01:21 27 فوریه 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
0 81

ایران به تنهایی قادر نیست طالبان و دولت مرکزی افغانستان را به دور میز مذاکره بنشاند و نیاز به یک ابتکار منطقه ای است.

به گزارش اسپوتنیک،علی شمخانی دبیر شورای ‌عالی امنیت ملی ایران در دیدار با ملا عبدالغنی برادر رئیس دفتر سیاسی طالبان، با اشاره به سابقه شرارت و جنگ افروزی آمریکا در منطقه تصریح کرد: آمریکا به دنبال صلح و امنیت در افغانستان نیست، راهبرد آمریکا تدوام جنگ و خون‌ ریزی میان طیف ‌های مختلف افغانستانی است.

دبیر شورای ‌عالی امنیت ملی ایران با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی ایران هیچگاه جریانی را که بخواهد با جنگ در افغانستان به حاکمیت برسد به رسمیت نخواهد شناخت بر ضرورت مشارکت همه اقوام در تعیین سرنوشت افغانستان در روندی کاملا مسالمت آمیز تاکید کرد.

پیرمحمد ملازهی، استاد ارشد، کارشناس مسائل افغانستان، پاکستان و هند در این خصوص با خبرگزاری اسپوتنیک به گفتگو پرداخت.

در واقع طالبان دو ویژگی مشخص دارد که یکی وابسته به قومیت پشتون هست و بحث دوم ایدئولوژیک است و طالبان از لحاظ ایدئولوژیک دیدگاه خاص خود را دارد و این دو ویژگی سبب می شود که طالبان نتوانند اعتماد سایر گروهای قومی، مذهبی، سیاسی و حزبی را بدست بیاورند. 

اگر ما به تاریخ پرفراز نشیب افغانستان نگاه کنیم، تنها راهی که باقی می ماند همین موضوعی است که آقای شمخانی می گوید؛ از طریق نظامی نمی توان مشکلات افغانستان را حل کرد، بلکه باید یک تعادل  در مواضع طالبان و دولت اففانستان بوجود بیاد که آنها بتوانند با یکدیگر گفتگو کنند و اگر دولت ایران بتواند چنین کاری را انجام دهد و دولت افغانستان و طالبان را برای مذاکره زیر یک سقف قرار داده و راه حل سیاسی برای حل مشکلات پیدا کنند، ایران در اینصورت ایران نیز می تواند نقش مثبتی ایفا کن. البته ایران به تنهایی قادر نیست و نیاز به یک ابتکار منطقه ای است و به نوعی از روند صلح حمایت بکنند و در صورت دستیابی به توافق باید برای حل و فصل مشکلات افغانستان همکاری داشته باشند و راه افغانستان به سمت صلح و ثبات سوق دهند.

طالبان این موضوع را درک کرده اند که از طریق نظامی، نمی توان مشکلات را حل کرد و گروههای دیگر هم اگر ببیند که طالبان از طریق نظامی قصد دارد به قدرت برسد، می توانند دست به سلاح ببرند و راه حل سیاسی روشی برای برطرف کردن مشکلات است. نه طالبان می توانند قدرت مرکزی را از بین برده و قدرت را در دست بگیرند و نه اینکه دولت مرکزی در شرایط کنونی توانایی شکست قطعی طالبان را دارد، بنابراین راه حل نظامی  واقعا به بن بست رسیده است و آمریکایی ها نیز این موضوع را می دانند. آقای باید ممکن است نگاه مثبت تری نسبت به حل و فصل مشکل افغانستان داشته باشد. شاید استراتژی کلی دموکرات ها نسبت به زمان آقای ترامپ تغییر نکند، اما در تاکتیک ها می تواند تغییراتی ایجاد کند و محلی را مورد توجه قرار بدهند که یک تعادلی در قدرت بوجود بیاید، چون در حال حاضر سه جریان برای رسیدن به قدرت در افغانستان وجود دارد که باید به نوعی در خواسته های خود به توازنی برسند و اینگونه نیست که بتوان یک طرفه مسائل افغانستان را حل و فصل کرد. اگر این سه جریان به تفاهم برسند و توزیع قدرت عادلانه پیش بیاید، احتمالا بشود همین قانون اساسی را به گونه ای اصلاح کرد که طالبان نیز در آن گنجانده شوند. ولی به طور کلی دستاوردی که طی 19 سال اخیر بدست آمده را به نظر نمی آید که مردم افغانستان حاضر به از دست دادن آنها بشوند و قدرت بلامنازع طالبان را با دیدگاه هایی که دارند را بپذیرند.

بر همین اساس احتمال دارد که آقای بایدن هم نگاه مثبت تری نسبت به افغانستان داشته باشد و ممکن است تجدید نظری که نسبت به توافق آمریکا در زمان ترامپ با طالبان مدنظر آنها است، بحث حضور نیروهای نظامی باشد که این خود مسئله مهمی است.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک