11:32 25 اکتبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 249

مناقشه ارمنستان و آذربایجان در قره باغ بر روابط بسیاری کشورها با دولت های قفقاز تاثیر می گذارد، ایران سعی دارد بی طرفی خود را حفظ کند.

اسپوتنیک - ولادیمیر ساژین خاورشناس مطرح روس در این رابطه چنین نوشته است: ۲۷ سپتامبر سال ۲۰۲۰، بار دیگر مناقشه جمهوری آذربایجان و ارمنستان در قره باغ کوهستانی آغاز شد. این اختلاف ریشه های عمیقی دارد. طی صدها سال، در طول تاریخ، این سرزمین به دست امپراتوری های عثمانی، ایرانی، روسیه و شوروی افتاده بود.

پس از انقلاب اکتبر در روسیه در سال ۱۹۱۷ و استقرار حکومت شوروی در جمهوری های ماورای قفقاز در سال ۱۹۲۱، تصمیم گرفته شد قره باغ کوهستانی به شرط ایجاد خودمختاری ارمنستان در آن، به آذربایجان سپرده شود.

با این حال، این نحوه راه حل نهایی برای قره باغ از آب در نیامد و قره باغ مثل سابق مانند یک بشکه باروت باقی ماند. با فروپاشی اتحاد شوروی، جنگی تمام عیار بین جمهوری خودخوانده آرتساخ (قره باغ) با پشتیبانی ارمنستان و آذربایجان آغاز شد. این جنگ دو سال و چهار ماه به طول انجامید و طبق تخمین های تقریبی، ۲۰ تا ۲۵ هزار نفر در آن جان باختند. در نتیجه جنگ، قره باغ عملاً مستقل شد، اگرچه حتی توسط خود ارمنستان به عنوان یک جمهوری شناخته نشده است. ارتش آذربایجان نتوانست منطقه را کنترل کند.

در سال ۱۹۹۴، با میانجیگری روسیه، درگیری ها متوقف شد اما مساله حل نشد. درگیریهای فعال متوقف شد، اما گاهی اوقات در خط تماس درگیری رخ می داد. در سال ۲۰۱۶، بزرگترین درگیری از زمان جنگ رخ داده است، جنگ برای چهار روز ادامه داشت.

درگیری ارمنستان و آذربایجان در قره باغ بدون شک بر روابط پیچیده بسیاری از کشورها با کشورهای قفقاز پیوند دارد. به همین دلیل، جهانیان و قدرت های منطقه ای در لحظه های تشدید زد و خوردها در اطراف قره باغ به طور رسمی سعی در پایبندی به بی طرفی داشتند تا قفقاز جنوبی به طور کامل منفجر نشود. با این حال، در سال ۲۰۲۰، ترکیه رسما طرف جمهوری آذربایجان را گرفت.

برخورد جمهوری اسلامی ایران به درگیری قره باغ نیز کمتر جالب نیست. برای قرن ها ، ایران روابط اقتصادی و فرهنگی نزدیک با مردم قفقاز را حفظ کرده است. در عین حال ، روابط آن با جمهوری آذربایجان کاملا خودویژه است.

از نظر تاریخی ، طبق پیمان گلستان که توسط روسیه و ایران در سال ۱۸۱۳ امضا شد، آذربایجانی ها بین این دو کشور تقسیم شدند. علاوه بر این، اکثریت قوم آذربایجانی ها در ایران زندگی می کنند (طبق برآوردهای مختلف، از ۱۸ تا ۳۵ میلیون نفر یعنی ۲۰ تا ۴۰ درصد از جمعیت ایران؛ جمعیت جمهوری آذربایجان اما کمی بیش از ۱۰ میلیون نفر است). آذربایجانی ها و پارسی ها نه تنها در سرزمین همجوار بسر می برند، بلکه همچنین مذهب مشترکی را دارا می باشند: هر دو آنها اهل مذهب تشیع هستند، که این امر در شکل گیری آداب و رسوم مشابه دو گروه قومی تأثیر می گذارد.

لازم به تذکر است که تقریباً برای دو قرن آذربایجانی های "جنوبی" تابع امپراتوری پارسی، "شمالی" شهروند روسیه بودند، که این امر نمی تواند بر تغییر در آگاهی ملی قسمت های "جنوبی" و "شمالی" قوم تأثیر نگذارد. در ایران از لحاظ جذب تدریجی، گاهی اجباری آذربایجانی ها با ملت پارسی، در روسیه ضمن حفظ خودمختاری ملی، عرفی سازی و اروپایی سازی آذربایجانی ها.

پس از اعلام استقلال آذربایجان شوروی، مرحله جدیدی از روابط ایران و جمهوری آذربایجان آغاز شد. در همان زمان، مشکلات تاریخی سنتی حتی رشد کردند و از محتوای سیاسی جدیدی پر شدند.

اسلام گرایان ایرانی سعی کردند ارزش های شیعه خود را به آذربایجانی های شمالی تحمیل کنند، بدون توجه به اینکه آنها، اول از همه ساکنان شهرها، از قبل دارای ذهنیت اروپایی بودند و تحت تأثیر قابل توجهی از ارزش های غربی قرار داشتند.

وقتی مرزها پس از اعلام استقلال جمهوری آذربایجان باز شد، سیل دو طرفه قدرتمندی از مردم جاری شد. تهران به زودی متوجه تأثیر قابل توجه آذربایجانی های شمالی شد و در اواخر سال ۱۹۹۲ آنها در برابر ایجاد تماس ها مانع ایجاد کردند. به عنوان مثال، برخلاف سیاست آنها در قبال پناهندگان از افغانستان و عراق، مقامات ایرانی از ترس برقراری ارتباط شدید بین پناهندگان و آذربایجانی های "خود"، از پذیرفتن پناهندگان آذربایجانی که از مناطق درگیری با ارمنستان فرار می کردند، خودداری نمودند. همچنین، دولت ایران موضع خود را در درگیری های ۱۹۹۲-۱۹۹۴ قره باغ تغییر داد. به نفع حمایت از ارمنستان، از آنجا که او معتقد بود پیروزی جمهوری آذربایجان، آذربایجانی های ایرانی را به اقدامات جدایی طلبانه تحریک می کند. علاوه بر این، تعداد گروه های آذربایجانی مخالف دولت در ایران در حال افزایش بود. اهداف این سازمانها متفاوت است: از جدایی آذربایجان ایران (جنوبی) از ایران تا کسب خودمختاری ملی و فرهنگی در داخل ایران و گرچه نفوذ سیاسی آنها ناچیز است، اما "مسئله آذربایجان" در دستور کار سیاسی تهران قرار داشته و می ماند.

با این حال هنوز حادترین مسئله ای که "مسئله آذربایجان" در ایران را تحت شعاع قرار داده است قره باغ است. در دوره اولیه "جنگ قره باغ ۱۹۹۲-۱۹۹۴ ایران به جمهوری آذربایجان کمک چند جانبه ای رساند، از جمله اعطای وام، تحویل سلاح و مهمات و ابتکاری برای میانجیگری در حل و فصل درگیری ارائه داد. با این وجود، عمل گرایی به تدریج در سیاست دولت تهران برتری پیدا کرد. علاقمندی ایران به سمت ارمنستان نمایان شد.

این امر در درجه اول به دلیل جهت گیری باکو به سمت غرب بود. جمهوری آذربایجان به توسعه روابط با ترکیه، ایالات متحده، ناتو و اسرائیل ادامه می دهد. تهران حتی از احتمال فرضی استقرار پایگاه های نظامی و نیروهای مسلح  آمریکا "شیطان بزرگ" در خاک جمهوری آذربایجان بشدت نگران است.

اسرائیل در فهرست دشمنان ایران در رده دوم پس از ایالات متحده قرار دارد. این واقعیت که بین جمهوری آذربایجان و اسرائیل روابط گسترده نظامی-فنی وجود دارد واقعیتی است که نه اسرائیلی ها و نه آذربایجانی آن را انکار می کنند.

جمهوری آذربایجان در چارچوب قرارداد دفاعی ۱.۶ میلیارد دلاری امضا شده در سال ۲۰۱۱، هواپیماهای بدون سرنشین را بر اساس طرح های اسرائیلی تولید می کند. اسرائیل سیستم های پدافند هوایی و سایر تجهیزات مدرن نظامی را در اختیار باکو قرار می دهد. علاوه بر این، حجم همکاریهای نظامی و فنی که به طور فزاینده ای در حال افزایش است، در آمار رسمی تجارت بین دو کشور منعکس نمی شود که بدون این هم آذربایجان را به عنوان کشور پیشتاز در میان کشورهای شریک مسلمان اسرائیل قرار داده است. چند سال پیش، طرفین توافق کردند که تبادل اطلاعات کنند.

قابل تذکر است که در نامه نگاری دیپلماتیک آمریکا در سال ۲۰۰۹ که توسط ویکی لیکس افشا شد، یک نقل قول از الهام علی اف رئیس جمهوری آذربایجان هست. وی روابط آذربایجان و اسرائیل را به عنوان "یک کوه یخی که نه دهم آن در زیر آب پنهان شده است" توصیف می کند.

با این وجود، پس از روی کار آمدن حسن روحانی، که از یک خط عملگرا در سیاست خارجی پیروی می کند، در روابط دو جانبه بین ایران و جمهوری آذربایجان روندهای مثبتی نمایان شده است. در نتیجه، شعارهای متهم کننده متقابل فروکش می کند. رهبران دو کشور دیدارهای مکرر و گفتگوها در مورد مشکلات جهانی، منطقه ای و همچنین روابط دوجانبه، از جمله در زمینه اقتصاد و تجارت و اسناد مهم را امضا کردند. همچنین تماس ها بین وزارتخانه های خارجه دو کشور در حال توسعه است.

حسن روحانی رئیس جمهور ایران خاطر نشان كرد كه ایران از حل و فصل مسالمت آمیز اختلاف قره باغ از طریق مذاكرات دیپلماتیک در چارچوب تمامیت ارضی و مصونیت ناپذیری مرزهای آذربایجان حمایت می كند.

اما در عین حال، تهران روابط خود را با ایروان کوتاه نمی کند و این قابل درک است. در حال حاضر، بیش از ۲۰۰ هزار نفر از ارامنه در ایران زندگی می کنند. در عین حال، ارامنه ایران از حقوق قابل توجهی برخوردار هستند.

طبق قانون اساسی ایران، آنها نمایندگی در مجلس و شوراهای محلی دارند. روابط مداوم ارامنه ایران با جمهوری ارمنستان روابط ایران و ارمنستان را در سطح دولتی تقویت می کند.

این چه فاعده ای ببار می آورد؟ اولاً ایران به ارمنستان علاقه مند است، زیرا جامعه مسیحیان ارمنستان بزرگترین جامعه مسیحیان در ایران است. ارامنه ایران در زندگی اجتماعی و سیاسی کشور سهم فعال دارند. ثانیاً، جوامع ارمنی در بسیاری از کشورهای جهان وجود دارد و نقش یک نوع پل ارتباطی تهران با پایتخت سایر کشورها را بازی می کند که همیشه دوست ایران نیستند. علاوه بر این، گاهی اوقات از طریق لابی با نفوذ و معتبر ارمنستان است که جمهوری اسلامی ایران تصمیمات سیاسی و اقتصادی مطلوب یا قابل قبولی را برای کشور بدست می آورد. ثالثاً، قلمرو ارمنستان به عنوان یک کشور همسایه، برای ایران به عنوان یک راهرو به سمت شمال (از طریق گرجستان) و بعد به روسیه اهمیت دارد، که در شرایط دشوار ژئوپلیتیک کنونی برای تهران مهم است.

ارمنستان نیز به نوبه خود علاقه مند به روابط دوستانه با ایران همسایه است. ایران موضع نسبتاً سنجیده ای درمورد مناقشه قره باغ در پیش گرفته و با پیروی از قالب مینسک و فعالیتهای گروه مینسک (OSCE)، حمایت از فعالیت های همکیشان خود را قطع کرد.

علاوه بر این، همکاری های سیاسی، اقتصادی و نظامی-فنی با ایران به ارمنستان امکان می دهد تا پتانسیل اقتصادی خود را حفظ کند.

ایران به منظور گسترش فرصت های تجارت خارجی خود، یک راهرو ترانزیتی (از طرف ترکیه بسته) به ارمنستان ارائه داد. ایران در حال توسعه بازار ارمنستان، ارائه دهنده وام و سرمایه گذاری به آن کشور است.

تهران و ایروان بیش از ۳۰ توافق نامه و معاهده مختلف منعقد کرده اند. ایران برق، گاز و نفت را در اختیار ارمنستان قرار داده و در حال ساخت جاده های جدید است. تا حدی این امر به غلبه بر انزوای ایران و ارمنستان کمک می کند.

در عین حال، تقویت روابط با ارمنستان، که به گفته تهران رسماً پرسنل نظامی در قره باغ ندارد، نمی تواند به عنوان حمایت از کشور متجاوز تلقی شود.

از آنجا که یکی از اهداف توافق نامه همکاری استراتژیک مصوبه میان ترکیه و آذربایجان ایجاد جامعه پان ترکیست است، ارمنستان و قره باغ از اتحاد آنها جلوگیری می کنند، زیرا قوس ترک را به دو قسمت تقسیم می کنند. ظاهراً همه اینها دلیل سردرد دائمی در رهبری و نه تنها جمهوری اسلامی ایران است. میلیون ها ایرانی نیز از این بابت نگران هستند. صادقانه بگویم، تهران چاره دیگری ندارد - فقط بی طرفی فعال.

همانطور که قبلاً نیز اشاره شد، هر اقدامی از سوی ایران با هدف حمایت از یکی از طرفین موجب نارضایتی در داخل کشور خواهد شد. مقامات ایرانی به هیچ وجه علاقه مند نیستند که گروه های قومی به اعتراضات اجتماعی که گاه به گاه در مناطق مختلف کشور در ارتباط با وخیم شدن اوضاع اقتصادی رخ می دهد، اضافه شوند.

تظاهرات مشابه تحت شعارهای ضد ارمنی قبلاً در سپتامبر-اکتبر در تهران و همچنین در شهرهای آذربایجان ایران برگزار شده و تظاهرکنندگان خواستار حمایت از باکو بوده اند. همانطور که می فهمید، پشتیبانی از باکو در برنامه های رهبری ایران در نظر گرفته نشده است. دلایل مختلفی برای این امر وجود دارد.

در چارچوب تقابل تاریخی با ترکیه در قفقاز، ایران نمی تواند اجازه تقویت موقعیت این کشور در منطقه را بدهد. علاوه بر این، حمایت رسمی آنکارا از باکو به وضوح جمهوری آذربایجان را به یک متحد نزدیک ترکیه در منطقه تبدیل می کند. یعنی سیاست آنکارا توازن ژئوپلیتیکی در قفقاز را نقض می کند. مولود چاووش اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه اخیراً گفت: ما آماده کمک به آذربایجان هستیم زیرا خود را یک ملت می دانیم. اگرچه ما کشورهای مختلفی هستیم، در صورت لزوم، ما مانند یک کشور واحد رفتار می کنیم. بعید است این گفته برای تهران دلپذیر باشد.

علاوه بر این، ایرانیان از استفاده شبه نظامیانی که ترکیه از سوریه به قره باغ کوهستانی برای جنگ با ارامنه فرستاده، راضی نیستند. تهران به درستی بیم آن دارد که این شبه نظامیان ایدئولوژی خود را با خود بیاورند و یک کانون داغ جدید از تنش های دائم در مرزهای آذربایجان، ارمنستان و ایران ایجاد کنند.

برای تهران سودآور نیست که طرف یکی از طرفین درگیر را بگیرد. حمایت رسمی از باکو باعث واکنش خشونت آمیز نه تنها در ارمنستان و ارامنه ساکن ایران، بلکه جوامع ارمنی در سراسر جهان خواهد شد. بدین طریق، تهران می تواند آخرین پیوند های ضعیف متصل کننده آن با بازار جهانی را در شرایط تشدید تحریم های آمریکایی پاره کند.

به نوبه خود، حمایت تهران از ایروان، آذربایجانی های ایرانی را ناراضی می کند، با تمام عواقب بعدی. در همان زمان، نگاه رسمی به مسئله قره باغ در طرحی که تهران برای پایان دادن به درگیری مسلحانه بین آذربایجان و ارمنستان تهیه کرده است، موجود است. جزئیاتی از این طرح در دست نیست.

سعید خطیب زاده سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت که هدف این طرح حفظ تمامیت ارضی آذربایجان، عقب نشینی نیروهای نظامی از مناطق جنگی و آغاز مذاکرات است.

بسیاری از دانشمندان علوم سیاسی به تزی در مورد حفظ تمامیت ارضی آذربایجان تکه زدند و درباره حمایت ایران از جمهوری آذربایجان نتیجه گیری نادرستی کردند. اما مقامات ایرانی چیز جدیدی نگفتند. آنها از همان آغاز مناقشه و درگیری در دهه ۹۰ قرن گذشته، این موضع را اشغال کرده اند که با چهار قطعنامه سال ۱۹۹۳ شورای امنیت سازمان ملل مطابقت دارد.

ایران به دنبال راه های مسالمت آمیز برای حل مسئله قره باغ است. مصاحبه با علی اکبر ولایتی مشاور امور بین الملل رهبر عالی ایران این گفته را تایید می کند. ولایتی گفت: ما هم با ارمنستان و هم با آذربایجان همسایه هستیم. مصلحت ما اقتضا می کند که این همسایگان ما با یکدیگر جنگ نکنند. ارمنستان همسایه ماست و ما با جمهوری آذربایجان اشتراکات زیادی داریم، در دین، ​​مذهب، تاریخ و فرهنگ کمتر دو کشوری مثل جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان هستند که این اشترکات را داشته باشند و این قدر هم نزدیک باشند. ما کاملا نگران سرنوشت آذربایجان هستیم و معتقدیم تمامیت ارضی آن باید حفظ شود و مناطق اشغالی اش تخلیه شود. با ارمنستان نیز همسایه هستیم و تاریخ طولانی مشترک در همسایگی داریم و نمی خواهیم نه ارمنی ها تلفات بدهند و نه آذری ها؛ چه مسلمانان و چه مسیحیان باید در امنیت کامل باشند.

جمهوری اسلامی نیز از هیچ كمکی برای میانجیگری و صلح بین این دو كشور همسایه دریغ نخواهد كرد و بعلاوه در سازمان ملل در این مورد چهار قطعنامه تصویب شده است، که همه اینها ملزم می کند ارامنه ای که  این بخش ها از خاک آذربایجان را اشغال کرده اند آنجا را ترک کنند و به مرزهای بین المللی بر گردند. همه ما که عضو سازمان ملل هستیم باید به این اصول گردن بنهیم. پس ما می خواهیم که ارمنستان این بخش های اشغال شده را به جمهوری آذربایجان باز گرداند.

در همان زمان، علی اکبر ولایتی تأکید کرد که راه حل این کار [مشکل قره باغ] به هیچ وجه نظامی نیست، بلکه باید از طریق سیاسی حل شود، لذا ما با هر اقدام نظامی از طرف هر که باشد مخالفیم.

متأسفانه، همه مذاکرات قبلی، در بهترین حالت، منازعه را متوقف کرده و زمینه را برای درگیری بیشتر از پیش فراهم کرده است و تاکنون هیچ راه حل مصالحه آمیزی که همه طرف ها را راضی کند، قابل مشاهده نیست. بنابراین، ما باید بر آن باشیم که اختلاف قره باغ در حال تبدیل شدن به یک مناقشه ابدی است.

اما یک چیز واضح است: ایران گام های جدی برای ورود به تقابل ارمنستان و جمهوری آذربایجان بر نمی دارد. البته مگر اینکه نیروهای درگیر شده به طور تصادفی یا تحریک آمیز تهران را درگیر جنگ جدید قفقاز کنند. 

امیدواریم این اتفاق نیفتد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک