11:20 03 اوت 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 1664

رویارویی ایران و اسرائیل شبیه یک جنگ ترکیبی است. امروزه بسیاری از تحلیلگران جنگ واقعی بین ایران و اسرائیل را پیش بینی می کنند.

اسپوتنیک - ولادیمیر ساژین خاورشناس مطرح روس می نویسد: بسیاری از تحلیلگران جنگ واقعی بین ایران و اسرائیل را پیش بینی می کنند. در این شرایط، مسکو   برای جلوگیری از بروز یک فاجعه خونین همه تلاش خود را انجام می دهد. روسیه روابط بازرگانی خوبی با ایران و اسرائیل دارد ، اما آیا می توان روابط مسکو با دو طرف درگیر را استراتژیک خواند؟

اسرائیل: نمی گذاریم ایران از سوریه به ما ضربه بزند
© Sputnik / Press-service of Ministry of Foreign Affairs of the Russian Federation

روسیه و ایران

در سال های اخیر ، تعداد نشست ها و مذاکرات بین مقام های عالی رتبه روسیه و ایران ، روسای ادارات دیپلماتیک و دفاعی و بازرگانان افزایش یافته است. دیپلمات ها و روزنامه نگاران به طور فزاینده ای در مورد مشارکت استراتژیک بین فدراسیون روسیه و ایران صحبت می کنند. اگر رک و پوست کنده و بدون اشتیاق تبلیغاتی صحبت کنیم ، متأسفانه، اغراق آشکار این است که روابط روسیه و ایران را استراتژیک توصیف کنیم.

این امر بیشتر به دلیل عدم اعتماد است. تعجب آور است ، اما تاریخ دوران گذشته هنوز هم نقش مهمی برای ایرانیان در روابط با روسیه ایفا می کند. این لیست طولانی است:  عهدنامه صلح گلستان (1813) و ترکمانچای (1828)، که انتقال جنوب قفقاز را به حوزه حقوقی روسیه  تضمین کرده است؛ توافق نامه تقسیم مناطق نفوذ در ایران بین روسیه و انگلیس (1907) ؛ مداخله نیروهای روسی در شمال ایران در سال  1911  ، همانطور که در ایران می گویند، اشغال این کشور در سال 1941 توسط نیروهای مسلح  شوروی و انگلیس، فعالیت های حزب توده با حمایت اتحاد شوروی؛ تلاشی برای جدایی آذربایجان جنوبی توسط اتحاد شوروی (1946) ؛ حمایت شوروی از جمهوری مهاباد (1946) ؛  کارزار شوروی در افغانستان (1979-1989) ؛ حمایت فعال از صدام حسین در جنگ ایران و عراق (1988 -1980 )؛ قرارداد گور-چرنومیردین (1995) ، که همکاری نظامی- فنی بین روسیه و ایران را مسدود کرد. ساخت طولانی مدت نیروگاه اتمی بوشهر (2011 - 1995 ) ؛ حمایت روسیه از تحریم های ضد ایرانی در شورای امنیت سازمان ملل (2010-2006)؛ داستان تحویل سامانه های موشکی ضد هوایی S-300 و سایر قراردادهای همکاری نظامی - فنی(2015 -2010)؛ روابط بازرگانی بین فدراسیون روسیه و اسرائیل ؛ به عقیده ایرانیان، تقسیم ناعادلانه دریای  خزر.

خانم ماندانا تیشه یار، استادیار دانشگاه تهران ، دکترای علوم سیاسی، شعارهای ضد روسی در اعتراضات مردمی پس از انتخابات 2009 را به عنوان مثال ذکر می کند. او معتقد است که این مشکل در حافظه تاریخی ایرانیان نهفته است، که آنها در هر حادثه دست مخفی روسیه و انگلیس را می بینند و نگرش منفی نسبت به هر دو کشور دارند.

بدون شک طرف روسی نیز می تواند ادعاهای تاریخی نسبت به ایران داشته باشد، اما مسکو در تلاش است تا به آینده نگاه کند و تمام مشکلات پیش آمده در روابط دو کشور را به صورت عملی حل کند.

نعمت الله ایزدی، آخرین سفیر ایران در اتحاد شوروی   و اولین سفیر ایران در روسیه ، در یکی از مصاحبه های خود گفت که ایران و روسیه نمی توانند روابط استراتژیک داشته باشند، در برخی زمینه ها ایده های آنها با یکدیگر مغایرت دارد ... اما بهترین روابط در بالاترین سطح امکان پذیر است. وی تأکید کرد که اگرچه تهران و مسکو نمی توانند متحدان استراتژیک باشند ، اما باید برای توسعه روابط خود استراتژی داشته باشند.

متأسفانه، ما باید بپذیریم که حتی در چنین جهت مهمی مانند مشکلات سوریه ، وحدت نظرکاملی وجود ندارد. تمایل تهران به تحمیل سرپرستی خود از دمشق و ایجاد پایگاه سیاسی و عقیدتی (و همچنین نظامی) برای گسترش نفوذ شیعه و ایرانی، می تواند منجر به مقابله و انفجار در امتداد خطوط ایران-اسرائیل و کشورهای عربی-ایران شود. چنین سیر حوادث با منافع روسیه مغایرت دارد. بسیاری از تحلیلگران بر این عقیده اند که دلیل رقابت خاص مسکو و تهران در سوریه از همین جا ریشه می گیرد. بین لابی های طرفدار روسیه و ایران در سوریه برای نفوذ بر مقام های حاکم رقابت وجود دارد.

و اما تقابل تاکتیکی با غرب ، مسکو و تهران را به هم نزدیک می کند. به ویژه امروز، که ابرهای تحریم ها بار دیگر بر فراز فدراسیون روسیه و ایران ضخیم شده است. به هر حال، این کافی نیست. در نوامبر 2014 ، در کنفرانس "توسعه مشارکت استراتژیک بین روسیه و ایران"، ایگور ایوانف وزیر امور خارجه پیشین روسیه ، رئیس شورای امور بین الملل روسیه گفت: "مشارکت استراتژیک بین مسکو و تهران ... ممکن نیست بر اساس مخالفت مشترک آنها با غرب استوار باشد. این مشارکت باید مبتنی بر یک دیدگاه مشترک برای حل مشکلات جهانی زمان ما و ابتکارات واقع گرایانه باشد."

روابط بازرگانی و اقتصادی بین دو کشور نیز دلیلی ندارد که روابط کنونی روسیه و ایران را استراتژیک بنامیم. سهم ایران در گردش تجارت خارجی روسیه طی سالهای اخیر حدود 0.3٪ بوده و سهم روسیه در تجارت خارجی ایران حدود 1٪ است. در سال 2020 ، گردش کالای روسیه و ایران به اندکی بیش از 2 میلیارد دلار رسیده است که تقریباً با گردش کالای روسیه و اسرائیل برای مدت مشابه برابر است - 2.16 میلیارد دلار ، در حالی که جمعیت ایران 82 میلیون نفر است و اسرائیل - 9 میلیون نفر. برای مقایسه: بازرگانی ایران - چین در سال 2020 بالغ بر 14.9 میلیارد دلار و در سال 2019 - 23 میلیارد دلار بوده است.

اگر از درک تبلیغاتی اصطلاح "مشارکت استراتژیک" را دوربیاندازیم و تعریف علمی آن را بکار ببریم خواهیم دید که در آینده ای نزدیک چنین مشارکتی به سختی امکان پذیر است. غلامرضا شافعی ، سفیر ایران در روسیه در سال های 1999 تا 2005 گفت که همه چیز به نحوه تعریف پیمان استراتژیک بستگی دارد ... که هر یک از مردم ابتدا باید منافع ملی خود را در نظر بگیرند و بر اساس آنها با دیگر کشورها روابط برقرار کنند. وی صحت سخنان نیکولای کوژانوف محقق روسی را قبول کرد که اظهار داشت: "ازدواج مصلحتی" روسیه و ایران اجازه می دهد کاری شود تا گوشه های تیز را صاف کنیم ، اما این کار مشکلی را حل نمی کند ، بلکه فقط زمانی را به تعویق می اندازد که این سوال دوباره به شدت مطرح می شود.

بنابراین ، می توان نتیجه گرفت که روابط کنونی روسیه و ایران به عنوان یک "مشارکت موقعیتی" با تمام عواقب سیاسی ، نظامی و اقتصادی آن مشخص می شود.

روسیه و اسرائیل

در سال 1948 ، اتحاد شوروی مبتکر و پشتیبان فعال ایجاد کشور اسرائیل بود. رهبران شوروی امیدوار بودند که دولت جدید در خاور میانه سیاست های اتحاد شوروی را دنبال کند. با این حال، اسرائیل تصمیم گرفت از آمریکا و غرب پیروی کند.

در تاریخ روابط دو کشور بحران های متعددی وجود داشته است. در فوریه 1953 ، بمبی در اعتراض به کارزار ضد یهود در شوروی  و در "کشورهای دموکراسی مردمی" در محوطه سفارت شوروی منفجر شد. علیرغم عدم وجود تلفات و محکومیت بعدی سازمان دهندگان این اقدام ، اتحاد شوروی روابط دیپلماتیک را با اسرائیل پاره کرد. پس از مرگ استالین در ماه مارس، در ژوئیه همان سال ، این روابط دوباره احیا شد.

در ژوئن 1967 ، اتحاد شوروی روابط دیپلماتیک با اسرائیل را در ارتباط با جنگ شش روزه عرب و اسرائیل قطع کرد. تا اواخر دهه 80 قرن بیستم ، حملات تبلیغاتی و عقیدتی شوروی به صهیونیسم جهانی و اسرائیل شباهت زیادی به مبارزه ضد اسرائیلی فعلی ایران داشت (البته بدون انکار حق اسرائیل برای موجودیت آن).  روابط دیپلماتیک بین روسیه و اسرائیل در سال 1991 به طور کامل برقرار شد و همکاری ها رو به رشد بود. یک عامل مهم - موجودیت یک جامعه بزرگ (حدود 1.5-2 میلیون نفر) مهاجران روسی تبار از اتحاد  شوروی است. رئیس جمهور پوتین در یکی از دیدارها با نخست وزیر نتانیاهو تأکید کرد: "ما هرگز فراموش نمی کنیم که مهاجران زیادی از اتحاد شوروی در اسرائیل زندگی می کنند، این امر تأثیر ویژه ای بر روابط ما می گذارد."

امروز روابط دو جانبه بین روسیه و اسرائیل با تعامل در زمینه های مختلف مشخص می شود - گفتگوی استراتژیک منظم در بالاترین سطح ، رایزنی ها در سطح وزارتخانه های خارجه ، ساختارهای مختلف کشوری و پارلمانی و روابط بین شورای امنیت ملی اسرائیل و شورای امنیت روسیه ، هم در سطح رهبران و هم با شرکت کارشناسان. طیف گسترده ای از روابط اقتصادی (صنعت ، مجتمع کشت و صنعت ، فناوری های پیشرفته ، همکاری نظامی - فنی) ، تبادل فرهنگی و علمی وجود دارد. بنیامین نتانیاهو، به عنوان نخست وزیر اسرائیل ، حدود 20 بار به فدراسیون روسیه سفر کرده است، رئیس جمهور پوتین سه بار به اسرائیل سفر کرده است. حدود 20 قرارداد دولتی بین روسیه و اسرائیل منعقد شده است.

شایان توجه است که ، با وجود روابط نزدیک با ایالات متحده که کشورهمپیمان اسرائیل است، دولت یهود از پیوستن به جمعی از کشورهای غربی در موضوع  اعمال تحریم ها علیه روسیه امتناع ورزید.

در سال 2015 ، در مسکو ، به دنبال مذاکرات بین روسای ستاد کل نیروهای مسلح روسیه و اسرائیل ، یک گروه کاری مشترک برای هماهنگی اقدامات در مورد سوریه تشکیل شد. هدف اصلی این سازوکار برای به اصطلاح کاهش تنش حفظ ارتباط بین ارتش اسرائیل و گروه روسی مستقر در سوریه در زمان واقعی برای جلوگیری از درگیری بین نیروهای مسلح اسرائیل و روسیه است.

در چارچوب توافقاتی که صورت گرفت ، فدراسیون روسیه نه تنها از سیستم دفاع موشکی و دفاع هوایی خود علیه اسرائیل استفاده نمی کند، بلکه استفاده از سامانه های دفاع هوایی S-300 که قبلاً به دمشق تحویل  شد   مجاز نمی داند.

در حقیقت ، اگر این اقدامات به اهداف روسیه در سوریه و رژیم بشار اسد آسیب نرساند ، اسرائیل رضایت روسیه برای حمله به اهداف ایران را برای خود تأمین کرده است. این امر این واقعیت را تأیید می کند که مسکو با درک نگرانی اسرائیل از اقدامات ایران و حزب الله خواهان تشدید درگیری نیست.

البته ، به دلیل اوضاع متشنج در سوریه ، بروز مشکلات اجتناب ناپذیر است. یک آزمایش جدی - حادثه غم انگیز سپتامبر 2018 بود ، زمانی که موشک سوریه شلیک شده به سمت هواپیماهای اسرائیلی به طور تصادفی به هواپیمای ایل -20 روسی اصابت کرد. 15 نظامی روسی کشته شدند. این وضعیت بحرانی با استفاده از تماس های شخصی بین رهبران دو کشور حل و فصل شد.

در یک قالب کلی سیاسی، روسیه برخی از مواضع اسرائیل (و ایالات متحده) را قبول نمی کند، از جمله: الحاق بلندی های جولان، انتقال پایتخت این کشور به بیت المقدس، ایده ترامپ درباره حل مساله فلسطین مسئله. در همان زمان ، مسکو در مورد هر مسئله راه های خاص خود را برای حل آنها ارائه می دهد، که به طور فعال با طرف اسرائیلی بحث می شود. به نوبه خود ، اسرائیل نگران روابطی است که مسکو با افراد و سازمانهایی که در کشور یهود تروریست قلمداد می شوند - حزب الله و حماس - برقرار می کند.

به طور خلاصه ، می توان گفت که روابط روسیه و اسرائیل ، اگر نمی توان آنها را استراتژیک توصیف کرد ، می توان در بسیاری از موضوعات دوستانه نامید.

بدین سان، روسیه بر اساس ماهیت سیاست چند جانبه    خود در خاورمیانه ، در حال توسعه روابط خود با همه قدرت های منطقه ای بر اساس منافع ملی خود است. در عین حال، روابط بازرگانی با ایران و اسرائیل نقش ویژه ای ایفا می کند. موضع ای که مسکو اتخاذ کرده امکان می دهد کاری شود تا از تبدیل زد و خورد های تبلیغاتی سرد به یک جنگ گرم جلوگیری شود.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک