19:59 16 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 1225

چند روز پیش بحث حمله تروریستی به نطنز مطرح شد و اسرائیلی ها خیلی سریع جریان را به زبان بی زبانی گردن گرفتند.

کاملا مشخص بود که هدف آقای نتانیاهو از این هیاهو تقویت موضع داخلی خود در زمانی که تشکیل دولت در اسرائیل با مشکل مواجه است هست.

همه کارشناسان متفق القول بودند وی تلاش داشت که احزاب و گروه های داخلی را در فشار قرار دهد تا با نخست وزیری مجدد وی همراهی کنند.

حدود یک هفته قبل تر هم حمله ای به کشتی ایرانی ساویز در دریای سرخ انجام شد که باز هم اسرائیلی ها به زبان بی زبانی گردن گرفتند و شروع کردند پز دادن که کار خودشان است.

هدف همان بود، سیاسی.

برخی هم باور داشتند که اسرائیل می خواست بگوید من هم هستم و اجازه نمی دهم گفتگوهای وین به جایی که من نمی خواهم برسم.

اسرائیلیها مدعی بودند که ایران جرئت پاسخ گویی به آنها را ندارد چون آمریکا پشتشان است و اینکه آنها توانسته اند برنامه غنی سازی اورانیوم ایران را حد اقل نه ماه عقب بیاندازند.

در باره جریان کشتی ایرانی که رسانه های آمریکایی اعلام کردند اسرائیلیها از قبل آمریکایی ها را مطلع کرده بودند و درباره جریان عمل تروریستی در نطنز آمریکایی ها هرگونه اطلاعی از ماجرا را رد کردند و خود را از جریان دور نگه داشتند.

آمریکایی ها می خواستند به ایرانی ها بگویند که ما طرف خوب هستیم و اگر با ما همکاری نکنید اسرائیل وارد عمل خواهد شد تا هم تجارت شما را فلج کند و هم اینکه برنامه هسته ای شما را متوقف کند.

ولی چه کسی است که نداند اسرائیلیها، حد اقل در چنین مواردی بدون هماهنگی با آمریکایی ها امکان ندارد حرکتی انجام دهند.

در واقع با استفاده از رسانه هایشان آنها هیاهویی به مراتب بیشتر از اتفاقی که رخ داده بود راه انداختند، و برخی هم در داخل ایران جو گیر شده بودند و با موج رسانه ای که اسرائیلی ها خواهان آن بودند همراهی کردند.

مشکل اصلی هم این بود که تحلیل صحیحی نزد بسیاری از ماجرا وجود نداشت.

به هر صورت ایران ظرف کمتر از دو سه ساعت به یکباره همه این برگه ها را از دست آنها خارج کرد.

اعلام تصمیم ایران برای غنی سازی در سطح 60% نشان می دهد که حمله به نطنز تاثیری بر ساختار برنامه هسته ای ایران نداشته و عملا ایران بر عکس تصور آمریکا و اسرائیل و کشورهای غربی عمل کرده یعنی به جای اینکه عقب نشینی کند پیشروی هم کرده.

قبلا هم در مقاله دیگری در همین سایت مطرح کردم که جناب آقای روحانی به هیچ وجه امتیاز بازگشت برنامه هسته ای ایران را به رئیس جمهوری بعدی نخواهد داد و اگر قرار باشد برجام به نتیجه نرسد قطعا خود ایشان برنامه با به ما قبل از توافق هسته ای باز خواهند گرداند، و شاید هم به مراتب بالاتر از قبل.

به هر حال نباید فراموش کرد که این دوره ریاست جمهوری دوره دوم ریاست جمهوری آقای روحانی است و وی دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و اگر غربی ها بخواهند با تیم او بازی کنند وی نیز به قول معروف دست آنها را در پوست گردو خواهد گذاشت.

همین اتفاق هم در حال رخ دادن می باشد، یعنی هر روز که غربی ها در رسیدن به توافق با ایران تاخیر کنند برنامه هسته ای ایران مرحله جدیدی را شروع خواهد کرد و همچنین ایران به سمت و سوی انعقاد توافق های بیشتر با شرق روی خواهد آورد.

حال جریان دیگری که رخ داد این بود که یک کشتی اسرائیلی در دریای عمان هدف قرار گرفت، قطعا ایرانی ها به هیچ وجه جریان را گردن نخواهند گرفت ولی همه مطمئن هستند که این حمله در پاسخ به حمله اسرائیلی ها به کشتی ساویز می باشد.

همچنین طبق برخی گزارش ها یک مرکز وابسته به موساد اسرائیل در منطقه کردستان عراق شب گذشته کاملا منهدم شد و همه افرادی که در آنجا بودند کشته شدند.

بدیهی است که هیچ مرجعی کلا وجود چنین مرکزی در این منطقه را تایید نکند چون هم برای دولت عراق مساله ساز است و هم برای کردهای عراقی و قطعا جریان را انکار خواهند کرد و حتی اسرائیلی ها کشته های خود را پنهان خواهند نمود، اما چه کسی است که ندارد چنین حمله ای قطعا در پاسخ به عملیات تروریستی موساد در داخل ایران بوده و احتمالا این مرکز مسئولین هدایت این اعمال تروریستی را عهده دار بوده.

به این ترتیب می توان گفت شادی آقای نتانیاهو ناقص مانده و باد غب غب او با یک سوزن ایرانی خالی شده.

بسیاری از آنهایی که درون اسرائیل و درون ایالات متحده با سیاست های آقای نتانیاهو مخالف هستند قطعا از این پس حمله های خود به نتانیاهو و سیاست هایش را دو چندان خواهند کرد چرا که با این سیاست ها وی اسرائیل را به سمت چالشی بسیار بزرگتر از آنچه می تواند تحمل کند خواهد کشاند.

اینکه این جریان ها همه در زمانی رخ دهد که آقای عراقچی در صدد سفر به وین برای ادامه گفتگو ها بوده و آقای عراقچی از وین اعلام کند که ایران غنی سازی 60% را شروع خواهد کرد نشان می دهد که ایرانی ها به گونه ای برنامه ریزی کرده بودند که فرصتی در مقابل غربی ها جهت برنامه ریزی وجود نداشت.

موضع ایرانی ها در مذاکرات و گفتگوهای هسته ای به مراتب قویتر شده و به همین دلیل هم احتمالا کشورهای اروپایی بهانه آوردند که یکی از نمایندگانشان کرونا گرفته و جلسه وین را یک روز به تعویق انداختند تا خود را جمع و جور کنند، چرا که قطعا برنامه آنها برای گفتگو ها بر این اساس بود که ادعا کنند دست برتر را دارند و حالا نه فقط برگه هایشان سوخته بلکه ایران برگه های جدیدی را رو کرد.

 

 

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک