02:02 27 اکتبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 284

حوادث و اتفاقات در منطقه اطراف ایران این روزها آنقدر سریع می گذرد که دنبال کردن آنها به چندین ابر رایانه نیاز دارد.

اسپوتنیک - از بحث شرایط اقتصادی داخل ایران گرفته تا شعله ور شدن مجدد جنگ قره باغ تا آشتی کنان کشورهای عرب حوزه خلیج فارس با اسراییل تا مذاکرات صلح با طالبان در افغانستان تا حمله به مراکز دیپلماتیک و تلاش برای متهم کردن جبهه مقاومت در این راستا تا ...

در حالی که بسیاری از کشورهای جهان نفس ها را حبس کرده اند و منتظر نتیجه انتخابات آمریکا هستند ملاحظه می کنیم برخی کشورها مانند اسراییل تلاش دارند که هر چه سریعتر از همین چند ماه باقیمانده ترامپ در قدرت نهایت بهره را بر علیه ایران ببرند.

انتخابات در آمریکا حدود چهل روز دیگر برگزار می شود اما آقای ترامپ اگر حتی انتخاب نشود تا ژانویه 2021 در قدرت باقی خواهد ماند.

شاید برای بسیاری قابل قبول نبود که روزی برسد نمایندگان ارشد آمریکا و نمایندگان طالبان در یک تصویر ظاهر شوند و با هم عکس یادگاری دوستانه بگیرند اما پیچ و خم های دیپلماتیک همین است.

همین ماجرا می تواند ثابت کند که علیرغم همه دشمنی هایی که در ظاهر فیما بین این دو وجود داشت اما پشت پرده هم روابطی وجود داشت، روابطی که از زمان اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی سابق بود و هیچ وقت پایان نیافت.

حتی این فرضیه که ماجرای حمله یازده سپتامبر به نوعی هماهنگ شده بود تا پای آمریکای ها به افغانستان باز شود هم روز به روز قابل قبول تر می گردد، مخصوصا که آمریکایی ها علیرغم اینکه به وضوح می دانند 15 تروریست از 19 تروریست حمله کننده حامل پاسپورت عربستان سعودی بودند و 4 نفر دیگر هم بزرگ شده عربستان بودند اما هنوز تلاش دارند از انتشار گزارش های مربوطه خودداری کنند و هر روز تهمت را گردن کشور دیگری بیاندازند.

در یک جوک بسیار خنده دار حتی اخیرا ایران را متهم کرده اند که تلاش داشته خانم پیر زنی که سفیر آنها در آفریقای جنوبی است را ترور کند و یا اینکه بگویند ایران پشت حمله به سفارت آمریکا و ترور سفیر این کشور در بنغازی (شرق لیبی) بوده.

البته با توجه به اینکه بسیاری از مخاطبان آمریکایی ساده لوح هستند و با شرایط بین المللی آشنایی ندارند اینکه رسانه های آمریکایی از این ماجرا بهره ببرند امر غریبی نیست.

این روزها هم برخی عملیات بر علیه مراکز دیپلماتیک در عراق انجام شده که البته نیروهای مقاومت دست داشتن در این عملیات را رد کرده اند ولی آمریکایی ها اصرار دارند که این عملیات را به آنها ربط بدهند.

نمی خواهم بگویم که نیروهای مقاومت تمایل ندارند به آمریکایی ها در عراق حمله کنند اما بنا به یک سری ملاحظات سیاسی نیروهای مقاومت فعلا تلاش دارند تا زمینه سیاسی برای خروج آمریکایی ها از عراق را از دست ندهند.

برخی تحرکات مشبوه آمریکایی ها در عراق از جمله خارج کردن دیپلمات های خود از بغداد این شبهه ها را ایجاد می کند که آمریکایی ها در حال تدارک دیدن توطئه ای بر علیه نیروهای مقاومت در عراق می باشند و متاسفانه برخی شخصیت های سیاسی و مذهبی و قومی عراق متوجه این توطئه ها نمی باشند.

از زمان برگزاری انتخابات مجلس در عراق تا به حال آمریکایی ها به هر دری زدند تا نتیجه این انتخابات را به هم بزنند و امروزه با حضور شخصیتی نزدیک به آنها در کرسی نخست وزیری و همراهی رییس جمهوری و رییس مجلس تلاش دارند انتخاباتی زود هنگام برپا کنند تا بلکه بتوانند این معادلات را به هم بزنند.

ظاهرا آنها متوجه شده اند که اگر این انتخابات را بخواهند مجددا برگزار کنند باز هم احزاب و گروه های همسو با جبهه مقاومت اکثریت پارلمان را به دست خواهند آورد و به همین دلیل تلاش دارند هم ساختار و سیستم انتخاباتی داخلی عراق را به هم بزنند هم اینکه سازمان ملل (بنویسید سازمان ملل بخوانید آمریکا) برگزار کننده انتخابات باشد.

اینکه برخی شخصیت های سیاسی و مذهبی خواستار نظارت سازمان ملل بر انتخابات هستند بسیار با اینکه سازمان ملل برگزار کننده انتخابات باشد بسیار متفاوت است.

نظارت مجامع بین المللی و دیگر کشورها بر انتخابات کشورها امری مرسوم است که در برخی موارد شخصیت های سیاسی و اجتماعی و اینبار مذهبی از کشورهای دیگر و مجامع بین المللی دعوت می کنند تا بر انتخابات کشورشان نظارت داشته باشند تا شفافیت آن را ثابت کنند و دیگر بحث و حرف و حدیثی در مورد نتیجه انتخابات وجود نداشته باشد.

اما اینکه انتخابات توسط سازمان ملل انجام شود یعنی ساختار سیاسی کشور توان برگزاری انتخاباتی شفاف را ندارد و نیاز است که سازمان ملل انتخابات را برگزار کند.

شاید بتوان گفت با توجه به شرایط فعلی موجود در ایالات متحده امروزه بیشترین کشوری که نیاز دارد سازمان ملل انتخابات اش را برگزار کند تا شفافیت انتخابات معلوم گردد خود آمریکا است.

بگذریم.

ظاهرا آمریکایی ها فقط به دنبال تضعیف موقعیت سیاسی جبهه مقاومت و شیعیان در عراق نیستند بلکه به دنبال تضعیف نظامی آنها هم هستند.

با این اوصاف این احتمال می رود که آمریکایی ها با همکاری نیروهای همسو با خود در عراق به زودی عملیاتی را بر علیه نیروهای مقاومت بخواهند شروع کنند، امری که می تواند کل معادلات در عراق را به هم بزند.

با توجه به شرایط قومی و مذهبی موجود در عراق آمریکایی ها ترجیح می دهند شیعیان که اکثریت مردم این کشور را تشکیل می دهند در شرایط سرکوب وضعف قرار داشته باشند (مانند زمان صدام حسین) و اهل تسنن که اقلیت را تشکیل می دهند حکومت کنند (مانند زمان صدام حسین) و کرد ها که قدرت مقابله با دو گروه دیگر را ندارند عصای دست آمریکا در عراق باشند.

تا زمانی که شیعیان عراق از قدرت نظامی بالایی برخوردار هستند قطعا این امر محقق نمی شود و علیرغم اینکه آقای الکاظمی شش دانگ با آمریکایی ها همسو است ولی آنها به خوبی می دانند که وی توان انجام این ماموریت را به تنهایی ندارد.

اگر این توقعات صحت داشته باشد قطعا عراق به زودی آبستن درگیری های شدیدی خواهد بود و قطعا مانند ماجرای 11 سپتامبر حملات به مراکز دیپلماتیک این کشور توسط عوامل آمریکا انجام شده تا بهانه این عملیات و درگیری ها فراهم شود.

البته شاید بتوان گفت ماجرای کرونا گرفتن آقای ترامپ، اگر صحت داشته باشد، بتواند برای مدتی برخی تصمیمات را به عقب بیاندازد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک