02:40 06 دسامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 8014

برخی حاضر نیستند به شرایط ژئوپولیتیک و معادلات بین المللی تن دهند و با شعارهای عمومی مورد پسند مردم آنها را به سمت و سوی احساسی می کشانند تا در نهایت اتفاقاتی رخ دهد که به ضرر کل کشور می باشد.

شاید شرایط فعلی ارمنستان بتواند درسی باشد برای بسیاری از سیاست مداران جهان که چگونه یک کشور به دلیل یک سری تصمیم گیری های استراتژیک برتری خود را در قبال دشمن خود از دست می دهد.

بر هیچ کس پوشیده نیست که آذربایجان ازهمه لحاظ نظامی و اقتصادی و عددی نسبت به ارمنستان برتری داشته و دارد اما این ارمنستان بود که از حدود سی سال پیش توانسته بود بخش هایی از خاک آذربایجان در کنار قره باغ را اشغال کند.

طی این سی سال به دلیل توازن قوا که بر اثر معادلات سیاسی منطقه ای بوجود آمده بود آذربایجان امکان حمله به ارمنی ها را نداشت.

این معادلات منطقه ای به دلیل روابط فیما بین ارمنستان با دو همسایه قدرتمند منطقه ای یعنی روسیه و ایران به وجود آمده بود.

سال 2018 آقای پاشینیان به نخست وزیری ارمنستان انتخاب شد و وی بر عکس اسلاف خود سیاست دوری از روسیه و ایران و نزدیکی به آمریکا را در پیش گرفت، امری که موجب رنجیده خاطر شدن ایران و روسیه از سیاست های جدید ارمنستان شد.

آذربایجانی ها هم وقتی چنین شرایطی را دیده، فرصت را غنیمت شمرده و حمله خود را شروع کردند.

قطعا اگر به هم خوردن معادلات ژئوپولیتیک فیما بین ارمنستان و ایران و روسیه نبود شبه محال بود که حتی با پشتیبانی ترکیه و اسرائیل آذربایجان دست به چنین ریسکی بزند که وارد جنگ با ارمنی ها شود.

علیرغم اینکه بسیاری باور دارند اگر جنگ به سمت مناطق داخلی قره باغ کشیده می شد، قطعا ارمنی ها فداکاری بیشتری انجام می دادند و ممکن بود آذربایجان مجبور شود تلفات بسیار زیادی را متحمل شود ولی به هر صورت امروزه مشاهده می کنیم آتش بس فقط با ورود نیروهای حافظ صلح روس محقق شد و این روسیه بود که هر دو را وادار کرد به آتش بس تن دهند.

آن آمریکایی ها و اروپایی هایی که برخی سیاست مداران ارمنی تلاش داشتند به آنها نزدیک شوند هیچ قدمی برای کمک به ارمنستان بر نداشتند و چه بسا برای محقق شدن منافع مالی شان حتی اسلحه بیشتر به آذربایجان فروختند تا ارمنی های بیشتری در جنگ کشته شوند.

در بسیاری از موارد مشاهده می کنیم که برخی کشورها از نظر قدرت نظامی خیلی ضعیف تر از همسایگان خود هستند اما سران آنها با ایجاد توازن سیاسی تلاش می کنند تا استقلال و اقتدار خود را نگه دارند.

به عنوان مثال کشور قطر که درحال حاضر تحت محاصره کشورهای امارات و عربستان و بحرین است.

دلیل اینکه این کشورها جرئت نمی کنند به قطر حمله کنند این است که قطر با ایجاد روابط صمیمی با آمریکا و ایران و ترکیه توانسته توازن استراتژیکی ای را ایجاد کند که اجازه نمی دهد کسی به آن تعدی کند.

اگر همین موازنه های سیاسی بین المللی نبود قطعا تا به حال این کشورها چندین بار به قطر حمله کرده بودند.

حتی در باره کویت هم می بینیم که صدام حسین با ضعف بینش سیاسی خود وارد باطلاق کویت شد و تصور می کرد که همه را در شرایط کار انجام شده قرار داده اما همان توازنات استراتژیک موجب آزادی کویت و در نهایت سرنگونه صدام حسین گردید.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک