20:47 31 اکتبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 353

باز هم اربعین آمد و باز هم یادی شد از سالار شهیدان امام حسین (ع) و فرصتی شد تا یک بار دیگر به فلسفه حسینی بپردازیم.

اسپوتنیک - بر کسی پوشیده نیست که کافی بود امام حسین (ع) با ظلم یزید کنار بیاید و هر منصب و مقام و مال و منالی که اراده کند در اختیارش قرار گیرد اما ایشان راه سخت را انتخاب کردند تا در مقابل نماد شیطان و ظلم و ستم بایستند و فلسفه ای را بنا بگذارند که طی هزار و چهارصد سال بعد ملیاردها انسان به آموزه های آن بپردازند و در مقابل ظلم و ستم بایستند.

این ظلم و ستم همیشه در تاریخ وجود داشته و وجود خواهد داشت اما مهم این است که حسینیانی باشند که جسارت مقابله با ظلم و ستم را داشته باشند و جلویش را بگیرند وگرنه ظالمان روز به روز در جامعه بیشتر و بیشتر می شوند.

رسالت و فلسفه امام حسین (ع) بر اساس همان فلسفه خیر و شر و مقابله مظلومین با ظالمان بنا شده همان فلسفه ای که انقلاب اسلامی بر اساس آن بنا شده اما متاسفانه بسیاری فراموش کرده اند که مبنای انقلاب اسلامی و مبنای رسالت امام حسین (ع) بر چه اساس بوده و یا هست.

رهبری که بالاترین مقام کشور است هم بدون یاری مردم نمی تواند کاری کند و با فساد در مملکت مقابله کند.

فراموش نکنید که طبق باورهای اسلامی شیطان هم جزو اجنه ای بود که چند هزار سال عبادت می کرد اما در نهایت از دستور خداوند متعال سرپیچی کرد.

معاویه و یزید هم مدعی بودند که امیر المومنین هستند و برای اسلام عمل می کنند.

بزرگترین فاسدین در تاریخ هم همیشه سجاده و تسبیح به دست در حال ظاهر سازی هستند.

همین آقای ترامپ که بزرگترین مظالم را بر علیه همه جهانیان اعمال کرده و فساد از سر و کول اش بالا می رود مدعی است که یک مسیحی متعصب است.

نتانیاهو مدعی است که یک یهودی متعصب است.

صدام حسین هم مدعی بود که یک مسلمان دو آتیشه است و در نهایت دستور داد شعار پرچم عراق "الله اکبر" شود.

بزرگترین فاسدین اقتصادی ای که در ایران بازداشت شده اند هم اکثرا مدعی مؤمنی بودند و حتی دیگران را تکفیر می کردند و حتی برخی روی پیشانی شان را سوزانده بودند تا پیله بخورد و ادعای نماز و روزه زیاد داشته باشند.

وقتی هم که مناسبتی پیش می آمد در چندین مراسم حضور پیدا می کردند تا همه جا باشند و همه ببینند که اینها در مراسم مذهبی مشارکت دارند.

به عنوان مثال بگویم، من مدتی پیش خانه خود را تغییر دادم و در پشت خانه فردی منزلی که بیش از ده هزار متر مساحت دارد در اختیار دارد و روایت های متعددی از همسایگان شنیدم که وی از چه طریق هایی این خانه را اوایل انقلاب به دست آورده، اما چون یقین ندارم نمی توانم آنها را مطرح کنم.

بحث در این بود که این فرد به بهانه جلوگیری از مشرفیت چند سازه بسیار عظیم فلزی با ارتفاع های بالای بیست متر و عرض ده پانزده متر در مقابل خانه مردم ساخته و علاوه بر ایجاد مزاحمت و ممانعت از حق جان همه همسایگان خود را به خطر انداخته، چون هر از گاهی بخش هایی از این سازه بر اثر باد و باران سقوط می کند و تا به حال شانسی بوده که کسی کشته نشده.

سر و صدا و مزاحمت های صوتی اش به کنار.

البته این فرد همیشه مراسم روضه خوانی هم در خانه اش برگزار می کند ودر میان ساختمان های متعدد سر و صدا راه می اندازد تا خودنمایی کند تا به قول یکی از همسایگان مظالم خود در قبال دیگران را تطهیر کند.

همه اینها در حالی که سالها است صبح تا شب صدها همسایه مظلوم وی را به دلیل مزاحمت هایش نفرین می کنند.

به یاد دارم زمانی که عراقی ها می خواستند اسیران ایرانی را شکنجه کنند آنها را داخل سازه های مشاهبی از همین نوع شیرونی های فلزی قرار می دادند و با ضربه زدن به این سازه ها آنها را شکنجه می کردند.

صدها نفر از همسایگان این فرد سالها است هر بار باد و باران می آید، با همان شگرد شکنجه گر های عراقی از طریق این سازه ها شکنجه می شوند.

از همسایگان سوال کردم که آیا کسی به او اجازه داده چنین سازه ای را مقابل شما بزند.

همه اظهار می داشتند که نخیر بلکه حتی شدیدا هم مخالف بودیم اما ایشان چون وابسته به فلانی و یا فلانی است یا خود را فامیل فلان شهید معرفی می کند هیچ کس جرئت ندارد با او حرف بزند و با قلدری ویا تطمیع مامورین مختلف و یا ارتباطات خود در ارگان های مختلف این سازه ها را نصب کرده است.

به شهرداری مراجعه کردیم آنها اظهار داشتند مجوز ساخت چنین سازه ای اصلا برای هیچ کس صادر نمی شود وشهرداری خود اصلا مدعی است چون این یک تخلف محرز می باشد ولی چون کسی هنوز رسما شکایت نکرده و شهرداری هم سرش شلوغ است، ماجرا پیگیری نشده است.

به قوه قضائیه و کلانتری مراجعه کردیم همه تعجب می کردند که چرا تا به حال هیچ کس شکایت نکرده و حتی یکی از مامورینی که آمده بود سازه را دیده بود اظهار می داشت اگر پسر رییس جمهوری هم باشد حق ندارد چنین کاری با مردم و همسایه ها انجام دهد.

به هر صورت متوجه شدیم ماجرا این نبود که چه کسی و یا چه کسانی پشت این فرد بودند یا هستند و یا وی به چه کسی یا چه کسانی وصل است بلکه ماجرا این است که کسی تا به حال جرات نکرده جلویش بایستاد که حق ندارد با سوء استفاده از فرصت ها یا ارتباطات یا نام شهدا و شخصیت های نظام به دیگران ظلم کند.

گویند مشت نمونه خروار، این مثال را زدم تا به حال امروزمان برسیم.

دقیقا ماجرایی که در بسیاری از موارد پیش آمده زمانی که جوانان ایرانی همه به مرزها رفته بودند تا از وجب به وجب خاک ایران زمین دفاع کنند برخی پشت جبهه ها در حال فربه شدن بودند و با چسباندن خود به شخصیت های نظام و سوء استفاده از نام شهدا خود را بزرگ و بزرگتر کردند، هر چه هم بزرگتر شدند ترس و واهمه مردم از رویارویی با آنها هم بیشتر و بیشتر شد.

اشک و خون عاشورایی
ایران
© REUTERS / Murad Sezer

حال جالب اینکه در همه این موارد قطعا نه این شخصیت های نظام از کار اینها مطلع بودند و هستند و نه آن شهدا راضی به این کارها به نامشان بودند و می باشند.

مردم ما آنها را فحش می دهند و نفرین می کنند اما متوجه نیستند که این فحش و نفرین اگر کارساز بود تا به حال شیطان صدها بار نابود شده بود.

مردم ما خود را حسینی می دانند اما هنوز بسیاری حاضر نیستند در عمق فلسفه عاشورا ورود کنند.

فلسفه ای که بر مبنای رویارویی با ظلم و ستم بنا شده بود و بنا شده است.

حتی اگر فرد خود را امیر المؤمنین معرفی کند و لشکرو ثروت زیاد هم داشته باشد باز هم وظیفه همه حسینیان مقابله با ظلم است.

نباید توقع داشته باشیم که ما بنشینیم ومثلا قوه قضائیه و یا نیروی انتظامی بتواند همه متخلفین و ظالمین را پیدا کند و با آنها برخورد کند.

نباید توقع داشته باشیم که بنشینیم و دیگران حق و حقوق ما را استیفا کنند، اگر خودمان قدمی بر نداریم کسی برای ما قدمی بر نمی دارد.

یک دست تنها صدا نمی دهد، قوه قضائیه و یا نیروی انتظامی یک طرف ماجرا هستند اما طرف اصلی خود مردم هستند که باید حسینی رفتار کنند و هر جا تخلفی را می بینند گزارش کنند تا جلوی ظالمین و سوء استفاده کنندگان گرفته شود.

اگر هم می بینیم شرایط به گونه ای شده که برخی به قول معروف به زور هم نمی توانند یک ماشین پراید بخرند و برخی ده ها ماشین چند ده میلیاردی را برای تفریح در اختیار دارند و از رانت های متعدد بهره می برند، باید نگاه کنیم خودمان کجای ماجرا هستیم و چه کار کرده ایم.

اگر همه دست و به دست هم بدهیم و کمک کنیم قطعا رهبری هم اجازه نخواهند داد جایی ظلم ریشه بدواند و ریشه آن را خواهند کند.

مشاهده می کنیم بسیاری از افرادی که تا همین دیروز اقتدار های آنچنانی داشتند به دلیل سوء استفاده از قدرت خود امروزه کجاها هستند، همین بس کافی است که متوجه شویم اگر حسینی رفتار کنیم علی هم پشتمان است.

اما آیا ما هم حسینی رفتار کرده ایم یا مانند اهل کوفه نشستیم تا علی تنها بماند.

ما اگر داخل را درست کنیم آنوقت می توانیم در مقابل همه یزیدیان روزگار هم بایستیم و دیگر آمریکیایی ها و دشمنان به خود اجازه نخواهند داد که در حق ما ظلم کنند چون متوجه می شوند با یک ملت حسینی مواجه هستند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک