12:15 12 آوریل 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
0 160

واشنگتن که خود را برنده جنگ سرد اعلام کرد ، از نظر سرزمینی پیروز شد ، اما در اذهان بشریت شکست خورد - در روسیه و در کل جهان.

اسپوتنیک -  نشریه آمریکن کنسرواتیو می نویسد: کره زمین - حیطه منافع حیاتی آمریکا است. جنگ سرد برگشته است. این دور جدیدی از مبارزه نامفهوم با جمهوری خلق چین و اعلام فدراسیون روسیه به عنوان دشمن ابدی ایالات متحده است. مهار نظامی و تضعیف اقتصادی روسیه برنامه مورد علاقه جناح غیررسمی موسوم به "روسیه به عنوان دشمن" در شورای آتلانتیک است(شورای آتلانتیک - مرکز تحلیل و تحقیق آمریکایی ، تاسیس شده در 1961 جنب ناتو).

چگونه مجتمع نظامی-صنعتی روشنفکران را قورت داده است

طرفداران واشنگتنی مداخله در امور دیگران به قصد  توسعه دموکراسی زمانی موفقیت آمیز هستند که آمریکا دشمن داشته باشد. در طول جنگ سرد ، وجود اتحاد  شوروی ، کره شمالی، ویتنام، کوبا و جمهوری خلق چین گسترش مداوم دستگاه امنیت ملی و گسترش مجتمع نظامی - صنعتی - فکری را توجیه می کرد. اما مراکز  فکری واشنگتن بیشترین بهره را از این کار می بردند.

اما چگونه می توان وجود یک ماشین جنگی عظیم را پس از سقوط دیوار برلین ، فروپاشی اتحاد شوروی و از بین رفتن پیمان ورشو توجیه کرد؟ کرکس ها گیج شده بودند. کالین پاول، که به عنوان رئیس ستاد مشترک ناتو خدمت کرد، اظهار داشت: "من دیوهایم تمام می شود. من ذخیره تبه کارهایم تمام می شود. فقط فیدل کاسترو و کیم ایل سونگ باقی مانده اند."

پیروزی موهوم غرب بر روسیه

برای مدتی، آشفتگی اقتصادی و بی ثباتی سیاسی ، فروپاشی ژئوپلیتیکی و تحقیر در روسیه حاکمفرما بود. اما همه اینها نه عشق به ایالات متحده ، بلکه بذر تلافی جویی را کاشت. رهبران آمریكا و اروپا بی شرمانه وعده های خود را زیر پا گذاشتند و مرزهای ناتو را در 150 كیلومتری سن پترزبورگ قرار دادند. دولت کلینتون جامعه فرا آتلانتیک را به جنگی تهاجمی علیه صربستان سوق داد. کشورهای غربی از انقلاب های رنگی در گرجستان و اوکراین حمایت کردند و در  سال 2008، دولت جورج دبلیو بوش با ناتو موافقت کرد تا آن پیمان این کشورها را در صفوف خود بپذیرد. در سال 2014 ، بروکسل و واشنگتن از کودتای خیابانی در کی یف حمایت کردند که رئیس جمهور منتخب قانونی را سرنگون نمود.

برنده شدن در ژئوپلیتیک و شکست خوردن در اذهان

این سخنان پر سر و صدایی بود مبنی بر اینکه آمریکا یگانه ابرقدرت جهانی و تنها ملتی است که دکترین مونرو را در سراسر جهان به کار می برد. کار به جایی کشید که کل سیاره خاکی ما حوزه منافع آمریکا است و فقط ایالات متحده حق دارند در هر زمان و هر مکان ، به هر دلیلی، به هر کسی مداخله کنند. ما نباید از تأثیر منفی این اقدامات ایالات متحده بر افکار عمومی در مسکو تعجب کنیم. واکنش آمریکا را در شرایط مشابه تصور کنید. اتحاد شوروی پیمان ورشو را توسعه داده و  کوبا را به عضویت آن می پذیرد و سپس کانادا را به آنجا دعوت می کند و بعدا به مکزیک که با آمریکا درگیر اختلاف مرزی شده کمک نظامی می کند. واشنگتن ، از جمله جناح موسوم به "روسیه به عنوان دشمن" در شورای آتلانتیک، با خشم منفجر می شد. این کار می توانست سبب بروز بحران موشکی مانند بحران کوبا می شد ، منتها در عصر دیجیتال.

حقوق بشر غرق در ریاکاری

ولادیمیر پوتین مرد بدی است که رهبر مخالفان روسیه را به زندان انداخت. کشورهای غربی متوجه نیستند که این زندانی ناسیونالیست است و حتی ممکن است به یک دشمن خطرناک تر از پوتین تبدیل شود.

در چین شی جین پینگ با بحث و گفتگو با خود مائو تسه تونگ و نقض مقیاسی حقوق بشر، دیکتاتوری شخصی خود را برقرار کرده است. با این وجود ، ایالات متحده سالها معاملات تجاری با چین را انجام داد تا اینکه دولت ترامپ تصمیم گرفت که مصلحت سیاسی ایجاب می کند که با چین به عنوان یک دشمن رفتار شود.

همین داستان با سلطنت سعودی است. در آنجا هیچ انتخابی، روزنامه نگاران مستقل ، آزادی اینترنت ، کلیساها و کنیسه ها وجود ندارد. اما حتی امروز ، دولت بایدن از اعمال مجازات علیه شخصیت های مهم ریاض خودداری می کند. علاوه بر این ، غرب همچنان به فروش سلاح و مهمات به آن کشور ادامه می دهد که خانواده سلطنتی سعودی از آنها برای از بین بردن غیرنظامیان در یمن همسایه استفاده می کند.

در مورد چین و عربستان سعودی عمل گرایی حاکم است. اما اگر عمل گرایی مشابهی را در رابطه با مسکو تصور کنید، بلافاصله نوکر پوتین خوانده می شوید.

احیای محور "غیرممکن" روسیه و چین

فردریک کمپه، رئیس شورای آتلانتیک اعتراف کرد که "روابط استراتژیک رو به رشد بین روسیه و چین، که توسط قرارداد پرواز به ماه امضا شده در این هفته ، تایید شده، یکی از نشانه های بسیاری از آن است که برخورد غرب به مسکو در طول 20 سال گذشته نتوانسته است نتیجه دلخواهی را ببار بیاورد.  

ولی کرکس های ضد روسی به ما اطمینان می دهند که اتحاد بین دو کشور غیرممکن است. یا بی اهمیت است. یا ناپایدار .آنها اصرار دارند که روسیه باید از چین در حال رشد بترسد. شاید. اما یک مشکل وجود دارد: چین با روسیه به عنوان دشمن رفتار نمی کند و خواست های غیرقابل قبولی به آن ارائه نمی دهد. بنابراین ، مسکو در حال چرخش به شرق است.

رهبران جناح "روسیه به عنوان دشمن" استدلال می کنند که نخبگان روسیه وجود پایگاه های ناتو در اطراف روسیه را قبول می کنند، دونباس را ترک می کنند ، کریمه را باز می گردانند ، با برتری غرب موافق هستند ، معتقدند افرادی که روسیه را هدف قرار دادند دوستان آن هستند ، و روسیه در جهتی که به آن نشان داده می شود می ایستند. باور نکردنی است.

قیام در کشتی شورای آتلانتیک

 دو کارمند شورای آتلانتیک ، متیو باروز و اما اشفورد، مقاله ای نوشتند و با انتقاد از برخورد فعلی به مسكو، خواستار "جستجوی انگیزه هایی شدند كه مسكو را به آن وادار کند تا مطابق با منافع آمریكا عمل نماید.

چهار روز پس از آن نشریه UkraineAlert بیانیه ای 22 دانشمند وابسته به UkraineAlert، مرکز اوراسیا، شورای آتلانتیک و مرکز استراتژی و امنیت Scowcroft را منتشر کرد، تحت عنوان "گزارش جدید در باره سیاست در مورد روسیه نشانه را از دست می دهد". آنها توضیح دادند که "این مقاله مبنی بر مفاهیم نادرست است" و آنها با استدلال های آن مخالف هستند.

و اعضای جناح "روسیه به عنوان دشمن" تنها نیستند. واشنگتن رسمی اساساً این عقیده را دارد که مسئله بهبود روابط با روسیه در محافل مناسب و معقول حتی قابل بحث نیست. این جمعیت نمی خواهد آمریکایی ها بدانند که گزینه های جدی برای تحریم ها و جنگ ها وجود دارد. سیاستمداران واشنگتن دائماً اصرار داشته اند که مخالف بحث و مخالفت نیستند. با این حال ، هرکسی که به اهدافی مانند حفظ برتری و سلطه شک کند، خطر رانده شدن را دارد. 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک