23:09 07 مارس 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
112317

در بهبوهه مبارزات انتخاباتی آقای جوزف بایدن رئیس جمهوری آمریکا چندین بار اظهار داشت که در صورت انتخاب شدن بلا فاصله به برجام باز خواهد گشت.

اسپوتنیک - البته بنا به برخی گزارش های رسانه ای برخی شخصیت های دمکرات به صورت علنی و غیر علنی با برخی سیاستمداران ایرانی ملاقات داشتند و تاکید داشتند که اگر ایران تا انتخابات ریاست جمهوری در مقابل ترامپ مقاومت کند، در صورت پیروزی دمکرات ها همه چیز به روال قبل باز خواهد گشت.

شاید معروف ترین این ملاقات ها ملاقات دو سال پیش آقای جان کری وزیر امور خارجه آقای اوباما که در حال حاضر نماینده ویژه رئیس جمهوری جدید آمریکا نیز هست، با آقای کمال خرازی رئیس شورای راهبردی سیاست خارجی ایران در رستوران L’AVENUE پاریس بود که توسط طرفداران آقای ترامپ مورد اعتراض قرار گرفت و بعد از آن آقای جان کری اعلام کرد که چند باری هم با آقای ظریف ملاقات داشته است.

به هر صورت بدیهی است که در این ملاقات ها ایرانی ها متوجه بودند که جان کری دیگر در دولت آمریکا پست و سمتی ندارد و می خواستند خواسته های دمکرات ها و پیشنهادات آنها را بشنوند.

احتمالا هم ایرانی ها قانع شده اند تا با دمکرات ها همکاری کنند تا ترامپ سرنگون شود و بعد با رییس جمهوری جدید آمریکا همکاری کنند.

پس به نوعی می توان گفت آقای بایدن به نوعی برای سرنگونی ترامپ به همان نسبت که مدیون رای دهندگان آمریکایی هست مدیون ایرانی ها می باشد که حاضر نشدند به ترامپ امتیازی که نیاز داشت را بدهند و شاید اگر ایرانی ها فقط حاضر می شدند یک ملاقات رسمی با ترامپ داشته باشند او حاضر می شد به قول معروف سر تا پای آنها را طلا کند و هر امتیازی بخواهند به آنها بدهد.

بدیهی است دولت ایران این ریسک را تقبل کرد و توقع داشت و دارد که دمکرات ها پس از به قدرت رسیدن به عهدهای پشت پرده عمل کنند.

به همین دلیل هم مشاهده کردیم که برخی شخصیت های سیاسی در ایران از به قدرت رسیدن آقای بایدن بسیار خوشحال شدند و لحظه شماری می کردند تا آمریکا به تعهدات خود برگردد و آقای بایدن با یک امضا همه تحریم هایی که ترامپ وضع کرده را بردارد.

جالب اینکه برخی اروپایی ها هم هول شدند و فکر کردند که دیگر وقت بازگشت آمریکا است و به زودی تحریم ها از بالاسر ایران رفع خواهد شد و با سنگ اندازی تلاش دارند به همه گوشزد کنند که حق السهم آنها فراموش نشود.

از همه ظریف تر برخی کشورهای عربی و اسرائیل به حساب می آیند که تلاش کردند با التماس کردن یک صندلی پای میز گفتگو ها به دست آورند.

ولی موردی که پیش آمد این بود که دمکرات ها باز هم نشان دادند که قابل اطمینان نیستند و باز هم شروع کردند به بازی در آوردن تا ببینند بلکه بتوانند از دولت ایران امتیازات بیشتری بگیرند.

آنها تصور دارند که ترامپ تحریم های زیادی بر علیه ایران وضع کرد و در حال حاضر ایران به زانو در آمده و تیم آقای روحانی محتاج بازگشت سریع آمریکا به برجام هستند پس فرصت خوبی دارند تا امتیاز های زیادی را از ایران بگیرند و نباید این امتیاز ها را از دست دهند.

برخی هم باور دارند چون پیروزی آقای بایدن در انتخابات بسیار ضعیف و مشکوک بود وی اقتدار و توانمندی کافی برای اتخاذ تصمیمات قاطع را ندارد و ترس و دلهره تا حدی بر او غلبه کرده که وی جرات نمی کند درباره ایران و برجام تصمیمی قاطع اتخاذ کند، مبادا لابی های طرفدار اسرائیل و عربستان سعودی در کنگره آمریکا و همچنین بقایای مدیران ارشد باقیمانده از دولت ترامپ با نظر او مخالفت کنند.

به هر دلیلی که باشد به هر حال دولت جدید آمریکا هنوز که هنوز است تکلیف خود را روشن نکرده که می خواهد چه کار کند و در سخنرانی اخیر پرزیدنت بایدن درباره سیاست خارجی آمریکا مشاهده کردیم که وی از پرداختن به موضوع برجام پرهیز کرد، امری که نشان می دهد هنوز دولت وی در این باره بلا تکلیف هستند.

شاید هم طی این مدت تلاش برخی سیاست مداران ایرانی برای تشویق امریکا به بازگشت به برجام و همچنین پیشنهاد دادن راه حل هایی که بتواند همه را به یک نقطه مشترک برساند، این ذهنیت را برای آنها ایجاد کرده که ایرانی ها خیلی در فشار هستند.

البته نمی توان انکار کرد که از نظر اقتصادی شرایط در ایران بسیار بد است اما باید توجه داشت که ایران نه کره شمالی است و نه ونزوئلا و نه ...

البته باید توجه داشت که هم کره شمالی و هم ونزوئلا و هم کوبا و هم ... که سالها در تحریم آمریکا بوده و هستند توانسته اند در مقابل این تحریم ها مقاومت کنند، چه رسد به ایران.

طبق آمار و ارقام بین المللی از جمله بانک جهانی ایران کشوری است که علیرغم همه تحریم ها هنوز تولید نا خالص ملی معادل حدود ۴۵۰ میلیارد دلار دارد و تولید خالص ملی آن حدود ۱۹۰۰ میلیارد دلار است.

ایران کشوری می باشد که علیرغم همه تحریم ها هنوز با اقتدار به کشورهای همجوار خود کالا صادر می کند و نه فقط کشور بدهکاری نیست بلکه میان ۱۲۰ تا ۱۸۰ میلیارد دلار از کشورهای دیگر طلب های مستقیم و غیر مستقیم دارد و میلیاردها دلار از اموال اش در کشورهای دیگر بلوکه هستند.

طبق پیش بینی بانک جهانی ایران در سال آینده چیزی حدود ۱.۶ درصد رشد اقتصادی خواهد داشت.

اینها را بنده از روی تحلیل شخصی نمی گویم بلکه به استناد آما و ارقامی که در حال حاضر روی سایت های موسسات مالی و اقتصادی جهانی وجود دارد می گویم.

اگر اوضاع اقتصادی مردم ایران بد است ماجرا شاید چیزهای دیگری باشد که خارج از بحث این مقاله است.

همین ارقام نشان می دهد ایرانی ها طی چند سال اخیر توانسته اند با تحریم ها کنار بیایند و بر آنها غلبه پیدا کنند و اگر شرایط همینطور ادامه یابد به زودی تحریم های جدید هم برای ایرانی ها به فرصت های جدید تبدیل خواهد شد.
اگر اینگونه نبود شاید آقای ترامپ مجبور نمی شد هشتصد و پنجاه تحریم جدید طی کمتر از دو سال بر ۷۰۰ تحریم سابق دولت آمریکا بر علیه ایران اضافه کند و باز هم نتواند ایران را به زانو در آورد.

حال جالب تر اینکه طی این مدت که آقای ترامپ به قول خودشان شدید ترین تحریم ها را بر علیه ایران اعمال کرده ایران در همه زمینه هایی که آنها تلاش کردند آن را مهار کنند رشد قابل توجهی را نشان داده و با اقتدار جلو رفته از بحث تولید تسلیحات دفاعی و بازدارنده گرفته تا تقویت نفوذ منطقه ای خود تا حتی کسب توانمندی های علمی و فنی از جمله در حیطه فناوری هسته ای.

البته می توان تصور کرد که مجامع اطلاعاتی غربی بسیار بیش از اینجانب از این موارد مطلع هستند و اگر بحث بازگشت آمریکا به برجام مطرح می شود به این دلیل نیست که آنها جنتلمن هستند و به عهد های خود وفادار هستند بلکه به این دلیل است که آنها متوجه شده اند همه تیر هایشان به سنگ خورده و دیگر نمی توانند ایران را مهار کنند پس بهتر است به بهانه بازگشت به برجام تلاش کنند ایران را مهار کنند، اظهارات آنها هم دقیقا همین را نشان می دهد.

پس می توان گفت بیشتر تلاش برخی سیاست مداران ایرانی برای بازگرداندن آمریکا به برجام با اهداف سیاسی و انتخاباتی بود نه به دلیل نیازمندی و استیصال ایرانی ها.

همین دوگانگی در نظرات هم شاید آمریکایی ها و اروپایی ها را به غلط انداخته بود تا تصور کنند حالا فرصت شرط و شروط گذاشتن برای ایرانی ها و امتیاز گیری از انها است.

به همین دلیل هم لازم بود تا آنها پاسخ قاطعی از ایران بشنود و این پاسخ را از هیچ کس دیگر جز رهبری نمی توانستند دریافت کنند چون خودشان هم به خوبی می دانند وقتی رهبری صحبت می کند یعنی ختم کلام و حرف آخر ایران.

نه قدم به قدم قبول است و نه اقدام همزمان و نه وعده رفع تحریم ها حتی اگر بنا باشد مکتوب باشد، به قول معروف حنای آمریکایی ها دیگر رنگی ندارد و از این پس ایران نقد را نمی دهد نسیه بگیرد، رفع "عملی" و "محسوس" کل تحریم ها در مقابل بازگشت ایران به انجام تعهدات خود در برجام.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک