22:34 03 مارس 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 373

خارجی هایی که تازه به ایران آمده اند همیشه در واکنش به تعارفات رفتاری ایرانی ها سردرگم می مانند و نمی دانند چه کار کنند.

مثلا اگر شما بخواهید وارد آسانسور شوید و یا از دربی رد شوید در ایران همه به شما تعارف می کنند شما اول و شما هم باید تعارف کنید شما اول ولی اگر شما اول بروید نشان از نوعی خود بزرگ بینی است.

اگر هم بخواهید خریدی انجام دهید و قیمت کالا را بپرسید فروشنده احتمالا اصرار می کند که قابلی ندارد و مهمان ما باشید، ولی باور نکنید اگر پول کالا را ندهید و آن را بردارید و یا در رستورانی ناهاری بخورید و گول تعارفات را بخورید و فکر کنید که صاحب رستوران شما را مهمان کرده شاید یک فصل کتک هم پشت بند اش شما را مهمان کنند!!!

به هر حال ظاهرا نشست و برخواست های طولانی فیما بین تیم فعلی کاخ سفید و سیاست مداران ایرانی موجب آن شده که آنها نیز این عادت ها را از ایرانی ها یاد بگیرند و در حال حاضر همان سیاست تعارفات را در رابطه با بازگشت به برجام اتخاذ کرده اند.

پس از شروع کار بایدن در کاخ سفید تعارفات میان طرفین برای بازگشت به برجام به شکل ایرانی اش به اوج رسیده و هر کس طرف مقابل را دعوت می کند که اول او به برجام برگردد.

آقای ظریف هم که اهل شهر منشأ این نوع تعارفات یعنی اصفهان است از شدت تعارفات به سطوح آمده و متوجه شده که آمریکایی ها متوجه نیستند که این نوع تعارفات به نوعی صوری است و به این دلیل به اتحادیه اروپا پیشنهاد داده که با آمریکایی ها  صحبت کنند تا بازگشت طرفین همزمان صورت گیرد.

البته نباید فراموش کرد که اصلا ایران از برجام خارج نشده تا بخواهد به آن برگردد.

به این دلیل هم به قول آقای روحانی بحث روی بازگشت آمریکا به برجام نباید باشد بلکه بحث باید روی اجرای قطعنامه 2231 شورای امنیت توسط آمریکا و در مقابل اجرای تعهدات ایران در برجام باید باشد، بحث بازگشت آمریکا به برجام بحث دیگری است.

چرا که آمریکا اظهار می دارد که می خواهد به برجام برگردد اما با شرط و شروطی، ایران هم اصرار دارد که برجام نه یک نقطه اینور نه یک نقطه آنور.

البته اظهار نظر های برخی مقامات آمریکایی که قبلا در گفتگو های هسته ای دخیل بودند نشان می دهد که آنها هنوز به دنبال همان اهداف قبلی خود هستند، یعنی برجام اجرا شود و پایه ای شود برای توافقات دیگر.

در همان زمان هم جناب آقای روحانی اظهار داشتند که برجام به تنهایی کافی نیست و نیاز به برجام دو و سه هم هست، مساله ای که نشان می داد در همان زمان هم این بحث مطرح شده که اول توافق هسته ای امضا و اجرا شود اگر موفق بود پایلوتی باشد برای توافقات بعدی.

البته اگر به یاد داشته باشید در همان زمان هم رهبری اصرار داشتند که اول برجام اجرا شود آمریکایی ها اعتبار خود را نشان دهند و بعد به فکر برجام دو و سه و ... باشید.

البته از همان قدم اول هم آمریکایی ها ثابت کردند که اهل معامله نیستند و از همان ابتدا، یعنی همان دوران آقای اوباما، برای اجرای برجام بازی در آوردند.

به هر صورت علیرغم اینکه آقای بایدن رسما در دوران مبارزات انتخاباتی اعلام کرده بود که خواهان بازگشت به برجام می باشد ولی مشاهده می کنیم پس از به قدرت رسیدن تیم وی شروع کردند طفره رفتن.

مساله قابل درک این است که آقای بایدن دولتی را تحویل گرفته که مدیریت ارشد آن کاملا با دیدگاه های او مخالف است و با توجه به ورود مشکوک وضعیف وی به کاخ سفید طبیعتا وی به زمان نیاز دارد تا هم تغییرات ساختاری لازم در دولت را انجام دهد هم اینکه جایگاه خود را مستحکم کند.

همچنین تیم بایدن نمی خواهند خود را در قبال ایران ضعیف نشان دهند و به سرعت به برجام برگردند و امیدوار هستند بتوانند از شرایط موجود پس از تحریم های اقتصادی شدیدی که توسط ترامپ وضع شد بتوانند حد اقل امتیازات ممکن را دریافت کنند.

از سوی دیگر فرصت برای تیم آقای روحانی و طرفداران گفتگو و مذاکره بسیار کم است و با توجه به اینکه به انتخابات ریاست جمهوری در ایران نزدیک می شویم اگر احیانا طی همین یکی دو ماه آمریکا تصمیمات اساسی نگیرد دیگر نمی توان امیدوار بود طرفداران مذاکره و گفتگو فرصتی برای حتی ورود به انتخابات ریاست جمهوری آتی در ایران را داشته باشند و قطعا شانس مخالفین مذاکره و گفتگو با آمریکا برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ایران بسیار قویتر خواهد شد.

البته این جناح، یعنی مخالفان گفتگو و مذاکره با آمریکا،  هم دلایل بسیار محکمی برای خود دارند و همیشه یاد آوری می کنند که سال 2005 میلادی ایران به توافقی کذایی با سه کشور اروپایی رسید و در آن زمان این کشورها حتی حاضر نبودند حق ایران در غنی سازی را، که چون ایران عضو معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای موسوم به ان پی تی است طبق کنوانسیون های بین المللی مشروع بود، را به رسمیت بشناسند و کل تاسیسات هسته ای ایران پلمپ شدند، اما نه اروپایی ها و نه آمریکایی ها به تعهدات خود عمل کردند و در نهایت پس از به قدرت رسیدن آقای احمدی نژاد ایران غنی سازی خود را تا حد بالای 20 درصد و مرز 60 درصد بالا برد و به جای 190 سانترفیوژ بیش از 20 هزار سانترفیوژ داشت و نوبت بعد که ایران پای میز مذاکره نشست غربی ها التماس کردند که ایران به غنی سازی مادون 5% (3.67%) و پنج هزار سانترفیوژ اکتفا کند، امری که به نوعی موفقیت دیدگاه این جناح را نشان می دهد.

در حین ورود ایران به گفتگو های هسته ای این کشور حدود 2500 کیلوگرم یورانیوم غنی شده با غنای بیش از 20% در اختیار داشت که اگر می خواست از آن برای تولید سلاح هسته ای استفاده کند برای تولید ده بمب هسته ای کافی بود، ولی علیرغم اینکه طبق همان اظهار نظر غربی ها حتی فناوری اش را داشت این کار را نکرد.

پس غربیها به خوبی می دانند که هدف ایران تولید تسلیحات هسته ای نیست ولی ماجرای هسته ای را مستمسک قرار داده اند تا به ایران فشار بیاورند.

این بار هم اگر اینها به تعهدات خود عمل نکنند جناح مخالف مذاکرات قطعا غنی سازی را به بالای 60% خواهد رساند و با توجه به قانون مجلس که نظارت آژانس بین المللی انرژی هسته ای فرای ان پی تی را محدود می کند دیگر غربی ها کنترلی بر برنامه هسته ای ایران نخواهند داشت.

به همین دلیل هم هست که برخی سیاست مداران آمریکایی باور دارند حتی بودن در یک توافق بد که امکان نظارت بر برنامه هسته ای ایران را می دهد برای آمریکایی ها بسیار به از این است که جریان را بی هیچ توافق ادامه دهند.

اینکه مثلا اینها تهدید می کنند تحریم های شورای امنیت بر علیه ایران را ممکن است برگردانند هم دیگر برای ایرانی ها مهم نیست چون در حال حاضر ترامپ تحریم هایی را بر علیه ایران وضع کرده که به مراتب فراتر از تحریم های شورای امنیت است وعموم کشورهای جهان از این تحریم ها تبعیت می کنند، و حتی می توان گفت بازگشت تحریم های شورای امنیت و التزام کشورهای جهان به آن شاید حتی به معنای تخفیف تحریم ها از بالاسر ملت ایران به حساب آید و نه فقط از طرف ایرانی ها به عنوان تحدید تلقی نگردد بلکه حتی به عنوان تشویق نیز تلقی گردد، امری که سفارت های اروپایی در تهران متوجه آن شده اند و دلیل اصلی مخالفت آنها با اجرای بند ماشه در برجام توسط آمریکا بود.

البته برخی هم باور دارند تیم بایدن تلاش دارد علاوه بر اینکه تیم آقای روحانی را تا لحظه آخر در فشار قرار دهد تا ببیند چه امتیازاتی می تواند از آنها بگیرد منتظر است که وضعیت انتخابات ریاست جمهوری در ایران هم مقداری واضح تر شود تا ببیند آیا ممکن است فردی به سمت ریاست جمهوری در ایران برسد که می تواند با او توافقات بهتری داشته باشد یا نه.

اما نکته ای که اینجا ظاهرا از ذهن آنها جا افتاده این است که هر چه به سمت انتخابات ریاست جمهوری در ایران نزدیک تر می شویم سیاست مداران ایرانی در موضع گیری های خود سر سخت تر خواهد شد چون به هر حال نمی خواهند به عنوان سیاستمداری که به آمریکایی ها امتیاز داده شناخته شوند، مخصوصا آقای روحانی که از بطن نظام است و در نظر دارد که به زندگی سیاسی خود در این نظام ادامه دهد و بالطبع حاضر نخواهد شد در روزهای آخر ریاست جمهوری اش به آمریکایی ها امتیازهایی را بدهد که برای او امتیاز منفی در آینده سیاسی اش تلقی گردد.

حال جالب تر اینکه برخی جناح های سیاسی درون ایران هم تمایل ندارد به این زودی ها این مساله حل وفصل شود چون نمی خواهند این امتیاز برای تیم آقای روحانی ثبت شود و بتوانند در انتخابات ریاست جمهوری از آن بهره ببرند.

به هر حال با این شرایط باید توجه داشت که زمینه مانور فعلا برای دولت آقای روحانی بسیار محدود است و در مقابل این دولت آقای بایدن است که باید تصمیم بگیرد آیا می خواهد مساله را حل کند یا اینکه دوباره وارد یک چالش جدید بی پایان با ایران گردد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک