10:18 25 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
114032

چند روزی است رسانه های مخالف ایران و متحدین آن تلاش دارند از ملاقات پاپ فرانسیس و آیت الله العظمی سیستانی بهره ببرند و به نوعی این مساله را القا کنند که ایرانی ها از این ملاقات ناراحت هستند.

منتظر شدم ملاقات انجام شود تا بعد از آن مقاله را بنویسم نه قبل از آن.

همه تحلیلگران متفق القول هستند که ملاقات پاپ با آیت الله سیستانی با اصرار آمریکایی ها انجام شده و پاپ مجبور شده بسیاری از رسم و رسومات خود را زیر پا بگذارد و شخصا به ملاقات آیت الله سیستانی برود در حالی که در هیچ سفری در هیچ جای دنیا وی و یا نیاکانش به دیدار کسی نمی روند.

آیت الله سیستانی هم با درایتی که دارد کاملا نشان داد که خیلی هم تمایلی به این ملاقات پروتکلی نداشته اما به لحاظ برخی مسایل اجتماعی وتقاضاهای حکومتی آن را پذیرفته و حتی برای بدرقه پاپ تا دم درب خانه هم نرفت.

دلیل اینکه آیت الله سیستانی تمایلی به این دیدار نداشته به این دلیل نبوده که وی می خواسته به پاپ بی احترامی کند بلکه به این دلیل بوده که وی تمایل نداشته از این دیدار بهره برداری سیاسی شود.

آیت الله سیستانی به خوبی دست آمریکایی ها و متحدین آنها در عراق را خوانده و می داند که آنها تلاش دارند در میان شیعیان عراق تفرقه بیاندازند و سیاست جدیدی را پیاده کننده مبنی بر اینکه شیعه تندرو و شیعه میانه رو وجود دارد و شیعه های میانه رو طرفدار آیت الله سیستانی هستند و شیعه های تندرو طرفدار ایران.

بعد شخصی را به عنوان رهبر شیعیان میانه رو که عامل آنها است معرفی کنند و درگیری میان شیعیان ایجاد کنند و از او حمایت کنند.

به این شکل آمریکایی ها می خواهند درون عراق که دارای اکثریتی شیعه می باشد فتنه راه بیاندازند و بعد زمینه حمله و کشتار شیعیان را فراهم کنند و بعدا بگویند که با شیعه های تندرو طرفداری ایران می جنگند و نه همه شیعیان.

یک بار به تیتر همین مقاله توجه کنید.

من گفتم "جمهوری اسلامی".

اما قطعا هر کس این تیتر را خوانده بلا فاصله "ایران" به ذهن اش آمده.

این در حالی است که ما رسما جمهوری های اسلامی دیگر هم در جهان داریم.

لحظه ای به عنوان رسمی آیت الله خامنه ای تامل کنید، "رهبر انقلاب اسلامی".

نه رهبر جمهوری اسلامی ایران و نه رهبر ایران و نه رهبر شیعیان و نه رهبر مسلمانان.

این در حالی است که همه این صفات در بسیاری از رسانه ها برای وی عنوان می گردد، که البته بی دلیل هم نیست، چون این جایگاه را نه به عنوان صفت رسمی بلکه به عنوان عملکرد به دست آورده.

یعنی وی رسما "رهبر انقلاب اسلامی" است اما عملا رهبر "شیعیان جهان" و رهبر "جمهوری اسلامی" و "رهبر مسلمانان" و رهبر "جبهه مقاومت" و... هستند.

درست است که انقلاب اسلامی در ایران به وقوع پیوسته اما این انقلاب عصاره تفکر های هزاران امام وعلامه و آیت الله و فیلسوف اسلامی بوده که امام خمینی (ره) در انقلاب اسلامی آنها را جمع بندی کرد.

اما اینگونه نیست که با وجود رهبر انقلاب اسلامی جایگاه مراجع تقلید در جهان اسلام تضعیف شود بلکه این مراجع همه مورد حمایت انقلاب اسلامی می باشند.

بسیاری حتی تصور نمی کردند این انقلاب در ایران رخ دهد و حتی بسیاری از فیلسوفان مسلمان باور داشتند این انقلاب قرار است در مصر یا ترکیه و یا عربستان سعودی و یا عراق یا ... رخ دهد و شاید تنها جایی که در ذهن بسیاری از این فیلسوفان نمی گنجید ایران بود.

از همان ابتدا هم بحث صادر کردن انقلاب مطرح شد و برخی تصور داشتند که ایران می خواهد از گروه های مختلف در کشورهای دیگر حمایت کند تا بر علیه حاکمان انقلاب کنند، در حالی که سیاست امام خمینی (ره) مبنی بر این بود که یک حکومت اسلامی به عنوان الگو برای دیگر مسلمانان ایجاد کند و آنها این حق را داشته باشند که کدام الگو را برای حکومت خود می خواهند.

همین هم شد، همین ده سال پیش در بسیاری از کشورهای عربی وقتی که انقلاب های موسوم به بهار عربی و یا بیداری اسلامی  رخ داد بسیاری حکومت اسلامی ایران را الگوی حکومت خود می دانستند.

و درواقع همین ماجرا منجر شد که امروزه برخی رهبران دست نشانده عرب ایران را دشمن اصلی خود بدانند.

امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی بود اما آیت الله العظمی خامنه ای طی سی و اندی سال گذشته هدایتگر این انقلاب بود و قطعا اگر رهبری وی نبود شاید این انقلاب مسیر خود را گم می کرد و به بیراهه می رفت، مانند بسیاری از انقلاب های تاریخ بشریت.

شاید برخی ندانند اما در بسیاری از کشورهای عربی تا قبل از انقلاب اسلامی شیعیان جزو مردمان درجه دو و یا سه به شمار می آمدند بدیهی است موفقیت ها و درخشش جمهوری اسلامی و حمایت آن از شیعیان منطقه برای اینکه جایگاه خود را به دست آورند اصلی ترین دلیل به حساب می آید که امروزه رهبر کاتولیک های جهان حاضر می شود چند هزار کیلومتر را سفر کند تا با مرجع تقلید شیعیان عراق آیت الله العظمی سیستانی ملاقات کند.

چون تازه آنها متوجه شده اند که اقتدار کجا است و دست کی است.

آیت الله سیستانی هم امتداد اقتدار تشیع به حساب می آید و هر جا که تشیع اقتدار داشته باشد یعنی ایران و جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی اقتدار دارند.

بر عکس تصویری که رسانه های دشمن در حال جا انداختن هستند ایرانی ها نه فقط از این ملاقات ناراحت نیستند بلکه بسیار خوشحال هم می باشند که توانسته اند بعد از یک هزار و چهارصد سال کاری کنند که جایگاه تشیع اعتلا پیدا کند.

در پایان هم جا دارد یاد آوری کنیم که اگر اتحاد ایران و شیعیان عراق نبود امروزه داعش کل عراق را تصرف کرده بود و امکان نداشت پاپ بتواند قدم در عراق بگذارد، البته شاید اصلا کلا دیگر مسیحی ای در شرق وجود نداشت که به بهانه دیدارش پاپ بخواهد به دیدارش بیاید.

همه این شرایط هم مدیون خود شهیدانی مانند شهید سپهبد قاسم سلیمانی و شهید ابو المهدی المهندس و یاران باوفایشان بوده و هست و شاید بد نباشد پاپ هم توجه داشته باشد چه کسانی جان مسیحیان شرق از عراق گرفته تا سوریه و لبنان را نجات دادند.

فراموش نکنید که الحشد الشعبی که امروزه آمریکایی ها تلاش دارند به مبارزه با آن بپردازند با فتوای آیت الله العظمی سیستانی و حمایت و پشتیبانی ایران تشکیل شد، یعنی اگر آیت الله العظمی خامنه ای در راس قرار داشته باشد آیت الله العظمی سیستانی در قلب قرار دارد وبقیه علما و مراجع تقلید روح به آن می دمند.

به هر حال باید اذعان داشت که بزرگترین امتیاز از این دیدار امروزه عاید جبهه مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی شد چرا که ثابت کرد که سیاست های آن در جهان اسلام منجر به آن شده هیچ اقدامی بدون در نظر گرفتن این جبهه امکان پذیر نیست و تلاش دشمنان برای ایجاد فتنه میان شیعیان با وجود مراجع تقلید دانا قطعا ناکام خواهد ماند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک