گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 182

چند سال پیش، زمانی که بحث رسانه های اجتماعی در بدو مطرح شدن بود به کنفرانسی در نیودلهی دعوت شدم تا درباره مزایا و معایب رسانه های اجتماعی سخنرانی داشته باشم.

دقیقا زمانی بود که تازه دکتر روحانی رییس جمهور شده بود و برای بسیاری سوال بود که چگونه وقتی بسیاری از رسانه های اجتماعی در ایران ممنوع هستند مسئولین ارشد ایرانی صفحاتی روی این رسانه ها دارند.

البته خود بنده که به عنوان نماینده بخش غیر دولتی ایران دعوت بودم هم جواب مشخصی در این باره نداشتم، ولی خوب بخوبی می دانستم که به دلیل تاثیر بسیار زیاد رسانه های اجتماعی، علیرغم ممنوعیت برخی از آنها، باز هم مانند شخصیت های سیاسی هر کشوری برخی شخصیت های سیاسی ایران تلاش خواهند کرد از این فضا و ابزار برای برقراری ارتباط با مخاطبینشان استفاده کنند.

وآنکه استفاده نمی کند اشتباه می کند.

به هر حال این فضا رو به گسترش است و تصور اینکه با بگیر و ببند می توان جلویش را گرفت تصور بسیار اشتباهی می باشد.

بسیار معروف است زمان رضا شاه در ایران رادیو ممنوع بود چون رضا شاه تصور می کرد بی بی سی می خواهد از این ابزار بر علیه اش استفاده کند و مردم را بر علیه رضا شاه بشوراند (البته اشتباه هم نمی کرد).

همین که حکومت وقت اعلام کرد که رادیو ممنوع است بسیاری حریص تر شدند تا ببینند این چیست که حکومت نمی خواهد آنها به آن دسترسی داشته باشند و خوب بسیاری قاچاقی رادیو تهیه می کردند و اتفاقا همه شان هم بی بی سی را گوش می دادند تا ببینند این چیست که رضا شاه نمی خواهد آنها بشنوند.

سالها گذشت و فرزند رضا شاه محمد رضا برای آشنایی با فوزیه به قاهره رفت و دید در مصر رادیو فعال است و خود حکومت هم رادیو دارد و پیغام های خود را از این طریق به مردم می رساند.

وقتی به ایران آمد رضا شاه را قانع کرد تا رادیو ایران را راه بیاندازد و اجازه دهد مردم رادیو گوش دهند و پیغام های حکومت از طریق رادیو به مردم برسد.

رضا شاه هم قبول کرد به شرط اینکه رادیو فقط در اماکن عمومی وجود داشته باشد ودر رادیو غیر از پیغام های حکومتی و رسمی فقط صدای قمر الملوک وزیری پخش شود، چون رضا شاه به صدای قمر الملوک علاقه داشت.

خوب آنهایی که علاقه به قمر الملوک نداشتند و نمی خواستند پیغام های حکومتی را گوش دهند رادیو را می خریدند و باز به بی بی سی گوش می دادند.

در نهایت هم انگلیسی ها زمینه حضور خود در ایران را از کانال رادیو بی بی سی فراهم کردند و وقتی به ایران حمله کردند تا رضا شاه را برکنار کنند با هیچ گونه مقاومتی مواجه نشدند.

آنها از طریق بی بی سی مردم را قانع کرده بودند که رضا شاه ظالم است و همه اموال مملکت را به یغما می برد و با ورود انگلیسی ها همه مشکلات اقتصادی آنها حل خواهد شد و امنیت برقرار خواهد گشت و...و...و... و از دست ظلم و ستم رضا شاه خلاص خواهند شد و ایران گلستان خواهد شد.

حتی بسیاری از مردم در راه ورود انگلیسی ها با گونی های خالی صف کشیده بودند و به استناد آنچه از بی بی سی شنیده بودند منتظر بودند که انگلیسی ها آرد و برنج و گوشت به آنها بدهند و گونی هایشان را پر کنند.

البته همه آنهایی که تاریخ ایران را مطالعه کرده اند هم به خوبی می دانند که انگلیس ها نه فقط آرد و برنج و گوشت به مردم ایران ندادند بلکه هر چه آذوقه در اختیار مردم بود را جمع کردند و بردند و تعداد زیادی از مردم ایران از قحطی مردند.

حال پس از گذشت دهه ها از سرنگونی رضا شاه توسط انگلیسی ها برخی ایرانی ها داستان های کذایی در باره او منتشر می کنند، تا به حال حتی یک نفر هم نیامده بگوید خوب اگر رضا شاه این خصوصیت ها را داشت چرا مردم به کمک اش نرفتند و به این راحتی انگلیسی ها توانستند او را برکنار کنند؟

اگر رضا شاه فقط اجازه داده بود که رسانه آنچه که مردم می خواهند را پخش کند نه آنچه که او می خواهد، آنوقت شاید بیش از نیمی از مردم ایران به سمت وسوی بی بی سی نمی رفتند و گول دشمنان را نمی خوردند.

البته این ماجرا بعد ها هم تکرار شد و همه می دانند که حتی پیغام شروع عملیات سرنگونی مصدق توسط رادیو بی بی سی منتشر شد.

بعدها تلوزیون هم آمد و شاید برخی به یاد داشته باشند که تا چه مدت بحث درست یا نادرست بودن تلوزیون داشتن و یا تماشای آن مطرح بود، من خود به یاد دارم وقتی بچه بودم مرحومه مادرم محرم  وصفر تلوزیون را در خانه خاموش می کرد و وای به حالمان اگر تلوزیون را روشن می کردیم چون باور داشت تماشای تلوزیون در محرم  وصفر حرام است، وما کلی تلاش کردیم او را قانع کنیم که از صفر بگذرد و فقط به محرم بسندیده کند و بعد محرم را به ده روز اول آن بسنده کند اما دیگر آن ده روز اول را نمی شد کاریش کرد.

ما هم بچه بودیم و کنجکاو بودیم که چیست که مادر نمی خواهد ما در محرم ببینیم و قاچاقی می رفتیم خانه همسایه ها ببینیم تلوزیون چی پخش می کند که حرام است ولی هیچ وقت متوجه نشدیم که چی بود، تنها چیزی که برایمان مطرح بود کارتون هایی بود که از تلوزیون پخش می شد و متوجه نمی شدیم چه چیز حرامی در این کارتون ها است.

ولی خوب چون مجبور بودیم خانه همسایه برویم همه همسایه ها از اوضاع خانه ما با خبر بودند و از سر دلسوزی هم که شده تلاش می کردند در مسایل داخلی خانه ما دخالت کنند و مادر را قانع کنند که اجازه دهد ما تلوزیون را در خانه مان ببینیم.

بزرگ که شدم دیدم همین مساله در سطح کلان تر نیز وجود دارد.

وقتی که ما اجازه نداشته باشیم آنچه علاقه داریم را از رسانه خودمان ببینیم آنوقت مجبور می شویم به رسانه های غریبه پناه ببریم و بعد فضای دخالت آن رسانه ها در امور داخلی ما نیز باز می شود.

تا مدت ها سبک عمل رسانه ها سبکی به قول معروف تزریقی بود چون امکان دریافت کانال های خارجی وجود نداشت وفقط اگر شما در شهر مرزی زندگی می کردید و یک آنتن قوی داشتید شاید می توانستید کانال کشورهای همجوار را دریافت کنید.

خوب در این شرایط رسانه های دولتی هر آنچه می خواستند به عنوان اخبار مطرح می کردند و مردم هم همان ها را باور می کردند.

البته همین مساله منجر شده بود که بسیاری باز هم به رادیو پناه ببرند تا ببینند آنطرف دنیا چه خبر است.

و جناب آقای روحانی یک بار در یکی از خاطرات اش تعریف می کرد که بنا به دستور مرحوم آیت الله بروجردی در حوزه رادیو داشتن ممنوع بود و برخی طلبه ها برای اینکه بدانند خارج چه خبر است رادیو قاچاقی به داخل حوزه برده بودند.

همچنین همه می دانند که امام (ره) همیشه یک رادیو همراه خود داشت تا دائما از اخبار جهان با خبر باشد.

همین مساله نشان می دهد که حتی زمان وجود رسانه های تزریقی امکان کنترل اخبار و اطلاعات وجود نداشت و مردم به دلیل کنجکاوی به هر وسیله ای جهت کسب اطلاعات پناه می برند.

امروزه با به وجود آمدن اینترنت و رسانه های اجتماعی دیگر امکان ندارد رسانه های تزریقی بتوانند کاری از پیش ببرند و هر روز که می گذرد سیطره رسانه های اجتماعی بر اذهان مردم بیشتر و بیشتر می شود، چون آنچه می خواهند را پخش می کنند.

بحث کانال های رادیو تلوزیونی که از خارج کشور پخش می شود به کنار.

بعضی وقت ها در این رسانه های اجتماعی مطالبی را مشاهده می کنیم که کاملا دروغ است اما می بینیم که بسیاری از مردم آن را باور می کنند.

به عنوان مثال بگویم، در مواردی می بینیم مثلا می گویند امیر یا شاه یا رییس جمهوری یا نخست وزیر فلان کشور فلان کاری را کرده که با هیچ منطقی جور در نمی آید و مشخص است که هدف قهرمان سازی از یک شخصیت خارجی و یا تخریب شخصیت های داخلی است.

یا مثلا اخیرا چند بار این پیغام را مشاهده کردم که می گویند امارات کشوری است که هیچ فقیری در آن وجود ندارد و همه در ثروت و نعمت زندگی می کنند و ....

البته برای کسی که به امارات نرفته یا امارات را نمی شناسد ممکن است این گفته ها قابل باور باشد و بسیاری هم گول این پیغام ها را می خورند اما آنهایی که به امارات سفر کرده اند و یا با امارات آشنایی دارند به خوبی می دانند که اصلا چنین نیست و این کاملا کذب است، و امارات هم مانند دیگر کشورهای جهان همه طیب آدم دارد، اما این دروغ به شکلی مونتاژ شده که خواننده علاقه دارد تا خواننده تصور کند که امارات یا دبی آرمان شهر او است و اگر سرمایه ای دارد ببرد آنجا خرج کند و آلونکی در آنجا مثلا بخرد.

حتی فکر نمی کنند که حتی اگر این تبلیغات صحت داشته باشد قطعا این امکانات مربوط به شهروندان امارات است نه خارجی ای که از آنطرف آب می خواهد به امارات برود.

این را مطرح کردم  تا معلوم شود این رسانه های اجتماعی تا چه قدر در عقل مردم نفوذ کرده اند و چه قدر می توانند روی آنها تاثیر بگذارند که حتی یک دروغ را نیز باور کنند.

باید توجه داشت که با بگیر و ببند نمی شود در فضای نوین رسانه ای تاثیر گذار بود بلکه تنها راه این است که به صورت حرفه ای به فکر باشیم مخاطب چه می خواهد و رسانه وفق خواسته مخاطب عمل کند وگر نه دشمن کار خود را خوب بلد است وحتی می تواند دروغی را آنچنان زیبا جلوه دهد که همه باور کنند ماست سیاه است.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک