گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 330

تا جایی که تاریخ نشان می دهد اختلافات فیمابین قطر و عربستان سعودی به دهه ها قبل برمی گردد.

مدتی است پس از سفر داماد سرخانه ترامپ به دوحه و ریاض این ایده مطرح شده که آمریکایی ها تلاش دارند قطر وعربستان سعودی را آشتی بدهند و حرف و حدیث های زیادی در داخل وخارج ایران مطرح شده که ممکن است این آشتی کنون به ضرر ایران باشد.

البته بحث میانجی گری کویت امروزه بیشتر مطرح است.

برای من جای تعجب داشت که حتی طی چند روز اخیر هم چند خبرگزاری بین المللی با من تماس گرفتند و در این باره پرس وجو می کردند.

تا جایی که تاریخ نشان می دهد اختلافات فیما بین قطر و عربستان سعودی به دهه ها قبل برمی گردد و مساله ای نیست که طی یکی دو سال اخیر رخ داده باشد.

مشکل اصلی در این است که قبایل حاکم بر عربستان سعودی و امارات عربی متحده وقطر و کویت و عمان و یمن و بحرین و حتی اردن و عراق و سوریه طی قرن ها برای تسلط بر شبه جزیره عرب با هم در چالش بودند و پس از اینکه آل سعود بر سرزمین های مسکونی میانه شبه جزیره عربی یعنی نجد و حجاز و تسلط یافتند آنها به سرزمین های دیگر شبه جزیره عرب نیز طمع داشتند و اگر هم به دلایل ژئوپولیتیک و توازن قوای بین المللی نتوانسته بودند کشورهای دیگر را اشغال کنند به دنبال آن بودند که به عنوان پدرخوانده بر آنها تسلط داشته باشند.

جالب اينكه آل خليفه، قبيله حاكم بر بحرين ىر برهه هايي اطماع سرزمینی نسبت به قطر داشتند و دارند و از حدود دو قرن پیش چندین بار اقدام به حمله به قطر نمودند و با سعودی ها بر سر تسلط بر قطر در ستیز بودند.

البته اطماع بحرین نسبت به حاکمیت سرزمینی قطر و برخی جزایر آن هیچ وقت پایان نیافت واین درگیری ها و اختلافات حتی تا به حال ادامه دارد.

سال 1995 شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی، پدر امیر فعلی قطر قدرت را در این کشور به دست گرفت، و دوره جدیدی از روابط فیما بین قطر و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس شروع شد.

از آن زمان سیاست قطر مبنی بر تبعیت از عربستان سعودی نبود بلکه مبنی بر استقلال سیاسی از هرگونه دخالت خارجی از جمله عربستان سعودی بود.

قطر دیگر تصمیم گرفته بود به عنوان یک قدرت قدر در محدوده خود مستقل روی پای خود بایستد.

امری که در واقع موجب نارضایتی و ناراحتی سعودی ها شد چرا که تا به آن زمان آنها خود را به عنوان پدرخوانده همه کشورهای عرب حوزه خلیج فارس می دانستند و اینکه قطر بخواهد مستقل از آنها عمل کند بسیار برایشان سنگین بود.

اماراتی ها هم از این ماجرا ناراحت بودند، چون این ماجرا موجب آن می شد که شهروندانشان استقلال سیاسی آنها را مطالبه کنند.

قدرت مالی ای که قطر به دلیل اکتشاف نفت و گاز در این کشور به دست آورده بود یک وسیله بود تا قطری ها بتوانند برای استقلال سیاسی خود از آن بهره ببرند اما نمی توان انکار کرد که بر عکس بسیاری از کشورهای دیگر حاکمان قطر موفق شدند از این توان مالی خود در راستای اقتدار کشور بهره ببرند.

به عنوان مثال بگویم.

بسیاری از کشورها از جمله دیگر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس شبکه های تلوزیونی تاسیس کردند اما تنها شبکه تلوزیونی الجزیره بود که توانست به عنوان سرآمد همه این رسانه ها در جهان قد علم کند.

بدیهی است که سعودی ها و اماراتی ها هم توان بالقوه مالی برای تاسیس شبکه های تلوزیونی بزرگ داشتند و دارند اما توانمندی قطری ها در بهره برداری از مشاوران خبره و مدیران با تجربه علاوه بر ذهن باز حاکمان این کشور در این راستا موجب آن شد که شبکه الجزیره بتواند به این قدرت و اقتدار و نفوذ در جهان عرب و حتی در جهان برسد، در حدی که زمانی معروف بود رئیس جمهوری اسبق آمریکا آقای جورج بوش برای اینکه از اخبار لحظه به لحظه خاورمیانه مطلع باشد دستور داده بود کانال شبکه خبری الجزیره روی یک تلوزیون مجزا در دفتر اش 24 ساعته روشن باشد.

بعدها این سنت ادامه یافت و بسیار معروف است که برخی ناظران سیاسی وقتی در باره نفوذ فرهنگی کشورها در کاخ سفید صحبت می کنند به کانال تلوزیونی الجزیره قطر – گوشی تلفن پاناسونیک ژاپنی و فرش ایرانی اشاره می کنند.

به هر صورت قطری ها به سرعت توانستند از کشوری تابع، به کشوری مستقل از تصمیمات عربستان سعودی تبدیل شوند و ماجرا فقط به بحث کانال تلوزیونی الجزیره محدود نبود.

از فرودگاه دوحه که گوی سبقت را از فرودگاه دبی و ابوظبی و منامه ربود بگیرید تا بحث رشد امکانات اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و رفاهی که موجب آن شد بسیاری از شهروندان کشورهای عرب حوزه خلیج فارس علیرغم همه ثروتی که این کشورها دارند به چشم حسادت به مردم قطر نگاه کنند.

شاید بتوان گفت این کینه را اینها در رفتار خود با مردم قطر پس از محاصره این کشور از سال 2017 نشان دادند.

به استناد گزارش های مجامع حقوق بشر مانند هیومن رایتس واتش این کشورها بدترین رفتارهای غیر انسانی را طی این چند سال با مردم قطر داشتند.

این رفتارها نشان از اختلافات سیاسی محض ندارد بلکه نشان از حسادت حکام نسبت به حاکم فعلی قطر یعنی شیخ تمیم دارد.

بر کسی پوشیده نیست که از زمان به قدرت رسیدن محمد بن سلمان وی تلاش دارد درون عربستان سعودی جای پای خود را میان هفت هزار شاهزاده مدعی حقانیت در رسیدن به پادشاهی باز کند، که ظاهرا تا به حال نا موفق بوده.

در امارات هم محمد بن زاید تلاش دارد جایگاه بزرگتر از حجم امارات را برای این کشور داشته باشد، که ظاهرا به صورت نسبی توانسته این کار را با اشغال نیابتی برخی تنگه ها و بنادر و جزایر استراتژی دیگر کشورهای عربی به نیابت از آمریکا و اسرائیل انجام دهد.

هر دو یعنی محمد بن سلمان و محمد بن زاید از دیدن محبوبیت داخلی تمیم بن حمد آل ثانی بسیار ناراحت بودند و در واقع اختلافات اخیر نتیجه این حسادت بوده تا نتیجه اختلافات سیاسی، همانگونه که قبلا مطرح کردم این اختلافات برای دهه ها آنجا بوده و خواهد ماند.

برخورد مردم قطر با ماجرای محاصره این کشور نیز خشم دشمنان شیخ تمیم را دو چندان کرد.

بر عکس تصور محاصره کنندگان مردم قطر همه یک دست با هم در کنار شیخ تمیم (حاکم قطر) متحد شدند، در حالی که اگر چنین اتفاقی برای دیگر کشورهای محاصره کننده قطر رخ می داد قطعا مردم پشت حاکمان را خالی می کردند.

بسیاری باور دارند به همین دلیل بوده و هست که این کشورها برخوردهای غیر انسانی با مردم قطر انجام می دهند.

شاید بسیاری ندانند منظور از برخورد های غیر انسانی اینجا چیست اما بد نیست اشاره کنم طبق همان گزارش های مجامع حقوق بشری محاصره کنندگان قطر حتی اجازه انجام حج واجب و یا ارتباط میان خویشاوندان (زنی که همسر قطری دارد و یا مردی که همسر قطری دارد) را منع کرده اند و حتی به مادر اجازه تماس با فرزندانش در قطر را نمی دهند و حتی اجازه نمی دهند که مادر شهروند کشورشان برای پیوستن به خانواده خود در قطر به آنجا سفر کند و یا همسر تابع کشورشان خانواده خود را از قطر به این کشورها بیاورد.

کین اینها به قطری ها به حدی بوده که حتی بیماران قطری را از روی تخت بیمارستان های خود پایین آوردند و دانش آموزان و دانشجویان قطری را از مدارس و دانشگاه ها اخراج کردند.

علاوه بر همه این مسایل مرزهای هوایی و آبی و زمینی خود با قطر را کاملا بستند و حتی اجازه ورود کالای انسانی به قطر را هم ندادند.

بعد تصور می کنید مردم قطر با یک آشتی کنان ساده همه این مسایل را فراموش می کنند؟

البته حاکمان قطر آنقدر تدبیر داشتند که با سرعت، به قول معروف با یک نرمش قهرمانانه، توانستند به همراه ایران و ترکیه نوعی توازن قوا در منطقه ایجاد کنند و نقشه کشورهای محاصره کننده برای حمله نظامی و اشغال قطر را نیز خنثی کنند.

با توجه به این شرایط نباید تصور کرد دوران ما بعد محاصره قطر مانند دوران ما قبل محاصره قطر خواهد بود و دلیل اینکه متحدین عربستان سعودی تا به حال از پیوستن به آشتی کنان خودداری می کنند چون به خوبی می دانند این آشتی کنان به معنای پذیرش شکست دست جمعی آنها در برابر اراده ملت قطر به حساب می آید وخوب در قبال شهروندان خود و مجامع بین المللی بی آبرو خواهند شد.

نکته ای که شاید بسیاری متوجه آن نبودند این است که حتی در انتخابات اخیر آمریکا در حالی که عربستان و امارات و بحرین روی آقای ترامپ سرمایه گذاری کرده بودند قطر روی بایدن سرمایه گذاری کرده بود (رسانه های طرفین را بررسی کنید تا متوجه شوید).

کار دخالت عربستان سعودی و امارات در انتخابات آمریکا به جایی رسید که حتی بر اساس برخی گزارش ها هزینه مالی برخی ادعاهای قضایی ترامپ را تامین کرده اند،  قطعا دولت آتی آمریکا هم به خوبی متوجه این ماجرا است و برای برخورد با دخالت های عربستان و امارات در انتخابات آمریکا برنامه هایی خواهد داشت و از این پس شرایط سیاسی دوران ترامپ دیگر حد اقل برای بن سلمان و بن زاید وجود نخواهد داشت.

به این ترتیب می توان گفت امروزه این قطر است که در سالگرد جشن ورود به پنجاهمین سالگرد استقلال اش گوی قدرت را از دست دیگر همسایگان عرب اش ربوده و با تدبیر و زیرکی حاکم خود توانسته موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد.

از این پس اگر دوباره بخواهند بحث اجلاس های شورای همکاری کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را راه بیاندازند قطر یک وزنه این طرف میز خواهد بود و سه کشور دیگر محاصره کننده جمعا آن طرف میز و دیگر نباید تصور کرد که دیگران می توانند بر قطری ها تحمیل کنند که با چه کشور و یا کشورهایی چگونه رابطه ای داشته باشند و قطعا روابط ایران و قطر در آینده هم مستحکم تر از قبل ادامه خواهد داشت.

عمان و کویت هم علیرغم اینکه به صورت ظاهری تلاش کردند بی طرف باشند اما از اینکه قطر توانسته جلوی قلدری های عربستان و امارات بایستد بسیار خوشحال هستند و احتمالا از این پس آنها هم در رای گیری ها کنار قطر قرار خواهند داشت.

به این دلایل باید به آنهایی که با استفاده از جنگ های روانی تلاش دارند تا موجبات ایجاد شک و شبهه فیما بین ایران و قطر را ایجاد کنند گفته، تلاشتان بیهوده است.

آشتی میان قطر و عربستان که هیچ آشتی میان همه همسایگان با هم به نفع همه مخصوصا ایران است و قطعا ایرانی ها از هر آشتی و عدم دخالت این کشورها در امور داخلی همسایگانشان استقبال خواهند کرد و امیدوار خواهند بود که اگر کشورهای محاصره کننده قطر متوجه اشتباهات خود در قبال قطری ها شده باشند، به زودی متوجه اشتباهات خود بر علیه ایرانی ها هم شوند و به سمت و سوی حل و فصل سیاسی اختلافات خود با ایرانی ها روی بیاورند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک