10:02 27 اکتبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 1077

دلیل اصلی مخالفت بسیاری از سیاست مداران آمریکایی با سیاست های به قول معروف تحریم های حد اکثری دونالد ترامپ علیه ایران این بود که شکست این تحریم ها موجب آن می شد تا دست آمریکا از هرگونه تهدید علیه ایران خالی بماند.

طبق برآورد کارشناسان مربوطه تحریم های شورای امنیت علیه ایران حدود 700 عدد تحریم را شامل می شد در حالی که ترامپ چیزی حدود 850 تحریم جداگانه آمریکایی علیه ایران وضع کرد.

در پایان عمر ریاست جمهوری ترامپ دیگر کار به جایی کشیده شده بود که آمریکایی ها مجبور می شدند تحریم هایی را که قبلا اعمال کرده بودند دوباره با عنوانی جدید مطرح کنند، چون دیگر نمی دانستند چه کار باید بکنند.

شاید بتوان گفت که آمریکایی ها در تاریخ خود به هیچ وجه با چنین شرایطی مواجه نشده اند که دستشان در مقابل کشور دیگری خالی شود و هرچه در چنته دارند خرج کنند.

شاید بتوان گفت تهدید به تحریم بیش از اعمال آن تحریم اثر داشته باشد چون طرف تهدید شده نمی داند در صورتی که تحریم اجرا شود چه رخ خواهد داد.

مشاوران و تحلیلگران اطراف ترامپ تاکید می کردند که در صورت اعمال تحریمهای حد اکثری ایرانی ها به زانو درخواهند آمد و تسلیم خواهند شد یا اینکه نظام جمهوری اسلامی فرو خواهد پاشید و مردم به خیابان ها خواهند آمد.

اما چنین نشد.

شاید بتوان گفت تهدید به تحریم بیش از اعمال آن تحریم اثر داشته باشد چون طرف تهدید شده نمی داند در صورتی که تحریم اجرا شود چه رخ خواهد داد.

مشاوران و تحلیلگران اطراف ترامپ تاکید می کردند که در صورت اعمال تحریمهای حد اکثری ایرانی ها به زانو درخواهند آمد و تسلیم خواهند شد یا اینکه نظام جمهوری اسلامی فرو خواهد پاشید و مردم به خیابان ها خواهند آمد.

اما چنین نشد.

حال تنها تهدیدی که در دست آمریکایی ها باقی مانده این است که ایرانی ها را تهدید به جنگ و یا حمله نظامی کنند.

برخی تصور می کنند چون بایدن در شرایط بسیار ضعیفی در آمریکا قرار دارد و شرایط اقتصادی و اجتماعی آمریکا اجازه نمی دهد، احتمال اینکه بخواهد وارد جنگ شود بسیار بعید است، اما واقعیت امر این است که در چنین شرایطی مشاهده می کنیم بایدن برای اینکه بتواند ضعف های داخلی خود را پوشش دهد یک روز به رئیس جمهوری روسیه حمله لفظی می کند و روز دیگر به چین و هیچ بعید نیست دستور یک عملیات نظامی و نه یک جنگ تمام عیار، بر علیه ایران را بدهد تا رضایت لابی های قدرت صهیونیستی و عربی در آمریکا را به دست آورد.

تنها دلیلی که فعلا وی جسارت اتخاذ چنین تصمیمی را ندارد این است که نمی تواند واکنش ایران ومتحدین اش را پیش بینی کند و نمی داند هزینه این عملیات نظامی و یا حمله به ایران برای وی چه قدر تمام خواهد شد.

وی به خوبی می داند که هر حمله ای به ایران می تواند شرایطی را ایجاد کند تا ایرانی ها هم خود را محق بدانند یک سیلی را با دو سیلی جواب دهند.

در چنین شرایطی هم اسرائیل در خطر خواهد بود و ایرانی ها ممکن است به اسرائیل واکنش نشان دهند و بایدن حمایت لابی های صهیونیستی را از دست دهد هم کشورهای عربی در صورتی که اجازه دهند آمریکایی ها از خاک یا آب و یا فضای آنها استفاده کنند.

بحث پایگاه های آمریکایی که در منطقه پخش هستند به کنار.

شاید هم همزمان هم ایرانی ها دست به کار شوند تا پایگاه های آمریکایی را هدف قرار دهند هم همپیمانان ایران در منطقه.

در چنین شرایطی ممکن است یک حمله نسنجیده موجب راه افتادن یک جنگ تمام عیار شود، جنگی که قطعا دولت بایدن تحمل تاوان آن را نخواهد داشت.

قطعا هم به همین دلیل می باشد که آمریکایی ها به جای بازگشت به توافق هسته ای و اجرای تعهدات خود و برداشتن تحریم ها و در مقابل بازگشت ایران به اجرای تعهدات خود در توافق هسته ای ، به دنبال آن هستند تا بحث های بیهوده مانند بحث موشکی و یا نفوذ ایران در منطقه را وارد برجام کنند.

آنها امیدوار هستند اگر موفق بشوند چنین کاری را انجام دهند یعنی قدرت موشکی ایران را محدود کنند و ارتباطات ایران با همپیمانان اش را قطع کنند زمینه حمله نظامی و یا حتی جنگ علیه ایران فراهم گردد و ایران را تهدید کنند یا تسلیم شود یا اینکه به آن حمله کنند.

سابقه هم نشان داده که حتی اگر ایران تسلیم آمریکایی ها شود باز هم آنها در صورتی که ببینند زمینه اشغال ایران و تجزیه آن فراهم است وارد عمل خواهند شد و به ایران حمله خواهند نمود.

دقیقا مشابه آن جریان هایی که برای عراق و یا لیبی و یا ... رخ داد.

از سوی دیگر وبا توجه به اینکه خود آمریکایی ها اذعان دارند که تحریم های کذایی شان علیه ایران شکست خورده به نظر می رسد تا زمانی که ایران از توانمندی بالای تولید تسلیحات درون کشور مخصوصا موشکی برخوردار هستند و متحدین جان بر کف در منطقه دارند جنگ دور از ذهن باشد و آمریکایی ها در نهایت مجبور باشند با ایران پای میز مصالحه بنشینند.

توجه داشته باشید گفتم میز مصالحه نه مذاکره.

آمریکایی ها به خوبی می دانند که زمان به نفع ایران است و هر روز که می گذرد ایرانی ها برگه های بیشتری را جمع آوری می کنند و در نهایت مجبور می شوند به جایی برسند که به جای اینکه به دنبال امتیاز گیری از ایران باشند حاضر باشند امتیازهایی هم به ایران بدهند تا به تعهدات قبلی خود در برجام برگردد.

به هر حال همانگونه که رهبری هم گفته اند امروزه این ایران است که خواهان ایجاد تغییرات در برجام است چرا که شرایط به نفع ایران تغییر کرده و شرایط قبلی در برجام خیلی مورد قبول ایرانیها نمی باشد.

اگر به یاد داشته باشید برجام زمانی امضا شد که بخش اعظم خاک سوریه در اشغال داعش بود و در عراق داعش به نزدیکی های بغداد رسیده بود و همچنین در یمن ائتلاف سعودی در حال پیشرفت بود.

امروزه متحدین ایران در منطقه در اوج قدرت خود قرار دارند مضاف بر اینکه ایران توانسته بر همه تهدید ها وتحریمها غلبه پیدا کند.

چه دلیلی دارد که مثلا تهدیدی مانند بند ماشه در توافق هسته ای باقی بماند؟

یا اینکه چرا ایران باید قبول کند آمریکا بدون پرداخت هیچ جریمه ای به برجام برگردد، انگار نه انگار طی چند سال اخیر کاری انجام داده؟

یا با کشورهایی که برجام را امضا کرده اند اما برخی مسئولینشان سخنانی که می تواند برجام را نابود کند به میان می آورند و به رغم اینکه مدعی هستند عضو برجام هستند اما هیچ تعهدی را اجرا نمی کنند، چه باید کرد؟

می توان گفت در این راستا خواسته های ایران بسیار زیاد است و هر روز که می گذرد احتمالا ایران خود را در موضع قویتر جهت مطالبه بیشتر خواهد یافت.

فعلا می توان گفت که امریکای بایدن به خروسی تبدیل شده که روی لبه دیوار ایستاده وصبح به صبح قوقولی قوقوی زیاد می کنند و دوستانش از او توقع دارند به جای قوقولی قوقو کردن یک طرف دیوار تخم بگذارد.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک