00:46 27 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 312

یکی از ویژگی های معروف پرزیدنت اردوغان سیاست پاندولی او است که هر روز به سمت و سویی می رود، روزی شدیدا بر علیه اسرائیل موضع گیری می کند و تصمیم می گیرد سفیر خود را فرا بخواند و روزی دیگر تصمیم گرفته می شود تا سفیر آنکارا به تل آویو برگردد.

حتی می بینیم در اوج محاصره غزه و علیرغم اینکه روابط ترکیه و اسرائیل نسبتا خوب بوده به یکباره کشتی های کمک های انساندوستانه ترکیه به سمت غزه حرکت می کنند تا محاصره اقتصادی را بشکنند، و بعد دیگر همه می دانند چه شد.

البته من شخصا باور دارم شاید باید آقای اردوغان را تحسین کرد که طی حدود بیست سال توانسته با اقتدار ترکیه را هدایت کند و این کشور را از کشوری پر طلاطم به کشوری با ثبات تبدیل کند.

شاید برخی به یاد نداشته باشند که شرایط اقتصادی ترکیه قبل از رسیدن آقای اردوغان به قدرت چگونه بود.

اقتصادی شدیدا فلج لیر هر روز در حال سقوط بود و چند ملیون لیر ترکیه معادل یک دلار می شد.

کل درآمد نا خالص ملی ترکیه چیزی حدود 90 ملیارد دلار بود که حتی کفاف مخارج جاری دولت این کشور را نیز نمی داد.

به هر صورت آقای اردوغان از زمانی که به قدرت رسید کاری کرد که تولید ناخالص ملی ترکیه به بیش از 1200 ملیارد دلار برسد و این کشور به یکی از برترین قطب های اقتصادی جهان تبدیل شود.

می توان گفت به همین دلیل هم هست که بسیاری از مردم ترکیه امروزه با تمام وجود آقای اردوغان را دوست دارند و زمانی که برخی نظامیان با حمایت کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و اسرائیل و آمریکا تلاش کردند بر علیه او کودتا کنند همه به یاد دارند که مردم ترکیه به خیابان ها آمدند و در مقابل ارتش ایستادند.

اتفاقی که به ندرت ممکن است در کشور دیگر به صورت تاریخی شاهد آن باشیم.

البته آقای اردوغان هم در دوران زندگی سیاسی خود در موارد بسیاری هم با برخی متحد شد هم اینکه به آنها خنجر زد و حتی آنها را از راه بدر کرد، و به همین دلیل هم هست که بسیاری چه در داخل ترکیه چه در خارج ترکیه همیشه نسبت به سیاست های وی مشکوک می باشند، سیاست هایی که برای خیلی ها اردوغان شریکی نا مطمئن به حساب می آید.

در واقع هیچ کس نمی تواند بفهمد چه در سر آقای اردوغان می گذرد.

یکی از ویژگی های وی این است که علیرغم اسلام گرا بودن حزب وی و اینکه وی پیرو تفکرات اخوان المسلمین است و علیرغم اینکه همه توقع داشتند با به قدرت رسیدن حزبی طرفدار تفکرات اسلام گرایانه شریعت اسلامی در ترکیه اعمال گردد، وی هیچ وقت به سمت و سوی تحمیل قوانین اسلامی بر ترکیه نرفته و در کنار آزادی حجاب و شرب خمر و غیره، وی تلاش کرده از توریسم به عنوان یک منبع در آمد بهره ببرد.

همچنین مشاهده می کنیم در موارد مختلف بین المللی مثلا علیرغم اینکه ارتش ترکیه و نیروهای همسو با ترکیه در یک جبهه در سوریه قرار دارند و ارتش روسیه و نیروهای همسو با ایران در سوی دیگر می جنگند، اما ترکیه همیشه رابطه خود با ایران و روسیه را حفظ کرده.

همین سیاست را نیز آقای اردوغان نسبت به جریان فلسطین اتخاذ کرده.

روابط ترکیه و اسرائیل چند دهه قبل از رسیدن آقای اردوغان به قدرت برقرار شد، تقریبا همزمان با ایران شاه.

در ایران هیچ وقت رسما این رابطه حتی زمان شاه علنی نشد اما در ترکیه این رابطه همیشه علنی بود.

بسیاری باور دارند دلیل این مساله این است که از همان زمان هم مردم ایران شدیدا مخالف برقراری رابطه ایران و اسرائیل بودند و شاه ایران نمی توانست در مقابل مخالفت مردم مقاومت کند در حالی که در ترکیه ارتش اراده مردم را مهار کرده بود و مردم ترکیه جسارت نداشتند که رای خود را اظهار دارند.

مشاهده می کنیم پس از انقلاب اسلامی در ایران بلافاصله روابط ایران با اسرائیل قطع شد و بسیاری توقع داشتند که پس از رسیدن آقای اردوغان به قدرت، روابط ترکیه با اسرائیل نیز قطع شود اما مشاهده کردیم علیرغم اینکه این روابط همیشه فراز و نشیب هایی را داشته اما این روابط هیچ وقت قطع نشد و طبق اخبار و گزارش هایی که به صورت جسته گریخته از سوی ترکیه و اسرائیل منتشر می شود، چه بسا که روابط امنیتی و نظامی فیما بین طرفین خیلی هم صمیمی است.

حتی در جنگ قره باغ نیز مشاهده کردیم که اسرائیل و ترکیه همکاری های بسیار نزدیکی در حمایت از آذربایجان داشتند.

همه می دانند که افق دید آقای اردوغان محدود به سرزمین های فعلی ترکیه نیست بلکه وی تمایل دارد امپراتوری عثمانی احیا گردد و حتی امیدوار است که بتواند با سیاست های خود همه سرزمین هایی که ترک تبارها در آن زندگی می کنند را با هم متحد کند و ترکیه بزرگ را ایجاد کند.

به همین دلیل هم می باشد که ترکیه امتیازات بسیار زیادی برای ترک زبانهای همه کشورهای جهان قایل است و امروزه از همه جنبش های ترک تبار از چین گرفته تا آسیای میانه و خاورمیانه و... حمایت می کند.

یکی از نکاتی که آقای اردوغان به خوبی متوجه آن است این می باشد که علیرغم همه تبلیغاتی که در سطح بین المللی برای توجیه موجودیت اسرائیل راه افتاده اما هنوز بخش عمده ای از مردمان کشورهای اسلامی با اسرائیل مخالف هستند و حامی فلسطین هستند به همین دلیل در برهه هایی تلاش کرده که موضع گیری هایی کند که نشان دهد وی حامی ملت فلسطین است تا خود را میان مسلمانان جا بیاندازد.

اما در مقابل آقای اردوغان به خوبی می داند که هم در سطح بین المللی چه در اروپا چه در آمریکا به لابی صهیونیستی حامی اسرائیل نیاز دارد هم اینکه به یهودیان ثروتمند ترکیه که بخش های بزرگی ازاقتصاد این کشور را می چرخانند نیاز دارد و به همین دلیل هم رابطه خود با اسرائیل را هیچ وقت قطع نکرده و در واقع رابطه به این سمت و سو بیشتر می چربد.

امروزه با توجه به تغییر شرایط سیاسی بین المللی و به قدرت رسیدن آقای بایدن در کاخ سفید ترکیه احساس می کند که اوضاع سیاسی اش خیلی تعریفی ندارد و به همین دلیل نیاز دارد به ائتلاف مقاوم در مقابل بایدن بپیوندند و به همین دلیل تلاش دارد روابط خود هم با اسرائیل هم با عربستان سعودی و امارات را ترمیم کند.

بر کسی پوشیده نیست که اختلافات ایدئولوژیک فیما بین ترکیه و عربستان سعودی اصلی ترین دلیل تیرگی روابط آنها مخصوصا پس از جریان محاصره قطر بوده اما امروزه می بینیم که آقای اردوغان مثل آب خوردن دوباره چرخشی اساسی انجام داده و تلاش دارد روابط خود با اسرائیل و عربستان و امارات را بهبود بخشد.

ماجرای بازگشت سفرای ترکیه و اسرائیل هم می تواند در همین چهارچوب باشد، یعنی تلاش ترکیه به پیوستن به ائتلاف مقابل بایدن.

برای بهبود رابطه با عربستان هم ترکیه تلاش دارد با بهره گیری از نیروهای وابسته به جریان های اخوان المسلمین در یمن چانه زنی راه بیاندازد و اظهار دارد که برگه هایی در اختیار دارد که می تواند در اختیار سعودی ها قرار دهد.

البته جالب اینکه بسیاری از این جریان های اخوانی در یمن حاضر نیستند زیر بار فشار های ترکیه و قطر بروند.

همچنین علیرغم اینکه ایران بسیار به جبهه ترکیه و قطر در جریان محاصره قطر کمک کرد اما مشاهده می کنیم ترک ها تلاش دارند کنفرانسی در ترکیه برای حل بحران سوریه راه بیاندازند که در آن کشورهای عربی را دعوت کنند اما ایران حضور نداشته باشد، امری که به نوعی دهن کجی به کشوری که همیشه تلاش داشته به نقش ترکیه و قطر احترام بگذارد به حساب می آید.

کاملا هم مشخص است که جریان فلسطین فقط یک ابزار برای آنها بوده تا بتوانند در مقابل نقشه هایی که در منطقه بدون حضور آنها تدوین می گردد از آن بهره ببرند و امروزه دیگر این برگه برایشان کم ارزش شده.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک