09:02 26 ژوئیه 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 407

بر کسی پوشیده نیست که اکثر به اتفاق گروه های تروریستی در جهان توسط مجامع اطلاعاتی ایالات متحده جهت تامین منافع آمریکا تشکیل شده اند.

به استناد سخنان خانم هیلاری کلینتون در مقابل کنگره آمریکا و پس از آن در کتاب خاطرات اش و همچنین برخی مقامات آمریکایی دیگر تشکیلات تروریستی داعش نیز از این ماجرا مستثنی نبوده و نیستند.

مادر داعش که همانا القاعده است هم توسط ایالات متحده و متحدین اش برای مبارزه با شوروی در افغانستان تشکیل شد.

در آن زمان نیاز بود تا القاعده با ایدئولوژی مبارزه با "دشمن دور" تشکیل شود، که البته بحث عبارت های "دشمن دور" و "دشمن نزدیک" در فلسفه این گروه های تروریستی تکفیری مبحثی طولانی است که خارج از حوصله این مقاله می باشد اما فقط اگر بخواهم خلاصه کنم باید بگویم.

بر اساس فلسفه مبارزه با "دشمن دور" مبارزه با کشورهای استعمارگر و ستمگر که بر حاکمان کشورهای اسلامی سلطه دارند در اولویت است و بر اساس فلسفه "دشمن نزدیک" مبارزه با خود حاکمان مقدم تر از مبارزه با تسلط کنندگان بر آنها است.

نمی توان انکار کرد که آمریکایی ها و غربی ها چندین ملیارد دلار برای تحقیقات روی تفکر های مختلف هزینه می کنند تا در نهایت با عبارت هایی مانند "دشمن دور" و یا "دشمن نزدیک" بیرون بیایند و بتوانند اهداف خود را محقق کنند.

امری که متاسفانه هنوز در بسیاری کشورها توسط حکومت ها قابل درک نیست و آنها متوجه نیستند که مبارزه با ایدئولوژی و تفکر نیاز به ایدئولوژی و تفکر دارد وحاضر نمی باشند روی این نوع تحقیقات که می تواند کلید بقای کشورها باشد سرمایه گذاری کنند.

بگذریم.

برخی ممکن است سوال کنند که نقشه آمریکا چیست، باید گفت عموما این نقشه ها خلاصه ای از طرح معروف به نقشه برنارد لویس برای تجزیه منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به کشورهای کوچکتر که تا ابد الدهر با هم درگیر باشند و همیشه محتاج آمریکا باشند می باشد.

بر اساس این طرح 14 کشور جدید باید از دل کشورهای موجود در این منطقه بیرون آید و شرایط به گونه ای باشد که اسرائیل به عنوان ابرقدرت منطقه ای بر همه برتری داشته باشد.

این طرح در سال 1974 توسط برنارد لویس در دوران زمامداری هنری کسینجر بر وزارت خارجه آمریکا تدوین شد و بعد ها به عنوان دکترین سیاسی آمریکا در خاورمیانه تبدیل شد، چرا که بسیاری از شاگردان  وهمفکران برنارد لویس در پست های کلیدی دولت های بعدی نقش اساسی داشتند.

جالب اینکه آقای برنارد لویس مانند هنری کسینجر یک یهودی زاده شده از پدر و مادری یهودی و شدیدا وفادار به آرمان های صهیونیستی و اسرائیل بود و دکترای خود را در رشته شرق شناسی و تخصص اسلامشناسی دریافت کرده بود و به قول برخی از آنهایی که وی را از نزدیک می شناختند در حد یک روحانی عالیرتبه در حوزه از اسلام اطلاعات داشت و قرآن را کاملا حفظ کرده بود.

جالب اینکه سرپرست تشکیلات سری آمریکا در منطقه خاورمیانه آقای مایکل دندریا نیز با لقب "آیت الله مایک" معروف بود، دلیل این لقب هم این بود که وی در حد یک آیت الله در زمینه مسایل اسلامی تحقیق کرده بود و اطلاعات داشت.

علیرغم تغییر روسای جمهوری و حکومت ها در ایالات متحده ولی همیشه مشاهده می کنیم این اشخاص در همه ادوار تاثیر گذار هستند چرا که دولت های آمریکا در هدف با هم اختلاف ندارد بلکه فقط در روش با هم اختلاف دارند.

امروزه هم ما ایرانی ها مشاهده می کنیم دولت آقای بایدن دقیقا پا جای پای دولت ترامپ در سیاست های خود نسبت به برجام ومطالبه های آمریکا گذاشته ، اما با روشی متفاوت.

به هر صورت می بینیم که بر اساس همین دکترین فکری ایالات متحده مثلا در عراق هم خود را دوست دولت عراق معرفی می کند و هم کردها و به هر دو طرف القا می کند که حامی آنها است اما همیشه فتنه و آشوب میان آنها ایجاد می کند.

در مورد داعش هم اوج قدرت آن زمانی بود که دمکراتها در آمریکا سر کار بودند و هیچ کس نمی تواند انکار کند آموزش ها و تسلیحاتی که در اختیار داعش قرار گرفت همه یا به صورت مستقیم به دست آنها رسید و یا توسط متحدین آمریکا در منطقه تامین شد.

زمانی که توافق هسته ای امضا شد یکی از بحث های مطرح شده آن بود که پس از این توافق دیگر نیازی به داعش نیست و به همین دلیل هم آمریکایی ها تلاش داشتند از شر آنها خلاص شوند.

اما نه همه آنها.

عناصری از داعش که از همه جا بی خبر به این تشکیلات پیوسته بودند.

به هر حال رئیس جمهوری آمریکا باید می آید و یک نوع دست آورد برای ائتلاف خود در عراق مطرح می کرد و این دست آورد نیاز به خون این عناصر ابله (طبق تعریف آمریکایی ها) داشت که گول خورده بودند و به داعش پیوسته بودند.

زمانی که ارتش عراق و الحشد الشعبی در حال نابودی داعش بودند طبق ده ها گزارش ارتش آمریکا تعداد زیادی از متحدین خود در بین داعش را از آن منطقه هلیبورد کرد و به مناطق دیگر منتقل نمود.

طبق برخی گزارش ها امروزه چیزی حدود 11500 جنگجوی داعش در مناطق تحت حمایت نیروهای دمکراتیک سوریه (قسد) که به نوبه خود عامل آمریکا در سوریه به حساب می آید، در مکان هایی که نام آن را زندان گذاشته اند اما در واقع برای اینها هتل به حساب می آید، اسکان داده شده اند تا برای وقت مبادا استفاده شوند.

اینکه داعش به یکباره بیاید و وسط بغداد بمب منفجر کند یا اینکه ببینیم عملیات تروریستی در اربیل انجام می شود تا نام متحدین ایران در این کشور را تخریب کند نمی تواند یک مساله ساده باشد.

با توجه به اینکه پس از ترور شهید سلیمانی مجلس عراق قانونی برای خروج نیروهای خارجی در عراق تصویب کرد به نظر می رسد آمریکایی ها دوباره به فکر احیای سیاست قدیمی زمان اوباما هستند، زمانی که دولت آقای المالکی با اعطای حق کاپیتولاسیون به آمریکایی ها مخالفت کرد و آمریکایی ها مجبور بودند از عراق خارج شوند و برای بازگشت خود داعش را تشکیل دادند تا دولت عراق مجبور شود از آنها بخواهد به عراق برگردند.

این روزها گزارش های زیادی از تحرکات داعش و عناصر آن در سوریه و عراق منتشر می شود که همه نشان می دهند دولت جدید آمریکا به فکر احیای همان سیاست دوران اوباما در عراق و بهره برداری از گروه های تروریستی جهت تثبیت حضور خود در این کشور می باشد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک