03:55 19 ژانویه 2021
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
28921

در پی ترور شهید فخری زاده بسیاری توقع داشتند که یک صدا شعار انتقام فوری و سخت را بشنوند اما اینبار برخی مسئولین ایرانی در باره "نیافتادن در دام دشمن" و یا "انتقام در زمان مناسب" صحبت می کنند.

برخی این صحبت ها را نوعی ضعف ایران تلقی می کنند و تصور می کنند که دلیل عدم واکنش ایران ناتوانی آن است.

برخی دیگر معتقدند اگر ایران فورا واکنش نشان ندهد، مانند ماجرای حملات اسرائیل به مواضع نیروهای ایرانی و متحدین ایران در سوریه این رویه می تواند به یک عادت برای اسرائیلی ها تبدیل شود و هر روز یکی از شخصیت های سیاسی و یا علمی ایران توسط اسرائیلی ها ترور شود.

برخی هم باور دارند که اسرائیلی ها تله ای برای ایرانی ها درست کرده اند و با ترور شهید فخری زاده تلاش دارند که ایرانی ها را به این تله بکشانند تا جنگی به پا شود و خوب طبیعتا تا ترامپ سر کار است بتواند کاری برای یتیمانش انجام دهد.

برخی هم تحلیل می کنند که ماجرای این ترور به نوعی نشانه ضعف سیستم های امنیتی ایران به حساب می آید و ایرانی ها باید هر جور شده اول این ضعف سیستم های امنیتی خود را جبران کنند.

کم و بیش هر کدام از تحلیل گران هم برای خود دلایل مختلفی را روی میز قرار می دهند و مطرح می کنند.

امری که برای همه مسجل است این می باشد که ایران نه ضعف امنیتی دارد و نه ناتوان از پاسخ و همه اینها فقط پروپاگانداهای تبلیغاتی است که اسرائیلی ها تلاش دارندعلیه ایران راه بیاندازند.

اینکه دستگاه های امنیتی ایران توانسته اند افراد دخیل در اعمال تروریستی در داخل ایران را از دل دستگاه های امنیتی بیگانه بقاپند و به ایران بیاورند و مورد محاکمه قرار دهند نشان می دهد که دستگاه های امنیتی ایران چه قدر قدرتمند هستند، اگر بنا به کشتن این افراد بود قطعا کار برای دستگاه های امنیتی ایران بسیار راحت تر می بود.

اگر یک وقتی دیدید مثلا خانم مریم رجوی بازداشت شده و به ایران آمده نباید تعجب کنید.

آنچه مسجل می باشد این است که طی این پنجاه روز باقیمانده از عمر حکومت آقای ترامپ مقامات اسرائیلی و سعودی تلاش دارند تا می توانند به خود و شهروندان خود روحیه بدهند و بگویند که آنها هنوز دست بسته نیستند.

گه گاهی بحث حمله نظامی به ایران را مطرح می کنند و گه گاهی اقدامات تروریستی خود در ترور افراد در داخل خاک ایران.

همانگونه که قبلا نیز مطرح کردم، آنچه مسلم است این می باشد که همه سازمان های امنیتی جهان توانمندی های قابل توجهی در شکار دشمنان خود دارند، هنر در این است که بتوانند دشمن خود را زنده بگیرند نه اینکه بخواهند طرف را بکشند، چون راحت ترین کار برای این تشکیلات ترور افراد است.

وقتی هم تشکیلات اطلاعاتی کشوری تصمیم به ترور فردی را می گیرند قطعا (البته گذشته از ماجرای ترور عدنان خاشقچی که در تاریخ به عنوان نمونه افتضاح ترین ترور دستگاه های امنیتی ثبت شده)، آنها به خوبی می دانند چه جور باید عملیات را انجام دهند که هم موفق باشد و هم ردی از خود باقی نگذارند.

آنها روش های زیادی را دارند که بالاترین شخصیت های دشمن حتی در سطح رئیس جمهوری هم که شده را ترور کنند اما قطعا همه این ماجرا ها به تصمیم سیاسی مقامات سیاسی بستگی دارد.

دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی ایران هم ثابت کرده اند که همیشه جزو برترین ها در جهان بوده و هستند و هم در تامین امنیت کشور مقتدر می باشند و هم اینکه اگر ماموریتی به آنها محول شود به خوبی می توانند از پس آن بر بیایند.

پس بد نیست این دو گزینه را کنار بگذاریم و به اصل بحث بپردازیم.

پس چرا مسئولین ایرانی رسما تهدید به انتقام فوری نمی کنند؟

بله؛ علیرغم همه حرف و حدیث های احساساتی ماجرای ترور شخصیتی مانند شهید فخری زاده بحث ساده ای به حساب نمی آید و قطعا مقامات عالیرتبه کشورهای متخاصم با ایران نقشه های زیادی را کشیده اند که شروع آن با ترور شهید فخری زاده می باشد.

ساده ترین آن این است که ایرانی ها اعلام کنند که فورا انتقام خواهند گرفت و یک یا چند اسرائیلی در سطح وزیر یا معاون وزیر را بکشند.

آنوقت اسرائیلی ها شروع می کنند مظلوم نمایی و ایرانی ها را متهم می کنند که در صدد نابودی یهودیان جهان می باشند.

برخی حتی باور دارند که مرحله بعدی اقدام اسرائیلی ها در این می باشد که خودشان هم که شده اقدام به منفجر کردن مثلا یک کشتی در منطقه خلیج فارس یا مین گذاری در مقابل یک کشتی آمریکایی و یا حتی ترور چند شهروند اسرائیلی که به امارات یا کشور دیگر سفر کرده اند نمایند تا بگویند که این کار کار ایران است و شرایط جنگ بر علیه ایران را بتوانند ایجاد کنند.

به نظر می رسد مقامات ایرانی با سیاست مدبرانه خود اینبار دست اسرائیلی ها را خوانده اند و به جای اینکه به صورت احساسی واکنش نشان دهند از روی عقلانیت واکنش نشان داده اند.

آنچه بدیهی است این می باشد که ایرانی ها عادت ندارند اجازه دهند خون شهیدشان بیهوده ریخته شود و تا انتقام خون شهید خود را نگیرند دست بردار نخواهند بود.

اینکه تروریستی که دفتر نخست وزیری ایران را منفجر کرده بود پس از سی و اندی سال و تغییر هویت و چهره در یک کشور اروپایی کشته شود خود نشان می دهد که به قول عربها ایرانی ها "یمهلون و لا یهملون"، مهلت می دهند اما اهمال نمی کنند.

ماجرای ترور شهید فخری زاده ماجرایی نبود که طی یکی دو روز و یا یکی دو هفته برنامه ریزی شده باشد بلکه حد اقل دشمنان بیش از یک سال روی آن برنامه ریزی کرده بودند.

اگر ایرانی ها بخواهند انتقام بگیرند قطعا آنها نیز نیاز به برنامه ریزی دارند تا انتقامی در حد و شأن ترور شهید فخری زاده گرفته شود و بدیهی است اگر دائم بیایند و بگویند ما انتقام سخت خود را سریع خواهیم گرفت هم دستگاه های امنیتی ایران در فشار خواهند بود تا سرعت عمل به خرج دهند و هم اینکه دشمن در حالت آماده باش خواهد بود و ابزار غافلگیری که اصلی ترین ابزار در چنین ماجرایی است را از دست می دهند.

حال به نظر می آید ایرانی ها برای بهره برداری از ابزار غافلگیری تلاش دارند فعلا از ابزار دیپلماسی بهره ببرند و کشورهای دیگر جهان و مجامع بین المللی را تحت فشار قرار دهند تا نسبت به این ماجرا موضع گیری کنند.

آنچه مسلم است این می باشد که علیرغم اینکه اسرائیلی ها رسما مسئولین چنین کاری را نپذیرفته اند، چون می دانند که کارشان خلاف همه مقررات بین المللی است و موجب محکومیتشان خواهد شد، ولی همه مطمئن می باشند کار کار اسرائیل است.

پس نیاز نیست ایران هم در بوغ و کرنا کند که من می خواهم انتقام بگیرم و وقتی که انتقام گرفت برای خود محکومیت بین المللی ایجاد کند.

حال که باب ترور دانشمندان باز شده بهترین فرصت برای ایران است که به جای یک دانشمند اسرائیلی ده دانشمند را بکشد و هیچ جا صدایش را در نیاورد.

شاید هم به جای یک معاون وزیر ده معاون وزیر را بکشند و صدایش را در نیاورند.

چرا باید هیاهو راه بیاندازند؟

آنوقت هم این کشورهایی که امروزه ایران را دعوت به خویشتنداری می نمایند واز اعلام تروریستی بودن این عمل تروریستی طفره می روند، باید اسرائیل و دیگر کشورهای مرتبط با ماجرا را دعوت به خویشتنداری کنند و توجه داشته باشند که خودشان هستند که زمینه ترورهای دولتی را باز کرده اند و با خودداری از محکومیت و اعلام تروریستی بودن این اقدامات جهان را به خطر انداخته اند.

به هر حال اگر اسرائیل یا آمریکا یا ... این حق را برای خود قایل باشد که برای حفاظت از منافع خود دست به تروریسم دولتی بزند دیگران نیز حق دارند که از منافع خود حمایت کنند و واکنش به مثل نشان دهند.

در ضمن بحث کشتن این افراد نیاز به یک برنامه ریزی طولانی مدت دارد و بدیهی است باید فرصت کافی برای دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی فراهم شود تا برنامه ریزی کنند و سر فرصت کار خود را انجام دهند، و افراد مناسب برای انتقام را پیدا کنند، نه اینکه عجولانه بخواهند کاری انجام دهند و طرف مقابل خیال اش راحت شود، اصول کار این است که فعلا طرف مقابل باید هزینه های زیادی برای تدارک مقابله با واکنش ایران را انجام دهد و بعد از جایی بخورد که پیش بینی نمی کرده.

به عنوان مثال بگویم، همین یک ماه پیش مایک اسپر وزیر سابق دفاع آمریکا سفری به بحرین داشت که پس از اتمام سفر اخبار آن منتشر شد.

بعد برخی رسانه های آمریکا مطرح کردند که مجامع اطلاعاتی آمریکا همه آنهایی را که در ترور شهید سلیمانی دخیل بودند را بر حذر داشته که تحت پیگرد مجامع امنیتی ایران هستند و هر لحظه احتمال دارد شکار شوند و به همین دلیل همه تحرکات آنها باید با اطلاع این مجامع امنیتی وتدابیر شدید امنیتی باشد و حالا حالا ها نمی توانند زندگی عادی داشته باشند.

تصور کنید فردی باشید که هر لحظه منتظر است به او حمله کنند و نفله اش کنند.

فعلا ظاهرا همه افراد دخیل در ترور شهید سلیمانی با چنین زندگی ای مواجه هستند و نمی دانند لحظه کشته شدنشان کی فرا خواهد رسید و کدام نوبت اش زودتر یا دیرتر است و چگونه کشته خواهند شد.

فقط مطمئن هستند که انتقام سخت مثل سایه دنبالشان است.

آیا کشتن فوری این افراد بهتر است و یا اینکه مدتی آنها را در چنین شرایطی قرار داد تا هزینه روحی روانی زیاد پرداخت کنند و بعد کشته شوند؟

آنچه همه شان مطمئن هستند این است که در نهایت ایرانی ها آنها را خواهند کشت و تک تک آنها را رصد کرده اند.

سخنان مسئولین ایرانی را نیز می توان در این باب تفسیر کرد که در باره ماجرای شهید فخری زاده هم احتمالا همین خواهد بود، ایرانی ها انتقام خود را خواهند گرفت، اما در زمان و مکان و با شرایطی که خود تعیین می کنند.

یعنی فکر می کنید ایرانی ها این توان را ندارند؟؟؟؟

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک