبنی بر عدم تایید یا رد خبر گفتگوهای محرمانه ایران و عربستان در بغداد، عملا دیگر برای همه محرز شد که این جلسه برگزار شده است.

در صورتی که چنین مذاکراتی کلا انجام نشده بود قطعا آقای خطیب زاده با قاطعیت آن را رد می کردند.

همچنین توجه داشته باشید که مقامات سعودی هم هیچکدام این خبر را رسما تایید یا تکذیب نکرده اند.

پس حال بحث بر سر این است که چرا کلا این مذاکرات و گفتگو ها محرمانه بوده و علنی برگزار نشده؟

با توجه به شرایطی که طی چند سال اخیر فیما بین ایران و عربستان سعودی وجود داشت و تبلیغات وسیعی که سعودی ها علیه ایران و هر کس که با ایران همکاری می کند راه انداختند مشخص است بسیار برای سعودی ها ثقیل بود تا بخواهند به یکباره اعلام کنند که با ایرانی ها وارد گفتگو شده اند.

توجه داشته باشید که یکی از اتهامات برخی کشورهای حوزه خلیج فارس علیه قطر بحث نزدیکی و همکاری قطر با ایران بود.

خوب حالا اوضاع کاملا تغییر کرده.

دولت جدید آمریکا هم وغم های بسیار مهم تر برای خود دارد و بحث بقای ایالات متحده به عنوان یک ابرقدرت مطرح می باشد.

حتی یک تحلیلگر بسیار ساده هم متوجه است که امروزه هم وغم اصلی آمریکا اقتدار اقتصادی چین از یکسو و بازگشت نفوذ روسیه در جهان از سوی دیگر می باشد.

از اول هم هدف آمریکایی ها سیطره بر منطقه خاورمیانه برای کنترل شاهراه های اقتصادی و منابع انرژی جهان بود نه ورود به جنگ ها و دعواهای بی حاصل فرسایشی.

طی چند سال اخیر ترامپ با تبعیت از نتانیاهو ایالات متحده را به بیراهه کشاند و امروزه دولت جدید آمریکا تلاش دارد آمریکا را به مسیر اصلی خود برگرداند.

آمریکایی ها به خوبی می دانند که توافق هسته ای و نظارت های فراپادمانی سازمان بین المللی انرژی هسته ای می تواند ضامن عدم دسترسی ایران به تسلیحات هسته ای باشد و ورود به هر جنگی با ایران می تواند منجر به نابودی کل منطقه از جمله اسرائیل گردد.

نمی توان انکار کرد که آمریکایی ها قدرت برتر نظامی جهان هستند و از نظر تسلیحاتی هیچ کشوری در جهان امروزه توان مقابله با آنها را ندارد اما جنگویان به خوبی می دانند همه چیز در جنگ تسلیحات نیست.

اگر تسلیحات حرف آخر را در جنگ می زد قطعا جنگ یمن باید سالها پیش تمام می شد و سعودی ها باید در صنعا می بودند.

مضاف بر همه اینها اگر جنگی در منطقه راه بیافتد پای بسیاری از کشورهایی که آمریکا تمایل ندارد پایشان به خاورمیانه باز شود، باز خواهد شد، منظور اینجا بیشتر چین و روسیه است.

کما اینکه مشاهده می کنیم سیاست های ترامپ منجر شد که ایرانی ها به سمت امضای تفاهم نامه های همکاری با چین و روسیه روی بیاورند و افزایش این فشارها می تواند موجب عقد اتحادیه میان این سه کشور گردد.

برای اینکه این اتحادیه به هم بخورد آمریکایی ها چاره ای جز اینکه وسط این زنجیر را قطع کنند ندارند.

سعودی ها هم متوجه این ماجرا شده اند و متوجه هستند که امروزه دیگر نمی توانند روی تشویق آمریکا به جنگ با ایران سرمایه گذاری کنند و امنیت آنها در منطقه بدون همکاری با ایران تامین نخواهد شد.

با توجه به این شرایط بسیار بدیهی است که آنها بخواهند اختلافات خود با ایران را پای میز مذاکره حل وفصل کنند وخوب میانجیگری عراق هم در زمان مناسب جواب داده تا طرفین را پای میز گفتگو بنشاند.

اما اگر آنها تمایل داشتند که این مذاکرات و گفتگو ها محرمانه باقی بماند شاید می بایست جای دیگری غیر از بغداد را برای مذاکرات و گفتگو های خود انتخاب می کردند.

مثل قطر یا عمان یا کشوری در شرق آسیا مثل آنجایی که این روزها جناب آقای ظریف حضور دارند یا ...

امروزه عراق به محل سیر و سیاحت همه مجامع جاسوسی جهان تبدیل شده و امکان ندارد فردی وارد عراق شود و عالم و آدم از ورود او خبردار نشوند.

البته مگر اینکه مانند آقای ترامپ چراغ خاموش در تاریکی شب مستقیم وارد پایگاه نظامی آمریکایی شود و بعد خارج گردد.

حتی منطقه سبز بغداد هم جزو مناطقی است که مورد نفوذ شدید مجامع مختلف اطلاعاتی است.

همانگونه که منافع ایران و عربستان اقتضا می کند که پای میز مذاکره و گفتگو بنشینند و اختلافات فیما بین خود را حل و فصل کنند طبیعی است که منافع برخی دیگر اقتضا می کند این دشمنی باقی بماند.

بدیهی است اسرائیلی ها از اینکه ایران و عربستان و دیگر کشورهای عربی مشکلاتشان را حل کنند شدیدا ناراحت خواهند بود چرا که عملا این آشتی کنان می تواند موجب شکست طرح سازش اعراب با اسرائیل گردد.

همچنین اروپایی ها نیز تمایل خواهند داشت که این دشمنی سر جای خود باقی بماند تا بتوانند از آب گل آلود ماهی بگیرند.

به این دلایل می توان گفت انتخاب بغداد به عنوان مکان این جلسه بسیار انتخاب بدی بود.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک