06:12 12 آوریل 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
114433

پمپئو: به برجام برگردیم اروپایی ها با ایران تجارت کنند و ما نه؟

اسپوتنیک - اخیرا آقای پمپئو در مصاحبه با نشریه "واشنگتن اگزمینر"  اظهار داشت: "به برجام برگردیم اروپایی ها با ایران تجارت کنند و ما نه؟".

می توان گفت وزیر امور خارجه آمریکا برای اولین بار و پس از چندین سال به قول معروف پیچاندن مسایل توسط آمریکایی ها اصل ماجرا را بیان کرد.

مشکل آمریکا با ایران نه بحث هسته ای و نه بحث موشک های بالستیک و نه بحث نفوذ ایران در منطقه و نه بحث حقوق بشر و نه ... است بلکه مشکل آمریکا با ایران این است که آمریکایی ها دهه ها است با اروپایی ها سر حوزه نفوذ اقتصادی اختلاف دارند و آنها، یعنی آمریکایی ها، ایران را جزو حریم اقتصادی خود می دانند و حاضر هستند دست به هر کاری که می توانند بزنند تا این حریم اقتصادی را از دست ندهند.

این جریان (جنگ برای حوزه های اقتصادی فیما بین ابر قدرت های اقتصادی) به بعد انقلاب اسلامی در ایران ربطی ندارد بلکه ماجرایی است که حتی موجب جنگ های جهانی اول و دوم شد و پس از جنگ جهانی دوم آمریکایی ها به بهانه های مختلف حوزه های اقتصادی اروپا که با استعمار کشورها ایجاد شده بود را از اروپایی ها کم کم گرفتند.

البته بنده چند بار این مطلب را قبلا در اسپوتنیک مطرح کردم و در برخی اوقات مورد مباحثه برخی دوستان قرار گرفتم که این بحث را قبول نداشتند ولی خوب اینبار مطلب را مستقیم از زبان خود آقای پمپئو می شنویم.

شاید برخی تصور داشته باشند که مشکل آمریکا با ایران بحث های ایدئولوژیک است اما باید بدانند که تنها ایدئولوژی آمریکا اقتصاد است و بس، نقطه سر خط، آمریکایی ها هیچ چیز دیگری برایشان مهم نیست.

کما اینکه ملاحظه می کنید بسیاری از متحدین آمریکا حتی به ساده ترین مسایل که مربوط به حقوق بشر است اهمیت نمی دهند و یا اینکه اصلا چیزی به نام دمکراسی در ساختار آنها وجود ندارد و یا اینکه از تسلیحات آمریکایی در اختیارشان برای کشتار کودکان و زنان و پیران و مردمان غیر مسلح به شنیع ترین روش ها بهره می برند و یا حتی ده ها کلاهک هسته ای در اختیار دارند و یا ...

همین که اینها خریدهایشان را از کمپانی های آمریکایی می کنند کافی است تا آمریکا چشم اش را روی همه رفتارهای آنها ببندد.

اگر توجه داشته باشید جنگ آمریکا با ویتنام یکی از فضاحت بارترین جنگ ها در تاریخ آمریکا بود اما همین که ویتنامی ها بازارهای خود را برای آمریکایی ها باز کردند همه چیز حل شد و امروزه حتی روابط ویتنام با آمریکا بسیار خوب است.

حتی اگر به چین نگاه کنید می بینید زمانی که چینی ها فضای اقتصادی خود را برای آمریکایی ها باز کردند بسیاری از اختلافات آمریکا و چین کمونیست حل و فصل شد و امروزه چون چینی ها تلاش دارند که خود اقتصادشان را به دست بگیرند مشکلات با آمریکایی ها شروع شده.

یعنی برای آمریکایی ها هیچ اهمیتی نداشت و ندارد که چین یک دولت کمونیست است بلکه تنها چیزی که برایشان مهم است بازشدن فضای اقتصادی چین برای کمپانی های آمریکایی است.

اروپایی ها هم که طبق معمول مانند شغال کنار آمریکایی ها همه جا حضور پیدا می کنند.

اصلا چرا راه دور برویم، همین همسایه ما ترکیه، بزرگترین متحد آمریکا در ناتو به حساب می آید، اما همین که تصمیم گرفت از روسیه موشک اس 400 خریداری کند تحت فشار و تحریم های آمریکا قرار گرفت.

دقیقا چند روز پس از شروع اجرای توافق هسته ای توسط مقاله ای در اسپوتنیک نوشتم که همین نکته را در آن بیان کردم.

نه از روی تحلیل شخصی بلکه به دلیل اطلاعاتی که به صورت جسته گریخته از دیپلمات های خارجی در تهران و تحلیلگران اروپایی و آمریکایی و حتی شخصیت های سیاسی ایران به دست آورده بودم.

همان زمان اتفاقی در ایران رخ داد که به وضوح نشان می داد برجام با بن بست مواجه خواهد شد.

صدها مدیر شرکت های اروپایی به ایران هجوم آوردند و شروع به بستن قرارداد با ایرانی ها نمودند ولی ایرانی ها سیاست خصومت با شرکت های آمریکایی را ادامه دادند و فضا را برای آنها بستند.

البته ماجرا فقط بستن فضا برای شرکت های آمریکایی نبود بلکه فضا حتی برای شرکت های چینی که در دوران ما قبل برجام با ایرانی ها کار می کردند هم بسته شد و به دلیل علاقه ایرانی ها به همکاری با اروپا به یکباره فضا فقط برای کمپانی های اروپایی باز شد (که البته این ماجرا موجب ناراحتی چینی ها از ایران هم شد و تا به حال چینی ها بسیار محتاطانه با ایران رفتار می کنند).

در همان زمان آقای اوباما (نه ترامپ) قانونی را تصویب کرد که بر اساس آن اروپایی هایی که به ایران سفر می کنند حق سفر سه ماهه بدون ویزا به آمریکا را از دست می دهند.

همان زمان باید همه متوجه می شدند که این یک اخطار از طرف آمریکایی ها هم به اروپایی ها هم به ایرانی ها است که سهم ما از پروژه های اقتصادی باید حفظ شود و باید سهم اصلی باشد، اروپایی ها کاره ای نیستند که به آنها این همه ارزش می دهید.

اما برخی با تصور اینکه اینگونه اروپایی ها به ایران وابسته تر خواهند شد به این سیاست ادامه دادند.

حتی در آن زمان اگر به یاد داشته باشید آقای دونالد ترامپ در کمپین های انتخاباتی از خرید هواپیماهای ایرباس توسط ایران و نخریدن هواپیماهای بوئینگ انتقاد کرد که خوب بلا فاصله ایرانی ها اقدام به عقد قرارداد با بوئینگ نمودند تا آمریکایی ها هم راضی باشند.

اگر به یاد داشته باشید بحث تعلیق سه ماهه تحریم ها از زمان آقای اوباما شروع شد و بعدها ترامپ هم همین سیاست را ادامه داد، یعنی آنها از اول کار به دنبال آن بودند که کاری کنند کمپانی های غیر آمریکایی نتوانند تکلیف قرارداد های خود را روشن کنند و به گونه ای شده بود که کمپانی های اروپایی در ذیل قرارداد ها قید می کردند که اجرای قرارداد منوط به رفع یا تعلیق کامل تحریم ها با ایران است و همه سه ماه سه ماه صبر می کردند تا ببینند تصمیم بعدی آمریکایی ها چه خواهد بود.

به هر صورت اگر بخواهیم مطلب را خلاصه کنیم باید متوجه باشیم که کل ماجرا به قول عامیانه دعوا سر پیراهن عثمان است.

اینکه تصور کنیم با آمدن بایدن همه چیز حل می شود تصور بسیار اشتباه و خامی است.

چه رئیس جمهوری آمریکا جمهوری خواه باشد چه دمکرات سیاست کلی آمریکا بر مبنای تامین منافع اقتصادی ایالات متحده است و بس.

حتی اگر ترامپ می توانست این تضمین ها را دریافت کند مطمئن باشید شرایط به آنچه امروز به آن رسیده ایم نمی رسد.

الآن هم باید توجه داشت اگر بایدن قدرت را به دست بگیرد و آمریکا بخواهد تحریم ها را بردارد قطعا خواسته اصلی اش باز شدن فضای اقتصادی ایران برای شرکت های آمریکایی خواهد بود و همه بحث های دیگر از جمله بحث هسته ای و یا موشکی و نفوذ ایران در منطقه و حقوق بشر و ... همه بحث های توخالی است.

اگر آمادگی نداریم که فضا را برای حضور شرکت های آمریکایی در ایران باز کنیم باید عطای هرگونه گفتگو و راه حل را به لقایش ببخشیم.

آمریکایی ها مطمئن هستند که ایرانی ها در صدد ساخت بمب هسته ای نیستند و حتی اگر هم بمب هسته ای تولید کنند هم برایشان هیچ اهمیتی ندارد، اینها همه بهانه است.

از همین الآن باید به فکر اصل ماجرا یعنی با آمریکایی ها می خواهیم چه کار کنیم باشیم.

اگر می خواهیم که مشکل حل شود باید برای این ماجرا راهکاری پیدا کنیم وگرنه همین آش است و همین کاسه و تحریم ها نه فقط ادامه خواهد یافت بلکه با توجه به شرایط سیاسی دموکرات ها حتی ممکن است پیچیده تر هم شود و بسیاری کشورهای دیگر که امروزه در مقابل آمریکا ایستاده اند دیگر در مقابل آمریکا نایستند، تجربه این را نشان داده که اگر جمهوریخواه ها با تیغ سر می برند دمکرات ها با پنبه سر می برند.

نکته دیگری که بد نیست به آن توجه داشت این می باشد که سابقه نشان داده حضور اروپایی ها در هرگونه گفتگو و مذاکراتی هیچ فایده ای برای ایران نخواهد داشت چون آنها فقط به دنبال سهم خود از کیک اقتصادی ایران هستند و تا سهم خود را نگیرند در مقابل هر راه حلی سنگ اندازی خواهند کرد، کما اینکه اخیرا وقتی احساس کردند که ممکن است برجام دوباره احیا شود و فضای اقتصادی ایران با برداشته شدن برخی تحریم ها باز شود شروع کردند به بازی در آوردن.

تجربه سالهای اخیر هم نشان داد که هیچ حسابی نمی توان روی اروپایی ها باز کرد، پس چه نیاز است که آنها را در مباحث خودمان دخیل کنیم.

اگر می خواهیم که مشکل را حل کنیم باید خودمان مستقیم مشکل را با کدخدا حل کنیم و کدخدا خودش مشکل رعیت های خود را حل کند.

اگر هم اصرار بر ایجاد موازنه سر میز گفتگو است حضور چین و روسیه در کنار ما می تواند موازنه ایجاد کند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک