02:13 06 دسامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 5215

در دهه های هشتاد میلادی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موفق شد خود را به مرزهای اسرائیل برساند و به مخالفین آن کمک کند تا در مقابل حضور اسرائیل مقاومت کنند.

اسپوتنیک - این حضور نیروی قدس سپاه پاسداران چندین نقشه اسرائیل و ایالات متحده آمریکا در منطقه را بر هم زد:

1 – برای اولین بار اسرائیل بدون برقراری توافق صلح و با زور مقاومت مردمی مجبور به خروج از جنوب لبنان شد و طبق توافقی نا نوشته مجبور شد حریم سرزمینی لبنان با محترم بشمارد تا مبادا نیروهای مقاومت بخواهند به آن ضربه بزنند.

2 – نقشه اسرائیلی ها برای تصرف نیل تا فرات و نقشه آمریکایی ها برای تصرف کل خاورمیانه و تقسیم مجدد آن بر اساس منافع آمریکا در نابودی ایران با هم تلاقی داشت و دارد و طبیعتا گسترش نفوذ ایران در منطقه موجب آن شد که اینها علیرغم تلاش مجدانه برای محاصره نظامی ایران از راه اشغال افغانستان و عراق و همچنین حضور نیروهایشان در شمال و جنوب ایران، از حمله و اشغال ایران ناکام بمانند و همه اش دلواپس باشند که در صورت حمله به ایران هم پیمانان ایران به آنها حمله کنند.

در واقع در حالی که آنها تلاش داشتند ایران را از نظر نظامی محاصره کنند به یکباره به خود آمدند و دیدند ای دل غافل این ایرانی ها هستند که نیروهای آنها را در منطقه محاصره کرده اند و آنها در تله ایران گیر کرده اند.

3 – پس از 2500 سال ایرانی ها موفق شدند مجددا پای خود را در آبهای دریای مدیترانه و دریای سرخ خیس کنند، امری که برای اسرائیلی ها تداعی کننده دوران اسارت آنها در دست بابلی ها و آزادی آنها به دست کوروش و زندگی تحت یک حکومت ایرانی را تداعی می کند.

گو اینکه کوروش کبیر ایران بسیار با یهودی ها سخاوتمندانه رفتار کرد اما اسرائیلی ها همیشه به دنبال سیطره بر نیل تا فرات بودند و در آن زمان هم باور داشتند سیطره ایرانیان بر منطقه مانعی در قبال رسیدن آنها به هدف نهایی شان می باشد.

جشن موسوم به جشن پوریم یا ایرانی کشون هم به نوعی یاد آور رویای اسرائیلی ها برای نابودی مجدد ایرانی ها می باشد.

4 –علیرغم همه تحریم هایی که ایالات متحده و با برنامه ریزی لابی های اسرائیلی در این کشور بر علیه ایران وضع کرده اما هنوز پس از بیش از 40 سال ایران نه فقط زانو نزده و شکست نخورده بلکه روز به روز قدرتمند تر می شود و جبهه مقابل ضعیف تر می گردد.

5 - اسرائیلی ها تا مدت ها روی حضور آمریکایی ها در منطقه خاورمیانه حساب باز کرده بودند و امیدوار بودند بتوانند کاری کنند که آمریکایی ها با ایرانی ها وارد جنگ شوند و ایران به عراق یا افغانستان جدیدی تبدیل شود اما ایرانی ها موفق شدند کاری کنند که هزینه های ماندن برای آمریکایی ها در منطقه بسیار سنگین شود و همچنین ساختار های پدافندی خود را به گونه ای طراحی کنند که دشمن در صورت حمله به ایران متحمل ضربات بسیار سنگین و کمر شکن پشت خط جبهه گردد.

به عنوان مثال هدف از تولید هواپیمای بسیار پیشرفته و یا تلاش برای در اختیار داشتن آن این است که کشور مالک این هواپیما بتواند تعدادی بمب یا موشک را به اهدافی در داخل عمق سرزمین دشمن برساند و اهدافی را منهدم کند.

ایرانی ها تا به حال موفق نشدند هواپیماهایی را بسازند که با هواپیماهای آمریکایی رقابت کنند اما موفق شده اند موشک هایی را بسازند که می تواند همان کار را برایشان انجام دهد، یعنی اهداف دشمن را در دوردست ها نابود کند.

به این ترتیب ایرانی ها عملا و به قول محافل نظامی یک موازنه استراتژیک ایجاد کرده اند.

مضاف بر این عمق استراتژیک نظامی ایران بسیار زیاد و دارای دفاع های طبیعی بسیار زیاد است از کوه های بلند گرفته تا کویر های سوزان در اطراف کشور در حالی که عمق استراتژیک اسرائیل و یا کشورهای همجوار دشمن با ایران از نظر نظامی بسیار ضعیف است و ایران و همپیمانان اش می توانند به راحتی همه اهداف مورد نظر خود را نابود کنند.

با این شرایط ظاهرا اسرائیلی ها به این فکر افتاده اند که همان الگوی سیاست ایرانی ها در بسط ارتباطات خود را در منطقه ایجاد کنند، به این ترتیب که با برخی کشورهایی که به دلایل مختلف با ایرانی ها خصومت دارند متحد شوند تا آنها نیز به ایران نزدیک شوند و بتوانند پای خود را در خلیج فارس و دریای خزر خیس کنند.

فعلا در جنوب مشاهده می کنیم که امارات عربی متحده و بحرین حاضر شده اند با اسرائیل در این زمینه همکاری کنند و ایرانی ها منتظر هستند ببینند که این همکاری فقط در حد شعار و یا مباحث اقتصادی است یا به مسایل امنیتی و نظامی هم کشیده خواهد شد.

بدیهی است در آن صورت ایرانی ها رویکرد دیگری در قبال روابط خود با امارات و بحرین اتخاذ خواهند کرد، گو اینکه همکاری های امنیتی و نظامی از قبل میان این کشورها و برخی دیگر کشورهای منطقه به صورت محرمانه وجود داشته و دارد.

در مورد آذربایجان که سالها است با اسرائیلی ها در حال همکاری است و اسرائیلی ها با تامین برخی تسلیحات مانند هواپیماهای بدون سرنشین آذربایجانی ها را متقاعد کرده اند که همکاری با اسرائیل می تواند موجب تقویت بنیه نظامی آنها گردد.

البته همانگونه که همه می دانند یهودی ها هیچ وقت مجانی برای کسی کاری انجام نمی دهند و بدیهی است که آذربایجان مجبور شده برای خرید این هواپیماها هزینه های چند برابری انجام دهد.

علیرغم همه این تسلیحات آذربایجانی ها به خوبی می دانند که حل مشکل قره باغ از راه نظامی امکان پذیر نیست و ممکن است در ابتدا آنها بتوانند موفقیت های نظامی نسبی ای را به دست آورند اما در پایان اختلاف فقط از راه مذاکره حل و فصل می شود.

بدیهی است اختلافی که به چندین قرن قبل بر می گردد در یکی دو ماه نمی توان آن را حل کرد.

همچنین باید توجه داشت که اسرائیلی ها اطماع سرزمینی قابل توجهی نسبت به آذربایجان دارند چون باور دارند هرجا یهودی ها در تاریخ زندگی می کردند مال آنها است و سرزمین های یهودیان قبیله سیزدهم که در تاریخ معروف به یهودیان خزران هستند و ریشه اکثریت نسبی یهودیان اروپایی تبار به آنها بر می گردد در همین منطقه یعنی شمال آذربایجان وارمنستان قرار دارد.

در این بین تنها کشورهایی که بسیار تحت تاثیر این جنگ قرار می گیرند ایران و روسیه می باشند چرا که ایران علاوه بر اینکه این جنگ کنار مرزهایش هست تعلقات آذری های ایران به آذربایجان و تعلقات ارمنی های ایرانی به ارمنستان را نمی تواند نادیده بگیرد و با توجه به همکاری های آذربایجان با اسرائیل دلواپسی های زیادی نسبت به شرایط این منطقه دارد.

از سوی دیگر ترکیه یعنی ناتو و علیرغم دعواهای زرگری که ممکن است میان ترکیه و دیگر اعضای ناتو وجود داشته باشد حضور ترکیه در آذربایجان یعنی رسیدن ناتو به دریای خزر و ورود آن به حیاط پشتی روسیه.

نباید فراموش کرد که علیرغم همه همکاری ها فیما بین روسیه و ترکیه، نیروهای این دو کشور در مناطق مختلف جهان از سوریه گرفته تا لیبی در مقابل هم قرار دارند و حظور ترکیه در آذربایجان می تواند تهدید بالقوه ای نزدیک خاک روسیه ایجاد کند.

امروز شاید روابط حسنه و خوب باشد اما فردا کسی نمی داند روابط چگونه خواهد بود و بدیهی است اگر جای پای ترک ها باز شود یعنی جای پای ناتو و آمریکا هم باز شده.

به این ترتیب ترکها هم تلاش دارند هر چه قدر بشود جنگ قره باغ ادامه یابد تا نیروهای طرفین تحلیل بروند و روز به روز آذربایجان محتاج تر از گذشته به ترکیه باشد و تقاضای کمک بیشتر از ترکیه داشته باشد.

قبلا روسیه دو بار تلاش کرد آتش بس در این منطقه ایجاد کند و طرفین از راه گفتگو و مذاکره اختلافاتشان را حل کنند که در هر دو بار اسرائیل و ترکیه با واسطه های خود این آتش بس ها را به هم زدند.

این روزها معاون سیاسی وزارت خارجه ایران دکتر سید عباس عراقچی اخیرا به باکو سفر کرده تا پیشنهاد ایران بار راه حل مسالمت آمیز اختلافات فیما بین آذربایجان و ارمنستان را مطرح کند و قرار است به ایروان و مسکو و احتمالا آنکارا نیز سفر داشته باشد تا طرح پیشنهادی ایران را مطرح کند.

طبق اظهار نظر برخی کارشناسان و اخبار درز کرده از آذربایجان، اسرائیلی ها شدیدا در تلاش هستند کاری کنند جنگ و خونریزی در این منطقه ادامه یابد و طرح ایران به نتیجه نرسد.

بدیهی است با توجه به شرایط فوق الذکر تنها در صورتی اسرائیلی ها و ترک ها می توانند جا پای خود در آذربایجان را حفظ کنند که جنگ و خونریزی ادامه یابد و روز به روز آذربایجانی ها نیاز بیشتر به آنها داشته باشند و آنها علاوه بر پول آذربایجان امتیاز های بیشتری هم از این کشور بگیرند.

به احتمال زیاد هم امتیازاتی که اسرائیلی ها به دنبال اش هستند ارسال تروریست های مختلف از طریق خاک آذربایجان به ایران و همچنین نصب تجهیزات جاسوسی و یا حتی تاسیس پایگاه نظامی برای خود در این کشور می باشد و این شرایط فقط زمانی امکان پذیر می باشد که آذربایجانی ها شدیدا محتاج اسرائیل شوند.

در شرایط موجود که ارتش آذربایجان موفق شده بخش هایی از سرزمین های خود را بازپس بگیرد قطعا عاقلانه به نفع آذربایجان است که جنگ را فعلا متوقف کند و وارد گفتگو شود تا هم جای پای خود را در این مناطق محکم کند و هم اینکه از پیشروی های نظامی اش بهره سیاسی ببرد، ادامه این جنگ می تواند منجر به آن شود که به یکباره برگ برگردد و همه امتیازات به دست آمده از دست برود.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک