03:17 13 آوریل 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 472

اخیرا اروپایی ها لحن خود نسبت به ایران را تغییر داده اند و بیانیه های آنها نسبت به ایرانی ها تند تر شده، حتی به باور برخی تهدید آمیز تر شده است.

مثلا در بیانیه اخیر ترویکای اروپایی آنها ایران را تهدید کرده اند که اگر می خواهند روند دیپلماسی ادامه یابد باید از اجرای قانون مجلس خود و همچنین راه اندازی آبشارهای نسل جدید سانترفیوژ ها خودداری کنند.

البته اظهار نداشته اند که اگر ایرانی ها این کار را بکنند آنها می خواهند چه کاری انجام دهند.

مثلا علیه ایران تحریم برقرار کنند یا با تحریم های آمریکا علیه ایران همراه شوند یا اینکه شرایط سخت تری را بر ایران تحمیل کنند.

آنکه نمی داند تصور می کند که اروپایی ها ابزاری در دست دارند که می توانند با آن ایرانی ها را تهدید کنند.

مثل اینکه الآن ایران تحریم است و آنها هیچ همکاری با آمریکا در زمینه اعمال تحریم ها انجام نمی دهند.

یا اینکه مثلا آنها تعهدات خود در برجام را اجرا می کنند و حال اگر ایرانی ها از اجرای تعهدات خود کم کنند آنوقت اروپایی ها هم به تعهدات خود عمل نخواهند کرد.

یا اینکه مثلا تحریم هایی هست که فعلا علیه ایران اعمال نشده و آنها می خواهند اعمال کنند.

یا ...

دست اروپایی ها نزد ایرانی ها رو است و این اولین بار نیست که خنجر اروپایی ها را از پشت می خورند.

سال 2004-2005 میلادی هم آنها همین برنامه ها را پیاده کردند.

پس از برجام هم نقش پلیس خوب را بازی کردند اما هیچ وقت به تعهدات خود عمل نکردند.

امروزه هم که دیگر نزد ایرانی ها رسوا شده اند و معلوم شده که عدم اجرای تعهدات در برجام به این دلیل بود که اروپایی ها از همان ابتدا در حال کلاشی بودند.

رفتار اروپایی ها مانند شغال هایی می ماند که به دنبال یک حیوان درنده می دوند تا اگر طعمه ای گیر اش آمد سهمی از آن به آنها برسد.

طی چند سال پیش علیرغم همه ادعاهایشان ولی اروپایی ها دائم در کنار آمریکا علیه ملت ایران بودند و چه بسا که حتی بدتر از آمریکایی ها عمل کردند.

طبق آمار واردات ایران علیرغم همه تحریم هایی که آمریکایی ها علیه ملت ایران وضع کرده اند اما هنوز بیش از 30 درصد داروهای وارداتی ایران از آمریکا وارد می شود در حالی که این نسبت برای اروپایی ها نزدیک به صفر است.

همین یک قلم نشان می دهد که کدام طرف بیشتر برای تحریم ملت ایران فعال است.

به هر صورت امروزه که بحث شکست ترامپ در انتخابات و آمدن بایدن مطرح شده یکی از مسایلی که پیش کشیده شده رفع برخی تحریم ها از بالای سر ملت ایران است.

حالا که اروپایی ها متوجه شده اند به زودی ممکن است برخی تحریم ها رفع شود به دست و پا افتاده اند که سهم شان از اقتصاد ایران محفوظ باشد و هرگونه گفتگویی که می خواهند پیش آید به آنها نیز صندلی داده شود.

حتی عربهای حوزه خلیج فارس هم به تکاپو افتاده اند که هر کدام صندلی ای پای میز گفتگو داشته باشند.

همه سنگ اندازی های اروپایی ها و مطرح کردن مباحثی مانند بحث موشکی و یا نفوذ ایران در منطقه به این دلیل است که اروپایی ها می خواهند بگویند ما هم هستیم و بدون ما کاری از پیش نخواهد رفت و همچنین می خواهند به عربستان سعودی و اسرائیل بگویند که اروپایی ها از منافع آنها دفاع خواهند کرد پس حق السهم آنها باید کنار گذاشته شود.

این در حالی است که هنوز معلوم نیست اصلا قرار است گفتگویی انجام شود یا نه؟

مساله این است که همه می دانند اینبار شرایط بسیار متفاوت است و برای اینکه آمریکایی ها بخواهند اعتبار خود را پس بگیرند مجبور می باشند ابتدا تحریم ها را بردارند.

حال تکلیف رابطه ایران با چین و روسیه مشخص است.

با توجه به پیمان های موجود فیما بین ایران و روسیه بحث همکاری های اقتصادی هم روشن است.

احتمالا هم آمریکایی ها به دنبال آن باشند تا اول تحریم هایی را بردارند که شرایط همکاری شرکت های آمریکایی با ایران را فراهم کنند.

مانند ماجرای صادرات دارو به ایران.

در این بین اروپایی ها احساس می کنند که سرشان بی کلاه می ماند.

در واقع بیشترین ضرر اقتصادی را هم اروپایی ها از بابت تحریم های اقتصادی ایران متحمل شدند، چون شرکت های آنها قبلا در ایران فعال بود و مجبور شده اند ایران را ترک کنند.

ترس و واهمه اروپایی ها هم این است که ایرانی ها اینبار تصمیم بگیرند دور اروپا را خط بکشند و مستقیم با آمریکا همکاری کنند و دیگر جایگاهی برای شرکت های اروپایی در ایران وجود نداشته باشد.

به هر صورت اطمینان ایرانی ها نسبت به کمپانی های اروپایی بسیار ضعیف شده و چه بسا دیگر هیچ شرکت ایرانی حاضر نباشد تا با شرکت های اروپایی همکاری کند چون نمی تواند اطمینان کند که این همکاری پایدار خواهد بود یا نه.

حتی اگر دولت ایران هم تصمیم بگیرد راه را برای اروپایی ها مجددا باز کند اینبار بخش خصوصی ایران احتمالا صلاح نبیند با شرکت های اروپایی کار کند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک