23:22 27 ژانویه 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 293

زمانی که بحث گفتگو و مذاکرات مطرح شد وعده های زیادی به مردم داده شد که پس از امضای برجام چه شرایطی به وجود خواهد آمد ولی بعدها هیچ کدام این وعده ها محقق نشد و کار به جایی رسید که بسیاری از مردم ایران امروزه در نا امیدی از هرگونه گفتگو و مذاکره به سر می برند.

گویند زمانی یکی از پادشاهان برای سرکشی از نگهبانان قصر با لباس مبدل از قصر خارج شد و دید در سرمای بسیار شدید یکی از سربازان با لباس کهنه و نازک در حال نگهبانی است.

شاه از او سوال کرد با این لباس ها سردت نیست.

نگهبان در پاسخ گفت دلم به این گرم است که از شاه خود محافظت می کنم و همین برای من کافی است تا هر شب را به صبح برسانم، الآن سالهاست با گرمای عشق به پادشاه خود زندگی می کنم.

شاه که از این پاسخ نگهبان خوشحال شده بود خود را معرفی کرد و قول داد همین که به قصر برگردد فورا لباس گرمی با هدیه ارزشمندی برای نگهبان بفرستد.

شاه به گشت خود بیرون قصر ادامه داد و شب خسته به قصر برگشت و فراموش کرد چه وعده ای به نگهبان داده بود.

صبح هم نتوانست از خواب بیدار شود و تا ظهر خوابید و چند روزی درگیر کارهای مختلف شد و فراموش کرد چه وعده ای به سرباز داده بود، یک روز وقتی که از خواب بیدار شد به یاد آورد چه وعده ای به آن سرباز داده بود و دستور داد او را بیاورند، ملازمان شاه به او گفتند آن سرباز را صبح یخ زده مرده پیدا کرده اند.

بله آن سرباز سالها به گرمای عشق آن شاه زندگی کرده بود و چه بسا سرماهای بسیار شدید تر را نیز پشت سر گذاشته بود اما همین که شاه او را نا امید کرد و امید اش را از دست داد سرما بر او غلبه کرد.

اینکه ما بیاییم و آمدن رییس جمهوری جدید در آمریکا را به شکلی برای مردم به تصویر بکشیم که قرار است با آمدن او همه چیز حل شود و همه تحریم ها رفع شود و شرایط عالی گردد، قطعا به نوعی وعده غیر قابل تحقق است و خودمان هم به خوبی می دانیم که به قول معروف سگ زرد برادر شغال است.

حتی اگر آقای بایدن به دنبال آن باشد که تحریم ها را رفع کند و به برجام برگردد آنقدر درون آمریکا صنم دارد که بیدار شدنش به ظهر بکشد و همه آنهایی که به امید او نشسته اند از سرما یخ بزنند.

مردم ایران طی سالهای گذشته با انواع و اقسام فشارها و تحریم ها توانسته اند کنار بیایند و مقاومت کنند و نباید این مقاومت مردم ایران را ارزان به طرف مقابل فروخت.

تنها زمانی طرف مقابل حاضر می شود با ما کنار بیاید که متوجه شود همه حربه هایش را از دست داده.

اگر بحث کنارگذاشتن وابستگی به نفت روزی جزو شعارهای دولت مردان ایران بود امروزه تحریم ها شرایطی ایجاد کرده که دیگر این نفت فروش نرود و به عنوان ذخایر در زیر زمین باقی بماند، امروزه مجبور هستیم روی تولیدات داخلی خودمان اتکا کنیم.

شاید خواست خدا بوده که بیشتر روی تولید داخلی خود تمرکز کنیم.

ایران جزو معدود کشورهای جهان است که همه منابع خدادادی مورد نیاز خود را درون کشور دارد وعلاوه بر آن جوانان تحصیل کرده خلاق و خوش فکر هم دارد، آیا وقت آن نرسیده که از این توانمندی های خود بهره ببریم؟

هر آنچه در توان داریم برای تولید سرمایه گذاری کنیم، حتی اگر بنا باشد باز هم چند صباحی سختی بکشیم، اما به خود خواهیم آمد کشوری خواهیم داشت تولید کننده نه مصرف کننده.

آنوقت مطمئن باشید که طرف مقابل هم جور دیگری در مقابل مذاکره کننده ما خواهند نشست.

امروزه وقتی از داخل پیغام های ضد و نقیض برای خارج ارسال می شود که برای تامین ما یحتاج مردم خودمان مانده ایم و تحریم ها تا استخوان های ستون فقرات ما را نیز شکسته، آیا فکر می کنید حتی دولت بعدی آمریکا در این شرایط حاضر خواهد بود بدون امتیاز گیری تحریم ها را بردارد؟

برخی تصور می کنند که وقتی بحث از تولید است حتما منظور تولیدات مدرن می باشد اما باید توجه داشت که حتی تولیدات کشاورزی و دامداری و... هم می تواند به کشور اقتدار اقتصادی بدهد، تولیداتی که شاید با کمترین هزینه با توجه به شرایط سرزمینی ایران می تواند بالاترین بازدهی را برای ما داشته باشد.

تولیداتی که هم می تواند نیاز داخل را تامین کند و هم نیاز کل منطقه و در نهایت منجر به ارز آوری نیز گردد.

چرا ما نباید آنقدر مثلا گوجه تولید داشته باشیم که حتی اگر به کشورهای همسایه هم صادر کنیم در داخل کشور آب از آب تکان نخورد؟

مگر برای تولید آن چه کم داریم؟

مرغ و گوشت و تخم مرغ و ... به کنار.

همان نفت و گاز را به جای اینکه به خارج بفروشیم می توانیم در داخل تبدیل به انرژی برای تولید کالاهای دیگر کنیم و با ارزش افزوده چند برابر به دیگران عرضه کنیم.

فقط مهم این است که به مردم امید هایی ندهیم که محقق نمی شود و بعد آنها را نا امید کنیم.

این روزها که بحث بودجه در مجلس داغ است پیشنهاد می شود نمایندگان محترم روی بحث سرمایه گذاری برای ایجاد زیربناهای اقتصادی و تولیدی تمرکز بیشتری داشته باشند و بودجه را به آن سمت سوق دهند تا کشور ما هم به کشوری کاملا مقاوم در برابر تحریم ها تبدیل گردد.

آنوقت دیگر برای ما فرقی نخواهد داشت چه کسی در کجای جهان سر کار باشد.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک