08:51 19 سپتامبر 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 418

آنهایی که در مسایل مطالعات اسلامی تحقیق کرده اند به خوبی می دانند که عبارت "بیداری اسلامی" یا "الصحوه الاسلامیه" عبارتی است که اخوان المسلمین مصر برای توجیه راه خود از آن استفاده کردند.

شما اگر به عربستان سعودی سفر کنید هیچ کس خود را وهابی نمی داند چرا که وهابی ها هم خود را "اصلاح طلب" می دانند و باور دارند که برای اصلاح مسیر اسلام  پا پیش گذاشته اند.

انقلاب اسلامی در ایران امروز سالگرد 42 سالگی پیروزی خود را جشن می گیرد.

برخی شاید به یاد داشته باشند آقای جان بولتون در اجلاس سازمان مجاهدین خلق اظهار داشته بود جمهوری اسلامی جشن چهلمین سال پیروزی خود را مشاهده نخواهد کرد.

بعدها هم آقای جان بولتون مشاور امنیت ملی کاخ سفید شد, بر کسی پوشیده نبود که لابی های سعودی و اسرائیلی نقش پر رنگی در به قدرت رسیدن او بازی کردند و امیدوار بودند وی بتواند وعده خود در سرنگونی نظام اسلامی در ایران را محقق کند، اما هم بولتون رفت و هم رئیس اش در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی برای دومین بار استیضاح می شود و هم نظام جمهوری اسلامی ماند.

چرا؟

چون بسیاری مانند بولتون بدون تحقیق عمقی با سطحی نگری درک نمی کنند که انقلاب اسلامی در ایران بر مبنای یک ایدئولوژی فکری که قرن ها در میان مسلمانان ریشه دارد محقق گشته.

بله همانگونه که در ابتدای مقاله صحبت کردم پس از ظهور اسلام مکاتب فکری مختلفی در میان مسلمانان رواج پیدا کرد که من فقط دو تا از آنها را مطرح کردم در حالی که ده ها مکتب فکری در میان مسلمانان رواج داشته و دارد.

از همان ابتدا شیعیان بحث مرجعیت را پیش کشیدند تا بتوانند جلوی تشتت آرا در میان مکاتب مختلف فلسفی شیعی را بگیرند و مباحث فیما بین علما محصور گردد در حالی که اهل تسنن چون با مرجعیت واحد مواجه نبودند به تشتت فکری خود ادامه دادند.

شاید برخی ندانند که دانشگاه الازهر در قاهره که مرجع اصولی بسیاری از رجال دین اهل تسنن به شمار می آید در ابتدا توسط فاطمی ها که تابع خط و مشی فکری اهل تشیع بودند بنا شد و در صورتی که این دانشگاه بنا نمی شد شاید تا به حال اهل تسنن در جریان مرجعیت خود حتی همین دانشگاه را هم نداشتند.

به هر صورت ویژگی مسلمانان در این بود و هست که این تفکر ها و ایده ها و فلسفه ها که بعدها به ایدئولوژی تبدیل شد محصور به یک مذهب خاص نبود، کما اینکه اشاره کردم دانشگاه الازهر که در حال حاضر مرجع بسیاری از رجال دین اهل تسنن است توسط شیعیان بنا شده و یا اینکه حتی رهبران چهار مذهب اصلی اهل تسنن یعنی ابو حنیفه نعمان بن ثابت زوطی (حنفی ها) – مالک بن انس (مالکی ها) - محمد ادریس الشافعی (شافعی ها) و ابو عبد الرحمن احمد بن حنبل (حنبلی ها) همه پیرو مکتب امام جعفر صادق (ع) که همانا موسس فقه جعفری نیز به حساب می آید بودند.

جالب اینکه حنبل و ابو حنیفه ایرانی بودند و مالک شاگرد مستقیم امام جعفر بود و امام شافعی شاگرد افکار مالک وابوحنیفه بود.

این مطالب را بیان کردم تا نشان دهم که چه قدر اهل تشیع و تسنن با یکدیگر عجین هستند و چه قدر تفکر ها و ایدئولوژی ها فیما بین اینها متداول می باشد.

در واقع حتی تفکر اخوان المسلمین از فلسفه افرادی مانند سید جمال الدین الافغانی که به دنبال رواج بُنیادگرایی اسلامی یا اصول‌گرایی اسلامی بود نشأت گرفته.

آنها تصور می کردند که به دلایل شرایط زمانه مصر می تواند مرکز پیروزی جنبش آنها در قلب جهان اسلام باشد واز آنجا می توانند تفکر خود را به جاهای دیگر جهان اسلام منتقل کنند ولی امام خمینی (ره) عصاره همین فلسفه ها و تفکر ها و فلسفه وتفکر های دیرینه علما و فیلسوفان و متفکرین اسلامی را در فلسفه حکومت اسلامی خود جمع بندی کرد و در نهایت موفق شد در ایران انقلاب کند و جمهوری اسلامی تاسیس کند.

علیرغم اینکه این انقلاب با هدایت مراجع و علمای شیعه انجام شد و علیرغم اینکه اکثریت قاطع شرکت کنندگان در این انقلاب از اهل تشیع بودند اما نام نظام نشآت گرفته از آن "جمهوری اسلامی" شد و نه "جمهوری شیعه" چون موسسین آن باور داشتند که ایدئولوژی و تفکری که منجر به انفجار این انقلاب شد "فرا مذهبی" و "اسلامی شمولی" است.

اما به هر حال نمی توان انکار کرد که این ایدئولوژی موفق شد بخش عمده اهل تشیع را حول تفکر ولایت فقیه متحد کند وامروزه بسیاری از شیعیان و حتی اهل تسنن جهان تابع ایدئولوژی تبعیت از ولایت فقیه هستند.

در مقابل مشاهده می کنیم که در میان اهل تسنن بحران های هویتی نا پایدار زیادی وجود داشته و دارد و هنوز که هنوز است جناح های مختلف در حال ستیز با یکدیگر برای هدایت جریان هستند.

بی دلیل هم نیست که آنها بلا فاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مقابل ایران ایستادند و جنگ به پا کردند.

خصومت دیرینه آنها با ایرانی ها به کنار حال ایدئولوژی اسلامی آن هم همه آنها را به چالش می طلبد.

در حالی که این ستیز ها میان اهل تسنن به شدت ادامه دارد ایدئولوژی انقلاب اسلامی در جهان اسلام آرام آرام در حال گسترش می باشد.

عربها تصور می کردند با داشتن امکانات مالی فراوان می توانند افراد را به سمت و سوی تفکر های خود بکشانند در حالی که انقلاب اسلامی ایران با ایجاد نمونه یک کشور اسلامی مقتدر و موفق توانست مسلمانان را به سمت خود بکشد.

به همین دلیل هم بود که وقتی که بهار انقلاب های اسلامی در کشورهای عربی شروع شد بسیاری از محققین به سمت این کشورها روانه شدند تا تحقیق کنند و ببینند انقلابی ها چه الگوهایی را برای کشورهای جدید می خواهند اتخاذ کنند و اکثریت مطلق آنها ایران را به عنوان نمونه مورد نظر خود مطرح کردند.

شاید به همین دلیل هم بود که آمریکا و اسرائیل و برخی رهبران کشورهای عربی سریع دست به کار شدند تا در مقابل این موج بایستند.

مردمان مسلمان کشورهای عربی همه به اتفاق نه عربستان سعودی که مورد حمایت آمریکا و اسرائیل بود را به عنوان رهبر کشورهای عربی و یا اسلامی قبول نداشتند.

همین جا بود که آمریکایی ها به فکر افتادند تا نقش بزرگتری به ترکیه بدهند تا شاید ترکیه با تفکر های اخوان المسلمین بتواند بر این موج بیداری اسلامی تسلط یابد.

این شرایط موجب آن شد تا بحران بزرگی در میان اهل تسنن به وجود آید.

افرادی که تابع تفکر های سلفی وهابی سعودی هستند و افرادی که تابع تفکر های اخوان المسلمینی ترک هستند.

البته حتی در میان اخوان المسلمین هم جدایی به وجود آمده چون بسیاری از پیروان تفکر اخوانی ترکیه را به عنوان نمونه قابل قبول از دولت اسلامی قبول ندارند،  کما اینکه در میان اتفاع تفکر های سلفی نیز اختلاف نظرهای متعدد در باره الگوی آنها از یک کشور اسلامی ایجاد شده، برخی جمهوری می خواهند و برخی امارت اسلامی و برخی خلیفه گری و در این حیث و بیث جریان تسلط حکومت ها بر رویکرد های اجتماعی مردم نیز تاثیر گذار است.

کما اینکه امروزه مشاهده می کنیم در عربستان سعودی جریان وهابی هایی که خواهان ایجاد یک کشور اسلامی با تفکر های غربی هستند قدرت گرفته و در مقابل جریان وهابی هایی که به دنبال ایجاد یک خلافت اسلامی بر پایه و اساس سلف صالح  که همانا سیستم حکومتی سه صده اول اسلام است، ایستاده.

به این ترتیب می توان گفت فعلا تنها نمونه یا الگویی که مسلمانان می توانند به عنوان الگوی قابل اطمینان به آن اقتدا کنند همانا جمهوری اسلامی ایران است، و همه جریانات و محاصره های اقتصادی و جنگ های روانی که بر علیه ایران وجود دارد فقط و فقط برای این است که این نظام نتواند موفق عمل کند و این الگو از بین برود.

جالب اینکه گویند عدو شود سبب خیر، علیرغم همه فشارها و تحریم ها نظام جمهوری اسلامی روز به روز قویتر می شود و ساختار آن به عنوان یک الگو برای دیگر کشورهای اسلامی تبلور می یابد.

به عنوان مثال برای ختم کلام بگویم، اگر مثلا تحریم های اقتصادی نبود احتمالا ایران تا به حال وابسته به فروش نفت برای تامین ما یحتاج خود بود در حالی که به دلیل همین تحریم ها ایران مجبور شده به تولیدات و صادرات خود وابسته شود و همین تولیدات و صادرات موجب آن شده که کالای ایرانی تبلیغی برای موفقیت جمهوری اسلامی در دیگر کشورهای همجوار گردد.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک