02:00 27 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 546

در حالی که این روزها رسانه های آمریکایی هیاهوی بزرگی راه انداخته اند که بایدن پیشنهادی 15 میلیارد دلاری به ایرانی ها داده، جناب آقای دکتر عباس عراقچی معاون وزارت امور خارجه ایران شخصا به من گفت که چنین پیشنهادی اصلا مطرح نشده و ماجرا از اصل دروغ است.

با این حرف جناب عراقچی دیگر تکلیف روشن است، نه مانند برخی رسانه های غربی که می خواهند شایعه پراکنی کنند منبع مطلع و نه منبع آگاه، بلکه شخصی که خود در عالیترین سطوح اولین فردی می باشد که در بطن کار است واز همه بیشتر در جریان همه این مسایل می باشد.

به این ترتیب می توان گفت انتشار چنین مطلبی توسط آمریکایی ها می تواند چند هدف داشته باشد:

1 – شاید می خواهند ببینند ایران را با چه مبلغی می توانند راضی کنند و چنین مطلبی را وسط می اندازند تا ببینند واکنش ایرانی ها چیست. آیا می توان با پیشنهاد دادن برداشتن بخشی از تحریم ها به قول معروف زانوی ایرانی ها را شل کرد و آنها را قانع کرد که کوتاه بیایند یا نه.

البته سیاستمداران ایرانی بسیار کارکشته تر از این حرف ها هستند که در دام یک شایعه آمریکایی بیافتند و از همان لحظه اول مشاهده کردیم که آنها بلا فاصله متحد القول اعلام کردند که بازگشت ایران به اجرای تعهدات خود در برجام فقط در صورتی که آمریکا تحریم های غیر قانونی خود را عملا از بالاسر ملت یران بردارد امکان پذیر است.

2 – می توان گفت یک دلیل دیگر انتشار چنین مطلبی که ابتدا توسط نشریه پولیتیکو مطرح شد و بعد توسط برخی رسانه های وابسته به جریان های راست افراطی در آمریکا پیگیری شد، می تواند به این دلیل باشد که آنها می خواهند مطمئن شوند که آیا دولت آقای بایدن کلا پیشنهادی را به ایرانی ها برای کاستن تحریم ها داده یا نه.

احتمالا هم هدفشان این باشد تا لابی هایشان قبل از اینکه چنین امری محقق گردد بتوانند جلوی هرگونه توافق پشت پرده با ایران را بگیرند.

در این راستا نمی توان نقش برخی کشورهای عربی و اسرائیل و لابی های آنها در آمریکا را نیز نادیده گرفت.

3 – یکی دیگر از دلایل، که نظر شخصی بنده نیز به آن نزدیک است، می تواند این باشد که کلا هنوز دولت آقای بایدن نتوانسته جای پای خود در آمریکا را محکم کند و هنوز تکلیف سیاست خارجی اش مخصوصا در برجام مشخص نیست و به این دلیل می خواهد وقت کشی کند وهر از گاهی مطلبی را مطرح کند تا بگوید که به دنبال پیدا کردن راهکاری برای بازگشت به توافق هسته ای است اما این ایرانی ها هستند که همه درب ها را بسته اند.

البته چون تیم آقای بایدن اکثرا سیاستمداران کهنه کار هستند آنها همچنین با این کار خود تلاش دارند که وجهه بین المللی تخریب شده آمریکا در دوران ترامپ را به شکلی تغییر دهند و جای گناهکار و ستم دیده را تغییر دهند، بگونه ای که آنهایی که در جریان نیستند و یا درگیر فراموشی تاریخی هستند فکر کنند که ببینید این آمریکایی ها چه قدر آدم های خوبی هستند که حاضر هستند 15 ملیارد دلار به ایران بدهند و این ایرانی ها چه قدر بد هستند که حتی حاضر نیستند یک قدم کوتاه بیایند تا مساله حل شود.

متاسفانه هم عموم مردم در جهان خیلی در بطن ماجرا نیستند و متوجه نمی باشند که اصلا 15 ملیارد دلاری در کار نیست، این پولهای خود ایرانی ها است که به دلیل مظالمی که توسط امریکا بر علیه ملت ایران اعمال شده توقیف شده، و این خود آمریکایی ها هستند که از برجام کاملا خارج شدند و به هیچ تعهد خود عمل نکردند که هیچ بلکه در اجرای برجام سنگ اندازی هم کردند و می کنند.

ایران علیرغم کاهش اجرای تعهدات خود هنوز در برجام هست و هنوز هم طبق مفاد برجام عمل می کند.

در واقع کاهش تعهدات ایران جزو حقوق مسلم این کشور در برجام است و رفتار و کردار آمریکایی ها چه در دولت اوباما، چه در دولت ترامپ و چه حالا در دولت بایدن بدون استثنا همه در تضاد با برجام و مصوبه 2231 شورای امنیت می باشد.

4 – یکی از دلایل بسیار مهم هم می تواند همان امضای سند همکاری 25 ساله فیما بین ایران و چین باشد که بسیار آمریکایی ها و اروپایی ها را ناراحت کرده و شاید هم چنین چیزی را مطرح کرده باشند تا ببینند آیا می توانند ایرانی ها را قانع کنند تا به سمت شرق نروند یا نه، و به قول معروف دوباره آنها را گول بزنند.

همه کارشناسان سیاسی متحد القول هستند که امضای این سند همکاری ضربه بزرگی در حد صدها بمب اتم به همه سیاست ها و نقشه های آمریکا و کلا غرب در منطقه خاورمیانه به حساب می آید.

در حالی که آمریکایی ها برای پیدا کردن جای پا در منطقه خاورمیانه مجبور شدند خون ملیون ها انسان بی گناه را بریزند و دو جنگ بزرگ رسمی راه بیاندازند و ده ها جنگ نیابتی، چینی ها بدون خون و خونریزی توانستند در این منطقه جای پا پیدا کنند.

همه هم می دانند که از نظر ژئوپولیتیکی مهم ترین کشور منطقه خاورمیانه ایران است.

از سوی دیگر در حالی که آمریکایی ها و غربی ها لحظه شماری می کردند تا ایرانی ها زانو بزنند و به التماس بیافتند که مطیع اوامر انها باشند حالا ایرانی ها متحدی قوی برای مقابله با تحریم ها پیدا کرده اند.

متحدی که طبق آمار همین امروز بانک جهانی، آمریکا چیزی حدود 7 هزار ملیارد دلار به آن بدهکار است و سالانه 370 ملیارد دلار کسری تجاری آمریکا و چین به نفع چین است.

اگر رابطه با چین بد است پس چرا آمریکایی ها چنین رابطه ای با چین دارند و چرا آنها طی چند دهه اخیر ده ها سند همکاری کذایی با چینی ها امضا کردند؟

البته بد نیست اینجا به این نکته اشاره کنم که روابط تاریخی فرهنگی و تمدنی ایرانی ها و چینی ها به چند هزار سال قبل بر می گردد، چندین برابر عمر خود ایالات متحده آمریکا، و دو ملت بخش های زیادی از چنین سند همکاری ای را به صورت نا نوشته از قرن ها پیش فیما بین هم داشتند و دارند.

همچنین توجه داشته باشید با ورود ایران به ائتلاف نظامی و امنیتی با چین و روسیه تهدید های نظامی آمریکا و متحدین اش بر علیه ایران کمرنگ تر می گردد، و امید دیرینه آنها برای اشغال و تجزیه ایران بر باد می رود.

اگر پیگیر دکترین های سیاسی تدوین شده در آمریکا باشید (می توانید در اینترنت به صورت جسته گریخته برخی از آنها مانند طرح های برنارد لویس، یا مرزهای خونی که سالها پیش در نشریه آتلانتیک منتشر شده و یا نقشه راه خانم هیلاری کلینتون و یا... را پیدا کنید)، پایه و اساس همه این طرح ها مبنی بر آن است که آمریکا بتواند ایران را به هر ترتیبی شده اشغال کند و این کشور را در کنار دیگر کشورهای منطقه تجزیه نماید، و هدف اصلی آمریکا از اشغال افغانستان و بعد عراق این نبوده که بخواهد با تروریسم مقابله کند یا مردم عراق را آزاد کند (فقط ابلهان چنین شعارهایی را باور می کنند) بلکه این بوده که ایران را محاصره کند و از همه طرف به ایران حمله کند.

حال ایرانی ها پس از اشغال افغانستان موفق شدند در سطح منطقه ای معادلات را به هم بزنند و با گسترش نفوذ خود تهدید اشغال افغانستان و عراق توسط آمریکایی ها بر علیه ایران بی اثر کنند (در واقع با سیاستی که مجری اش شهید سلیمانی بود به جای اینکه ایرانی ها در محاصره آمریکایی ها باشند امروزه این نیروهای آمریکایی در منطقه هستند که در محاصره ایران و متحدین آن قرار دارند).

امروزه هم با امضای سند همکاری طولانی مدت با چین و تمدید توافق همکاری با روسیه و احتمالا امضای سند همکاری مشابه با روسیه و کشورهای دیگر، دیگر معادلات بین المللی در محصور کردن ایران به هم بخورد و دیگر آمریکایی ها و غربی ها نمی توانند ایران را در سطح بین المللی به قول معروف در گوشه رینگ محصور کنند.

بدیهی است که سند های همکاری شامل تعاملات سیاسی هم هست و با توجه به اینکه چین و روسیه اعضای دائمی شورای امنیت هستند می توان گفت دیگر بسیاری از تهدید های سیاسی آمریکا و غرب هم بی اثر می شود.

کما اینکه مشاهده کردیم همین دو ماه پیش آمریکایی ها وغربی ها تلاش کردند تا مجددا پرونده ایران را از شورای حکام سازمان بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت ببرند که با تلاش دیپلماتیک ایران و حمایت قاطع روسیه اروپایی ها مجبور شدند عقب نشینی کنند.

مهم تر از همه اینها این است که اگر سند های همکاری فیما بین ایران و دیگر کشورها محقق گردد یکی از مهم ترین آنها تغییر مسیر ترانزیت کالای شرق به غرب و شمال به جنوب از کانال ایران می باشد و ایران تبدیل به شاهراه تبادل کالای جهانی تبدیل می گردد، یعنی ده ها جنگی که آمریکایی ها و متحدین شان برای تصرف کانال های آبراهی مهم مانند باب المندب و جبل الطارق و کانال سوئز و ... و یا خاورمیانه راه انداخته اند همه اش بی نتیجه می شود.

به هر حال در پایان بد نیست یک بار دیگر موضع ایران را تکرار کنیم تا آنهایی که دچار فراموشی تاریخی هستند به یاد بیاورند.

اجرای کل برجام و قطعنامه 2231 شورای امنیت توسط همه طرفهای آن الزامی است نه یک واو کمتر نه بیشتر، اگر غربی ها خواهان آن هستند که ایران به تعهدات خود پایبند باشد آنها نیز باید عملا به تعهدات خود پایبند باشند و دست از این بازی ها بردارند.

تیم بایدن هم نباید تصور کنند که می توانند از آب گل آلود ماهی بگیرند و از تحریم های غیر قانونی که توسط ترامپ وضع شده برای رسیدن به اهدافی که هیچ وقت محقق نمی گردد بهره ببرند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک