گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 404

دولت جدید آمریکا جسارت اینکه بخواهد در مقابل لابی های اسرائیلی و عربی بایستد را ندارد.

این روزها بسیاری شرایط ایران و آمریکا را به سوالی مربوط به اینکه مرغ اول بود یا تخم مرغ تشبیه می کنند، دولت جدید آمریکا بسیار ضعیف است و جسارت اینکه بخواهد به یکباره همه تحریم های ترامپ بر علیه ایران را لغو کند ودر مقابل لابی های اسرائیلی و عربی بایستد را ندارد.

از سوی دیگر ایران هم به سمت انتخابات ریاست جمهوری می رود و بدیهی است هیچ سیاست مداری در ایران حاضر نخواهد بود آینده سیاسی خود را به خطر بیاندازد و در اجرای برجام پیشقدم گردد، در حالی که هیچ اطمینانی ندارد که طرف مقابل آیا به تعهدات خود عمل خواهد کرد یا نه.

همچنین پیش قدم شدن ایران در اجرای تعهدات خود می تواند این پیغام را بدهد که تحریم های ترامپ موثر بوده و ایران مجبور شده بدون هیچ امتیازی کوتاه بیاید؛ پس می توان این روند را ادامه داد و امتیازات بیشتر از ایران گرفت.

عموم مردم ایران هم این روزها سوال می کنند "پس مذاکره و توافق چه ارزشی دارد؟" وقتی که قرار است فقط ما به تعهدات خود عمل کنیم و طرف مقابل عمل نکند.

حتی برخی پا را فراتر گذاشته و می گویند شاید بد نباشد وقتی که طرف مقابل حاضر نیست به تعهدات خود عمل کند و هر روز به تهدیدات و تحریمهای خود می افزاید، ایرانی ها کلا همه را خلاص کنند و بمب اتمی تولید کنند.

به هر حال تحریم ها که هست، تهدید ها که هست ، پس چرا بمب اتم تولید نکنیم؟

این ماجرا مرا به یاد سال 2005 میلادی انداخت، زمانی که توافق سعدآباد امضا شد و بسیاری امیدوار بودند این ماجرا کلا پایان دهنده همه جدل ها شود.

اگر اروپایی ها و آمریکایی ها به همان توافق پایبند مانده بودند شاید امروزه ایران حتی تولید اورانیوم و یا سانترفیوژ هم نداشت.

در آن زمان مذاکره کنندگان ایرانی آرزو داشتند بتوانند فقط یک جمله در توافق درج کنند که تاکید کند ایران حق غنی سازی اورانیوم را دارد.

خواسته ای که بر اساس همه موازین و مقررات بین المللی حق مسلم ایرانی ها بود، چون ایران معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای را امضا کرده بود و کل برنامه هسته ای اش تحت نظر سازمان بین المللی انرژی هسته ای بود.

اما کشورهای اروپایی حتی حاضر نشدند چنین جمله ای در توافق درج گردد و اصرار داشتند که همه تاسیسات هسته ای ایران باید پلمپ شود.

در آن زمان ایران فقط 190 سانترفیوژ در اختیار داشت و به صورت آزمایشی اورانیوم 3.67 درصد تولید می کرد.

این را هم اروپایی ها قبول نداشتند.

پس از اینکه همه تاسیسات هسته ای ایران پلمپ شدند مشاهده کردیم که اروپایی ها به تعهدات خود عمل نکردند و ادعا کردند که تحت فشار آمریکا هستند و پرونده ایران به شورای امنیت رفت و تحریم ها یکی پس از دیگری بر علیه ایران وضع شد.

تهدید های مختلف به حمله بر علیه ایران هم که بدون وقفه ادامه داشت.

حدود سه ماه مانده به پایان دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی مقام معظم رهبری سخنرانی ای مشابه سخنرانی چند روز قبل خود در این باره داشتند.

اروپایی ها تصور کردند ایرانی ها بلوف می زنند.

اما یکی دو ماه مانده به پایان دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی پلمپ تاسیسات هسته ای شکسته شد و در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد مشاهده کردیم که ایران غنی سازی را به بالای 20% رساند و بیش از 20 هزار سانترفیوژ در ایران در حال چرخش بودند.

آنها باور نمی کردند که ایرانی ها بتوانند خود به فناوری چرخه کامل سوخت هسته ای دست یابند و سانترفیوژ تولید کنند و ...

سال 2015 مجبور شدند توافقی را با ایرانی ها امضا کنند که بر اساس آن ایران حق غنی سازی 3.67 درصد و 5000 سانترفیوژ را داشت.

در واقع کارشان در مذاکرات حتی به التماس هم کشیده شده بود.

برخی از همین افرادی که امروزه سمت های عالیرتبه در کاخ سفید دارند در همین جلسات و مذاکرات حضور داشتند.

آنها به خوبی می دانند که اگر به یکباره ایران تصمیم بگیرد مجددا به برنامه هسته ای قبلی خود برگردد بسیار سریع می تواند این کار را انجام دهد، سریعتر از آنچه که آنها تصور می کنند.

اگر هم تصور کنند ایرانی ها از تهدیدات آنها واهمه دارند سخت در اشتباه هستند.

برخی که این روزها ایرانیها را با بازگرداندن تحریمهای شورای امنیت تهدید می کنند، خودشان به خوبی می دانند که امروزه ایران ذیل 850 تحریم فراتر از تحریم های شورای امنیت است و بازگرداندن آن تحریم ها به نوعی می تواند امتیازی برای ایرانیها باشد، نه تهدید.

شاید آنچه آقای سید محمود علوی وزیر اطلاعات ایران در گفتگوی تلوزیونی خود مطرح کرد موضع رسمی سیاسی ایران نباشد و موضع رسمی ایران همانا فتوای رهبری مبنی بر تحریم تولید تسلیحات هسته ای است، اما در واقع امروزه درون ایران بسیاری به سمت سوی این بحث رفته اند که اگر بنا باشد ایران با این همه تحریم و تهدید مواجه شود حد اقل آش نخورده و دهن سوخته نباشد، سلاح هسته ای خود را تولید کند، به هر صورت اینکه اسرائیلی ها به خود اجازه می دهند مستقیم تهدید کنند پانصد هدف را در ایران هدف قرار خواهند داد ممکن است بعدا بخواهند از تسلیحات هسته ای موجود خود بر علیه ایرانی ها استفاده کنند و برای ایجاد موازنه قدرت هم که شده ایرانی ها شاید نیاز داشته باشند که سلاح هسته ای تولید کنند.

بدیهی است ادامه بد عهدی آمریکایی ها واروپایی ها و همچنین فشارها و تحریم ها و تهدید ها موضع طرفدار این ایده را در ایران تقویت خواهد کرد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک