01:18 06 دسامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 603

مدت ها است بحث ضرورت مقابله به مثل در مقابل حمله های اسرائیل بر علیه مواضع هم پیمانان ایران در سوریه مطرح می باشد اما به دلایل مختلف این بحث عملی نمی شود.

اسپوتنیک - با توجه به تکرار حملات اسرائیل بر علیه مواضع نیروهای ایرانی و هم پیمانان ایران در سوریه این بحث مجددا مطرح شده است.

نیروهای ایرانی در سوریه نقش مستشاری دارند و به دعوت دولت سوریه در این کشور حضور دارند بدیهی است که همه تصمیمات آنها نیز باید با هماهنگی دولت سوریه انجام شود، اما بدیهی است که دولت سوریه نیز باید توانایی تامین چتر حفاظتی برای این نیروها را داشته باشد یا اینکه به این نیروها اجازه دهد تا خودشان آنطور که بلد هستند امنیت خودشان را تامین کنند.

دولت سوریه هم علیرغم حملات مکرر اسرائیلی ها به مواضع ارتش این کشور ترجیح می دهد تمرکز خود را روی جبهه شمال یعنی دشمنان داخلی متمرکز کند و اول از شر آنها خلاص شود بعد به ماجرای اسرائیل بپردازد.

برخی هم باور دارند تا پایان دوره ریاست جمهوری ترامپ باید صبر کرد و نباید این بهانه را به اسرائیل و یا آمریکا داد که جنگ جدیدی را در جنوب سوریه راه بیاندازند و به دشمنان حکومت سوریه کمک کنند.

اسرائیلی ها هم که متوجه این ماجرا شده اند روز به روز به اقدامات خصمانه خود می افزایند.

بر کسی هم پوشیده نیست که این اقدامات اسرائیلی ها بیش از اینکه به دلیل مسایل امنیتی باشد به دلایل سیاسی است و آقای نتانیاهو تلاش دارد موقعیت سیاسی داخلی خود در مقابل رقبایش را با این حملات تقویت کند.

سفر اخیر آقای مایک پمپئو به جولان اشغال شده نیز در همین راستا به شمار می آید.

در واقع از نظر بین المللی این رفتار آقای پمپئو نه فقط اهانت به حرمت سرزمینی سوریه به شمار می آید بلکه اهانت به همه تصمیم های مجامع بین المللی که این بلندی ها را بخش اشغال شده از سوریه می دانند به حساب می آید.

بسیاری از کارشناسان مقاومت باور دارند اگر جبهه مقاومت رفتار دیگری با اسرائیلی ها داشت نه فقط آمریکایی ها جسارت نمی کردند وزیر خارجه شان را به سرزمین های اشغال شده سوریه بفرستند و یا این بلندی ها را جزو اسرائیل بدانند بلکه حتی اسرائیلی ها جرئت نمی کردند به مواضع نیروهای ایرانی و یا همسو با ایران در سوریه حمله کنند.

پس از سالیان سال از رویارویی با اسرائیلی ها لبنانی ها و فلسطینی ها یک درس را آموختند و آن این بود که تنها راه جلوگیری از حملات اسرائیل به خاک آنها این است که هر موشک را با دو موشک پاسخ دهند و موازنه بازدارندگی نظامی ایجاد کنند.

با توجه به عمق استراتژیک کم اسرائیل آسیب پذیری آن در مقابل سلاح نیروهای مقاومت بسیار بالا می باشد اما تا به حال نیروهای مقاومت از این توان خود برای مهار اسرائیل بهره نبرده اند.

حال دوباره این بحث میان کارشناسان جبهه مقاومت مطرح است و آن این می باشد که آیا وقت آن نرسیده که نیروهای مقاومت به حملات اسرائیلی ها پاسخ دهند؟

هر طرفی که در سوریه حضور دارد به دنبال احقاق منافع خود است و نباید تصور کرد که ارتش سوریه توانایی تامین حمایت نیروهای ایرانی و یا متحدین ایران را دارد و به همین دلیل شاید وقت آن رسیده که نیروهای ایرانی و متحدین ایران به فکر تامین امنیت خود باشند.

بدیهی است تا وقتی که این معادله ایجاد نشده نباید تصور کرد که حملات اسرائیل کم و یا حتی متوقف می شود بلکه باید منتظر ماند تا این حمله ها تشدید یابد.

و به نظر می آید که اخیرا این دیدگاه در میان اعضای جبهه مقاومت قویتر شده است.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک