19:32 26 اکتبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1361

امروزه مشاهده می کنیم در مملکت خودمان مدام در زمینه های مختلف مخصوصا اقتصادی سیاست های کبری ای را اتخاذ می کنند که معلوم نیست بر چه اساسی است.

زمانی که انگلیسی ها شبه قاره هند را اشغال کرده بودند با مشکل مارهای زیاد کبری در شهر دهلی مواجه شدند؛ مارهایی که محلی ها نسبت به نیش آن مشکل چندانی نداشتند چون قبلا نیش خورده بودند و بدنشان پادزهر آن را ساخته بود، اما برای انگلیسی ها کشنده بود.

به این دلیل اگر به سربازی می گفتند که قرار است در دهلی ماموریت داشته باشد تلاش می کرد هر طور شده زیر بار ماموریت نرود.

فرماندار انگلیسی دهلی تصمیم گرفت جایزه یک سکه برای هر مار که مردم بگیرند تعیین کند و مردم شروع کردند مارها را گرفتن و به انگلیسی ها تحویل دادن، انگلیسی ها بسیار خوشحال بودند که کم کم قرار است از شر مارها خلاص شوند اما این مارها تمام نمی شدند.

پس از مدت ها پیگیری متوجه شدند که برخی هندی های رانت خوار اقدام به پرورش مار کبری نموده اند و پشت سر هم این مارهای پرورشی را به آنها می فروشند.

به یکباره فرماندار انگلیسی تصمیم گرفت که دیگر مار از آنها نخرد و آنها نیز مارها را رها کردند تا به یکباره انگلیسی ها با تعداد چند برابری بیشتر مار کبری مواجه شوند ودر نهایت مجبور باشند مانند هندی ها خود را به نیش مارها عادت بدهند.

این سیاست به سیاست (مار) کبری در تاریخ شهرت یافت.

حال امروزه مشاهده می کنیم در مملکت خودمان مدام در زمینه های مختلف مخصوصا اقتصادی سیاست های کبری ای را اتخاذ می کنند که معلوم نیست بر چه اساسی است.

سیاست هایی که چندین بار جواب خود را پس داده و نشان داده که مشکل را حل نمی کند اما باز هم همان سیاست ها پیاده می شود و برخی هم به جای اینکه متوجه اشتباه خود شوند و از مردم عذر خواهی کنند و تلاش کنند اشتباه خود را تصحیح کنند یا مانند سیاست مداران کشورهای مقتدر کناره گیری کنند، اصرار به ماندن و ادامه سیاست های خود به هر ترتیبی شده دارند.

وقتی که رییس جمهور محترم می آید و علنا اظهار می دارد با سیاست دلار 4200 تومانی مخالف بود ولی تیم اقتصادی اش این سیاست را بر او تحمیل کردند، دیگر آیا حرفی برای زدن باقی می ماند.

یعنی خود جناب آقای روحانی هم متوجه هستند که این سیاست از اول اشتباه بوده و مملکت بابت این سیاست ضررهای سهمگینی را متحمل شده اما باز هم اصرار بر ادامه آن است.

چندین دهه است که سیاست دلار چند نرخی در ایران ثابت کرده که فقط زمینه رانت خواری ها را فراهم می کند اما هنوز اصرار بر اجرای آن است.

آیا وقت آن نرسیده که حد اقل لیست اسامی افرادی که این سیاست را اتخاذ کردند و درصد مشارکت شان در این تصمیم عنوان شود تا مردم متوجه شوند چه کسانی موجب ایجاد چنین شرایطی در مملکت هستند؟

اینکه دولت بیاید نام افراد و شرکت هایی را که دلار 4200 تومانی دریافت کرده اند را اعلام کند چه فایده ای به حال مردم دارد؟

چند تای اینها کالا را با دلار 4200 تومانی به مردم تحویل داده اند؟

غیر از این است که یا این دلارها را گرفته اند و به جیب زده اند و فرار کرده اند ویا اینکه کالا را وارد کرده اند و مجددا به همان شکل که بود و یا به شکل کالای دیگر به کشورهای همجوار صادر کرده اند و رانت ما به التفاوت را به جیب زده اند؟

یا اینکه کالا را با دلار 4200 تومانی وارد کرده اند و بعد با قیمت بازار آزاد در بازار عرضه کرده اند.

بسیاری از تولید کنندگان کالای مورد نیاز تولیدات خود را با دلار 4200 وارد کرده اند اما به جای اینکه کالای تولیدی را در بازار عرضه کنند به کشورهای همجوار صادر کرده اند و حتی حاضر نیستند دلار آن را برگردانند.

یعنی عملا ما به کشورهای همجوار سوبسید داده ایم نه به مردم خودمان.

دقیقا همان اتفاقی که قبلا زمانی که دلار دولتی هفت تومان بود و دلار بازار آزاد 140 تومان بود رخ می داد.

آیا تا به حال حساب کرده اید همین رانت های ما به التفاوت دلار 4200 تومانی با دلار بازار آزاد منجر به چه شده و چه قدر از ارز کشور بابت آن به باد رفته، یا شاید بهتر است بگوییم به جیب رانت خواران رفته؟

آیا این هم به دلیل تحریم ها است؟ یا به دلیل سیاست های کبری که ما خودمان اتخاذ کرده ایم؟

البته این یک نمونه از سیاست های کبری است که ما قبلا اتخاذ کردیم ، اگر نیاز باشد می توان ده ها مورد مشابه را مثال زد، مواردی که همه در نهایت به نفع رانت خواران تمام شد چون ما فکر می کردیم راه کار ساده ای را بلدیم که آنها بلد نیستند و هنوز هم اصرار به اتخاذ آن داریم حد اقل انگلیسی ها قبول کردند یک بار مار آنها را نیش بزند تا پادزهر نیش مار در خونشان ساخته شود.

اگر بشود جلوی این سیاست های کبری را گرفت قطعا مملکت به راحتی می تواند در مقابل همه تحریم های ظالمانه مقاومت کند اما اگر هر روز قرار باشد مار جدیدی سر باز کند آنوقت ممکن است دیگر بدن مردم در ساختن پادزهر جواب ندهد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک