21:27 03 مارس 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
0 301

صدراعظم سابق آلمان: ناتو پدیده منسوخ دوران گذشته است، اروپا مستقل شده و برلین باید نقش اصلی را در آن بازی کند.

اسپوتنیک به نقل از تلویزیون تی وی پی اینفو لهستان می نویسد: گرهارد شرودر، صدراعظم سابق آلمان گفت: پیمان  آتلانتیک شمالی یادگاری از گذشته است، مفهوم "غرب" معنای خود را از دست داده است و اروپا باید به طور مستقل با ایالات متحده و چین مقابله کند.

شرودر به هیچ وجه به یک شخص خارج ازگود تبدیل نشده است. اگرچه مقام های آلمانی غالباً از وی به دلیل کار با ولادیمیر پوتین (با دستمزد محکم به عنوان رئیس هیئت مدیره Rosneft و Nord Stream 2 AG انتقاد می کنند. روزنامه ها با کمال میل با او مصاحبه کرده و مقالات تحلیلی او را منتشر می کنند. گرهارد شرودر پس از ترک سیاست، فرصتی پیدا کرد تا با صدای بلند آنچه دیگران فقط زمزمه می کنند را بیان کند. اما اظهارت او خطرناک به نظر می رسند.

ناتو به دوران گذشته تعلق دارد

در نوامبر سال گذشته، شرودر در صفحات هندلزبلات نوشت كه راههای آمریكا و كشورهای "اتحادیه اروپا قدیمی" در سال 2003، هنگام حمله نظامیان آمریكایی به عراق، از هم جدا شدند و در زمان جو بایدن، انتظار نمی رود تغییرات چشمگیری در روابط صورت گیرد: "در چهار سال گذشته، ما شاهد یک چرخش بنیادی نبوده ایم، بلکه فقط شاهد ادامه روند شنای طولانی مدت در اقیانوس اطلس بوده ایم." در مصاحبه اخیر خود با روزنامه "دی ولت"، صدراعظم سابق  آلمان اظهار داشت: "روابط فراآتلانتیکی که برای چند دهه وجود داشته است، گذشته است. ترامپ آنچه را که به هر حال قابل نجات نبود نابود کرد. "

نتیجه ای که آلمان از اوضاع می گیرد نگران کننده به نظر می رسد. گرهارد شرودر در مصاحبه با "دی ولت" گفت: "پس از فروپاشی اتحاد شوروی، پیمان باید منحل می شد، یا حداقل به طور اساسی سازماندهی می گردید. این اتفاق نیفتاد. اعضای جدیدی ظاهر شدند و مرز ناتو به سمت روسیه حرکت کرد ... اگر اروپا می خواهد در برابر فشارهای ایالات متحده و چین مقاومت کند، باید از نظر سیاسی و نظامی قویتر شود." در نتیجه، آلمان قصد ندارد کاری کند تا ناتو جان دوباره را بگیرد، بلکه یک سیستم جدید ایجاد می کند، که در آن اروپا ( تحت رهبری برلین) به همراه ایالات متحده و چین به یکی از بازیگران در عرصه سیاسی تبدیل خواهد شد.

در عمل، این امر منجر به قطع روابط فراآتلانتیکی و تلاش برای ایجاد نظم جدید جهانی خواهد شد. این امر بسیار یادآور تمایل به تضعیف سیاست توازن قدرت انگلیس است که پروس قبل از جنگ جهانی اول به آن تمایلی نداشت.

در این حالت، روسیه به نظر می رسد یک شریک ایده آل باشد که مواد اولیه لازم را تأمین می کند، به فن آوری های مدرن نیاز دارد، تشنگی برای شناسایی بین المللی دارد، از استفاده از زور ترس ندارد و ایالات متحده را دشمن اصلی خود می داند.

غرب وجود ندارد

صدراعظم پیشین با اثبات لزوم تقویت اتحاد با مسکو می گوید که "غرب پاسخی نظامی، اقتصادی و ایدئولوژیکی به شرق بود"، اما اکنون همه چیز نسبی شده است. شرودر ضمن محکوم کردن الحاق کریمه، همزمان یادآوری می کند که این واکنش روسیه در برابر سیاست تهاجمی ناتو بود که می خواست کشور روسیه را محاصره کند.

این گفته ها نه تنها برای اوکراینی هایی که قصد پیوستن به ناتو را دارند، بلکه برای کل اروپای مرکزی توهین آمیز است. شرودر اعتقاد خود را به این حق مسکو پنهان نمی کند که مسکو حق دارد یک سیاست تهاجمی در قبال همسایگان خود دنبال کند. این بازگشت به مفهوم "خارجه نزدیک" است که به معنای محدود کردن حاکمیت همسایگان روسیه است.

اگر چنین حقوقی به روسیه اعطا می شود، پس چرا آلمان نیز در آینده این حقوق را دریافت نکند؟ در حال حاضر هم، می توان تأثیر آلمان را بر کشورهای اروپای مرکزی یا بالکان مشاهده کرد. این کار معمولاً از طریق نهادهای اروپایی اتفاق می افتد، اما بیشتر اوقات سیاستمداران آلمانی مستقیماً در مورد لزوم تنظیم روند سیاسی داخلی لهستان، مجارستان، رومانی یا یونان صحبت می کنند.

علاوه بر این، برلین در بیانیه های رسمی خود به عنوان نماینده کل اروپا عمل می کند. بنابراین رئیس جناح سوسیال دموکرات آلمان SPD در بوندستاگ ، تیمون گرملز در نوامبر گذشته گفت: "دولت فدرال نیاز فوری به بحث در مورد موضوع Nord Stream 2 با ایالات متحده دارد. جو بایدن، رئیس جمهور جدید آمریکا علاقه مند به همکاری سازنده با اروپا است. باید از این فرصت استفاده شود." ... Nord Stream 2 یک پروژه سیاسی است که هدف آن کنترل آلمان و روسیه بر بازار انرژی لااقل در اروپای مرکزی است. این پروژه بحث و جدال بسیاری را در میان خود آلمانی ها ایجاد می کند ، زیرا در خدمت حمایت از رژیم اقتدارگرا  مسکو است ، اما دولت فدرال ، با وجود تحریم های آمریکا و اعتراض کشورهای منطقه ما ، تمام تلاش خود را برای تکمیل آن انجام می دهد.

هایکو ماس وزیر امور خارجه آلمان در پایان دسامبر 2020 پرسید: "این چه نوع حاكمیت اروپایی است كه اگر به معنای تحقق هر آنچه واشنگتن می خواهد باشد". و در اینجا منافع آلمان با منافع کل اروپا برابر است، گرچه نهادهای اروپایی از پروژه Nord Stream 2 پشتیبانی سیاسی نمی کنند. به طور فزاینده ای روشن می شود که هدف سیاست برلین دسترسی به هژمونی است. افسوس که این قصد برای بار اول در تاریخ نیست.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک