12:32 25 اکتبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1526

این روزها اتفاقات عجیب و غریبی در ایران رخ می دهد که نشان از آن دارد که ستون پنجمی در کشور وجود دارد که تلاش دارد با ناراضی سازی مردم را به شورش وادارد.

اسپوتنیک - اول بگویم ستون پنجم چیست بعد ادامه دهم.

اصطلاح ستون پنجم از نظر معنی و مفهوم مجازی همان جاسوسی است؛ منتها با این تفاوت که جاسوس به ضرر و زیان بیگانه کار می ‌کند و نفع و مصلحت ملت و کشور خویش را ولو به قیمت جان از نظر دور نمی ‌دارد؛ در حالی که ستون پنجم این معنی را افاده نمی‌ کند بلکه افراد این ستون، دانسته یا ندانسته به زیان و ضرر خودی و نفع بیگانگان کار می‌ کنند.

معروف است زمان اتحاد جماهیر شوروی سابق فردی را به اتهام جاسوسی بازداشت کردند.

مستندات زیادی وجود داشت که وی از سیا چندین بار پول دریافت کرده و خودش هم اعتراف کرد که این پولها را دریافت کرده ولی در بازجویی ها ادعا می کرد که هیچ اطلاعاتی را بابت این پولها به آنها نفروخته.

در نهایت از او سوال کردند پس فلان پول را برای چه به تو دادند.

اظهار داشت از من خواستند برای فلانی در اداره ای کار جور کنم و این کار را کردم.

به حواله های بعد هم که رسیدند باز هم همین پاسخ تکرار شد.

یقین پیدا کردند پس اینهایی که وی در مشاغل مختلف گمارده جاسوس هستند و همه شان را بازداشت کردند و شروع کردند با آنها تحقیق کردند اما هیچ مدرکی از اینکه اینها اطلاعاتی به آمریکایی ها فروخته باشند و یا اینکه پولی از آنها دریافت کرده باشند به دست نیاوردند.

تحقیقات مدت ها ادامه داشت و در نهایت متوجه شدند که اصلا ماجرا دزدیدن اطلاعات نبود بلکه کاشتن ستون پنجم در شوروی بود.

سیا کاری کرده بود که این فرد مثلا مهندس را در جایی که باید یک پزشک کار می کرد استخدام کنند و پزشک را در جایی که یک مهندس باید کار می کرد استخدام کنند و به همین ترتیب افرادی را که هیچ توان و تجربه ای در انجام کاری را نداشتند به کارهای خیلی حساس بگمارد و افرادی را که متخصص انجام کاری بودند را در کارهای پست استخدام کنند تا زده شوند و به فکر خروج از کشور و یا نارضایتی سوق پیدا کنند.

همین ستون پنجم که سیا ساخته بود هم یکی از دلایل اصلی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق بود و آمریکایی ها تلاش کردند که کل روسیه را به کشورهای کوچک که تا ابد با هم درگیر می باشند تجزیه کنند.

شاید بسیاری شرایط روسیه قبل از به قدرت رسیدن پرزیدنت پوتین را به یاد داشته باشند، کشوری که آنقدر درگیر مشکلات داخلی بود که هیچ کس باور نمی کرد می شود جمع و جور اش کرد و آقای بوریس یلتسین رئیس جمهوری اسبق روسیه حتی حاضر نشد دوره ریاست جمهوری خود را به پایان برساند چون می دید که نمی تواند کاری انجام دهد.

امروزه مشاهده می کنیم که همین اتفاق ها در حال رخ دادن در ایران می باشد و معلوم نیست آنهایی که این کارها را انجام می دهند خودشان هم متوجه هستند چه کار می کنند یا نه؟

مجانی این کار را می کنند یا اینکه چیزی بابت اش دریافت کرده اند؟

آیا پول یا امتیازی را از دشمنان ایران زمین دریافت کرده اند یا نه؟

آیا می شود تصور کرد که بانک مرکزی ایران توان کنترل نقدینگی بازار را ندارد و یا کارشناسانی در اختیار ندارد که بتوانند بازار را سر و سامان دهند؟

آیا می توان تصور کرد که این همه پول برای خرید ارز فقط از حساب های مردم آمده و مردم این همه نقدینگی در اختیار داشتند و دارند؟

آیا می توان باور کرد که مدیران شرکت های دولتی آنقدر قدرت دارند که تصمیم بگیرند ارز حاصل از صادرات خود را وارد کشور نکنند و کسی نتواند به آنها چیزی بگوید؟

آیا می توان باور کرد که برخی موسسات مالی و اعتباری و بانک های دولتی و خصوصی خارج از حیطه اختیارات خود اقدام به خرید ارز و طلا و سهام در بورس کنند و اوضاع اقتصادی مملکت را به هم می ریزند و نمی توان جلوی آنها را گرفت؟

آیا توقع دارید با تغییر لحظه ای قوانین شرایطی ایجاد می شود که صادر کننده های خرد می توانند ارز صادراتی خود را به بازار برگردانند و توقع دارید که آن صادر کننده که به دنبال حد اکثر سود است ارز خود را ارزان تر در بازار عرضه کند؟

آیا توقع دارید در شرایطی که کشور تحت شدید ترین تحریم ها قرار دارد و امکان ندارد بتوان رسما یک اعتبارنامه ارزی از یک بانک داخلی برای خارج دریافت کرد تاجران واردات خود را از کانال های رسمی انجام دهند؟

بله درست است که ایران تحت شدید ترین تحریم های جهانی قرار دارد اما آیا واقعا همه مشکلات داخل کشور مربوط به تحریم ها است؟

یعنی نمی توان قوانین و مقرراتی را وضع کرد که در این شرایط اورژانسی زمینه منافع ملی و اقتصادی کشور در ارجحیت باشد و بحث تبعیت از قوانین و مقررات بین المللی که توسط آمریکا و لابی های اقتصادی جهانی وضع شده تا کنترل گلوگاه های اقتصادی را در اختیار بگیرند، را کنار گذاشت.

آیا تصمیم گیری های سلیقه ای و اشتباه داخلی و لج بازی بر ابقای این تصمیمات علیرغم نظرات همه کارشناسان و صاحب نظران، هیچ ارتباطی با افزایش مشکلات و نارضایتی مردم ندارد؟

یعنی می توان تصور کرد این همه تصمیم اشتباه مخصوصا در زمینه های اقتصادی فقط به دلیل گاف های مدیریتی رخ داده؟

مخصوصا از افرادی که سه چهار دهه تجربه مدیریتی در سطوح عالی دارند؟

در بهترین شرایط می توان تصور کرد که اینها برای تحقق رانت و یا سوء استفاده مالی و اقتصادی از شرایط برخی تصمیمات را می گیرند اما آیا متوجه نیستند که اگر ایران از هم بپاشد آنها نیز هر چه دارند از دست می دهند؟

البته یکی از دوستان اظهار می داشت بسیاری از اینها شرایط زندگی خود در خارج کشور را فراهم کرده اند و برایشان مهم نیست که در ایران چه می شود.

عموما هم ستون پنجمی ها همیشه در ظاهر خود را حامیان پر و پا قرص نظام و کاتولیک تر از پاپ نشان می دهند و هر کس با آنها مخالفت کند را ضد نظام و یا حتی کافر تا کسی جرئت نکند از آنها انتقاد کند، در حالی که نظام جمهوری اسلامی یک نظام مردم سالار است وابسته به مردم است و این مردم هستند که نظام را حفظ کرده اند و حفظ خواهند کرد.

دشمن این را به خوبی فهمیده و همین مردم که پایه های نظام هستند را هدف خود قرار داده تا پشتوانه نظام را بزند.

در حالی که آمریکایی ها چند بار نشان داده اند که غیر قابل اطمینان هستند و امکان ندارد پایبند هیچ تعهدی باشند باز هم به دنبال یا امید مذاکره و گفتگو با آمریکا می باشند وهنوز هم تصور می کنند که راهکار حل مشکلات در اختیار آمریکا است.

در مقابل هر طرحی که می تواند موجب خروج ایران از تحریم ها و فشارهای اقتصادی گردد مقابله می کنند و با جو سازی تلاش می کنند این طرح ها را به هم بزنند.

به عنوان مثال بگویم، ایرانی ها با هزار بد بختی تلاش می کنند مثلا تفاهم نامه همکاری با چین ویا روسیه امضا کنند بعد می بینیم کلی سر و صدا راه می اندازند و تلاش می کنند با جو سازی و مغلطه کاری جلوی امضا و یا اجرای این تفاهم نامه ها را بگیرند.

برخی حاضر می شوند طرح هایی را پیاده کنند تا فشارهای اقتصادی بر مردم ایران بیشتر شود و فضای جامعه برای مذاکره و گفتگو با آمر به قتل شهید سلیمانی فراهم شود.

اگر حرف این جانیان ارزش داشت پایبند توافقات خود با ایران می ماندند.

آنها تصور می کنند که اگر احیانا آقای بایدن در آمریکا به قدرت برسد خیلی سریع می توانند کاری کنند همه تحریم ها برداشته شود و مشکلات حل شود و در انتخابات آتی ریاست جمهوری کاندیدایی داشته باشند.

همه تخم مرغ هایشان را هنوز که هنوز است در سبد آمریکایی ها قرار می دهند.

حتی اگر بایدن هم نیاید باید زمینه مذاکره و گفتگو با آمریکا فراهم شود و آنقدر فشار اقتصادی بر مردم زیاد شود که مردم بر دست دادن آنها با آمر به قتل شهید سلیمانی چشم پوشی کنند.

و بالطبع برخی هم تلاش می کنند جلوی آنها را بگیرند مبادا موفق شوند و حتی اگر هم بنا باشد گفتگو و مذاکره ای انجام شود این گفتگو و مذاکره قبل از انتخابات ریاست جمهوری در ایران انجام نشود.

امروز به صراحت شرایط مملکت ما اینگونه شده و همین درگیری های جناحی منجر به آن شده که شرایط اقتصادی کشور به اینکه هست کشیده شود، تحریم ها فقط نیمی از ماجرا می باشد.

تصور اینکه فشارها هست و مردم تحمل می کنند پس ادامه دهیم، یک تصور ساده بیش نیست، تحمل مردم هم حدی دارد و به یکباره ممکن است همه حساب کتاب ها به هم بریزد.

شاید هم همین را می خواهند، یعنی پروژه ناراضی سازی را به حدی برسانند که مردم به یکباره از کوزه در بروند و آنچه که آمریکا و اسراییل به دنبال اش هستند یعنی شورش های داخلی اتفاق افتد.

منافع جناحی مهم تر است یا منافع مردم؟

خوب توجه داشته باشید، مردم یعنی نظام و نظام یعنی مردم.

پس هر کس اقدامی در جهت افزایش فشار بر مردم انجام دهد یعنی اقدامی بر علیه نظام انجام داده، مهم نیست کیست.

اگر شما برای مردم کار کنید قطعا در انتخابات آتی هم جایی خواهید داشت ولی اگر برای منافع جناح خود کار کنید قطعا در انتخابات آتی جایی نخواهید داشت.

اگر حتی می خواهید منافع مردم را هم نادیده بگیرید و به فکر منافع حزبی و جناحی خود باشید باید توجه داشته باشید که منافح حزبی و جناحی شما با بقای نظام گره خورده و اگر نظام نباشد شما هم نخواهید بود، پس حد اقل به عنوان ستون پنجم دشمن عمل نکنید.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک