گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 624

تنش در شرق اروپا و نقش آمریکا و کشورهای غربی در تشدید تنش‌ها بین روسیه و اوکراین.

اسپوتنیک - آقای جو بایدن جزو سیاست مدارهای آمریکایی پیری به حساب می آید که در فضای دشمنی با شوروی سابق رشد کرده اند و هنوز که هنوز است ذهنیت دشمنی آنها با روسیه تغییر نکرده.

نمی توان تصور کرد فردی که با تفکر سیاسی قدیمی رشد کرده پس از شصت سال بتواند ذهنیت خود را تغییر دهد و متوجه شود که جهان تغییر کرده و معادلات جهانی عوض شده و نیاز به بازبینی تفکرهای قدیمی است.

برخی هم باور دارند آقای بایدن تصور می کند که هنوز آن ذهنیت دشمنی با روسیه و چین بر جامعه آمریکا مسلط است و با تقویت این تفکر می تواند ضعف های داخلی خود را پوشش دهد.

از همان ابتدا که بایدن روی کار آمد سیاست های خصمانه آمریکا بر علیه روسیه و چین شدت گرفت و معلوم بود که وی به دنبال تشدید تنش ها در شرق آسیا و آسیای میانه و بالطبع شرق اروپا می باشد.

جای تاسف دارد که برخی در اوکراین به جای اینکه به دنبال منافع کشور خود باشند سرسپرده دستور العمل های آمریکا می باشند و حاضر هستند کشور خود را به آتش بکشند و فقط آمریکا از آنها راضی باشد.

البته رابطه خانواده آقای بایدن با کمپانی های اوکراین توسط آقای ترامپ در دوران مبارزات انتخاباتی مورد توجه قرار گرفت و در آن زمان بحث های زیادی درباره باج دادن و باج گرفتن پسر آقای بایدن به مافیاهای نفوذ و قدرت و نفت در اوکراین منتشر شد.

به زبان ساده اگر بخواهیم بگوییم، آمریکایی ها شروع کردند اکراین را تحریک کردن که همانگونه که آذربایجان مناطقی از قره باغ را گرفت شما هم می توانید کریمه را تصرف کنید و حتی ترکیه که اطماع تاریخی زیادی برای تصرف دریای سیاه دارد به بهانه عضویت در ناتو پهباد هایی را که در جنگ آذربایجان و ارمنستان استفاده شده بود را به اوکراین فرستاد.

پر واضح بود که نقشه هایی برای شروع یک جنگ تازه در اروپا کشیده شده و همه منتظر ساعت صفر هستند.

آنها تلاش کردند با فشار سیاسی و اعمال تحریم های اقتصادی بر علیه روسیه این کشور را تحت فشار قرار دهند تا از هر اقدامی برای حمایت از خواسته مردم کریمه یا روس تبارهای اوکراین خودداری کند.

اما اینبار روسیه واکنش بسیار به جا و تندی نشان داد.

استقرار نیروهای مسلح روسیه در مرزهای اوکراین و واکنش به مثل روسیه نسبت به رفتارهای غربی ها منجر شد هم اوکراین و هم غربی ها در تصمیم خود تجدید نظر کنند.

سفر رئیس جمهوری غرب گرای اوکراین به کشورهای اروپای غربی برای کسب حمایت آنها نیز به دلیل همین واکنش به جای روسیه بی نتیجه ماند و همه کشورهای اروپای غربی خود را از این جریان کنار کشیدند چون شرایط سیاسی و اقتصادی هیچ کدام از آنها اجازه نمی دهد که بخواهند درگیر چنین جنگی شوند.

آنها به خوبی می دانند در حالی که برای آمریکا این جریان یک جریان سیاسی است که رئیس جمهوری آن به دنبال کسب قدرت سیاسی داخلی می باشد برای کشورهای اروپایی چنین جنگی می تواند یک جنگ موجودیتی باشد چون آنها مستقیم درگیر این جنگ خواهند بود.

ظاهرا هم جریان آلزایمر آقای بایدن روی ذهن او خیلی تاثیر گذار بوده چون ایشان متوجه نبودند که هیچ کس اندازه آقای پوتین که سالها افسر ارشد کا گ ب در شرق اروپا بوده از این کشورها شناخت کافی ندارد و نمی داند چگونه می تواند با سران یاغی آنها برخورد کند.

روسیه نیاز ندارد که حتی خودش وارد جنگ با اوکراین شود بلکه کافی است که تسلیحات و تجهیزات کافی در اختیار روس تبارهای اوکراین قرار دهد تا خودشان کار را تمام کنند.

همچنین با توجه به توطئه هایی که غربی ها از کانال اوکراین بر علیه بلاروس داشته اند احتمال بروز جنگ میان بلاروس و اوکراین هم بسیار زیاد می باشد.

البته چنین جنگی شاید حتی محصور به اوکراین و بلاروس نشود و دیگران هم برای حمایت از یک طرف وارد جنگ شوند و اروپا مجددا با جنگ جهانی جدیدی مواجه گردد.

با توجه به این شرایط می توان گفت کشورهای اروپایی و ناتو فعلا التیماتوم روسیه را دریافت کرده اند و از اوکراین خواسته اند که خیلی گوش به فرمان آمریکا نباشد.

حالا باید دید که رئیس جمهوری غرب گرای اوکراین تا چه حد به دنبال منافع اوکراین هست.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک