14:24 23 اکتبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 7616

این روزها بحث ترمز بریدن قیمت ارز در بازار ایران به نقل محافل خبری تبدیل شده و همه را مشغول خود کرده، بالا رفتن و یا پایین آمدن قیمت از همیشه وابسته به دلایل و شرایط مختلف سیاسی و اقتصادی دارد، که خوب بسیاری از آنها رخ نداده که مواجه چنین شرایطی باشیم.

اسپوتنیک - هنوز یکی دو ماه از زمانی که همه در مورد بالا رفتن قیمت سهام در  بورس از من پرس و جو می کردند نگذشته که برخی در مورد سرمایه گذاری در بازار ارز پرس و جو می کنند.

نمی دانم چه بگویم، چرا مردم ما یاد نمی گیرند، ده ها بار این بلاها سرشان آمده و باز هم در دام دلال بازیها گیر می کنند و در نهایت پولهایشان را از دست می دهند.

پیش بینی افزایش قیمت طلا
© Photo / Pixabay / PublicDomainPictures

بالا رفتن قیمت ارز و یا پایین آمدن آن به ضرر مملکت و مردم است و در همه شرایط ضرر فقط از جیب مردم تامین می شود، فرقی نمی کند شما در بازار ارز باشید یا نباشد.

هیچ وقت دلال های بازار ارز قدرت مند تر از دولت و بانک مرکزی نیستند و همیشه دولت ها در شرایط بحرانی که نیاز به تامین کسری بودجه خود دارند سعی می کنند نقدینگی را در کشور مهار کنند و ساده ترین راه این است که اجازه دهند قیمت ارز بالا برود و هیجان ایجاد شود و بعد ورود کنند و نقدینگی ها را جمع کنند.

و بالطبع کسری بودجه را هم پوشش دهند.

البته هیچ دولتی چنین چیزی را رسما نمی پذیرد.

نمی خواهم بگویم شرایط اقتصادی ایران خوب است، چون ایران تحت شدید ترین تحریم های تاریخ بشریت قرار گرفته و طبیعی است که شرایط اقتصادی خوبی نداشته باشد اما آیا بحران های اخیر اقتصادی مرتبط با تحریم ها است یا نه خود سوالی است که برای همه مطرح می باشد.

طی حدود سه سال اخیر دولت آقای ترامپ تلاش کرد شدید ترین فشارها را بر ایران وارد کند و از همان اول هر آنچه در توان آمریکا بود را انجام دادند تا اقتصاد ایران را فلج کنند، از حدود یک سال و نیم پیش تا به حال اتفاق جدیدی در زمینه تحریم های جدید اقتصادی که بخواهد روی اقتصاد ایران تاثیر جدید داشته باشد اجرا نشده.

شاید بتوان گفت قبل از شروع این تحریم ها دولت ایران ذخایری را در اختیار داشته که طی این مدت کاهش پیدا کرده.

البته طبق بر آوردها علیرغم همه تحریمها ایران هنوز ده ها میلیارد دلار ذخایر ارزی داخل کشور و معادل بیش از اینها در خارج کشور در اختیار دارد، این در حالی است که کشورهای همجوار ایران که تحت تحریم نیستند به دنبال قرض کردن از بانکهای خارجی هستند.

بحث انتشار وبای کرونا شاید جزو معدود دلایلی باشد که می توان گفت روی صادرات کالای غیر نفتی ایران تاثیر گذاشته و خوب طبیعتا موجب آن شده تا درآمد های ارزی دولت کم شود اما باید توجه داشت به دلیل انتشار همین وبا سفرهای خارجی هم کم شده و در مواردی که حجم بالایی از ارز نیاز بود مانند حج و یا اربعین امسال دیگر دولت مجبور نیست این ارز را تامین کند.

همچنین انتشار این وبا موجب آن شده که کل اقتصاد جهانی با رکود مواجه شود و بالطبع همین رکود بر کل جهان تعمیم می یابد و به همین تناسب ارزش پولها.

وقتی گردش مالی در کشورها کم است عموما گردش ارز هم کم می شود و اصولا نباید شاهد افزایش چشم گیر قیمت ارز، در حالت معمولی باشیم.

بحث واردات هم به دلیل افزایش قیمت ارز اصولا باید کاهش یابد چون قدرت خرید مردم کم شده است.

بحث مهاجرت و فرار سرمایه ها هم که در شرایط فعلی اقتصاد جهانی هیچ منطقی پشت سر اش نیست.

برای اینکه بحث را طولانی نکنم به ده ها مورد دیگر که ثابت می کند بحث افزایش قیمت ارز تصنعی و کاذب و بابت دلال بازی است اشاره نمی کنم چون میدانم بسیاری از مردم کوچه و بازار هم این روزها می توانند این موارد را تحلیل کنند و خوب همه متوجه هستند بخش بزرگی از ماجرای افزایش قیمت ارز به نوعی روانی می باشد و شرایط نشان می دهد همانگونه که به یکباره بازار بورس بالا رفت و با سقوط آزاد مواجه شد بازار های دیگر مانند ارز هم بزودی شاهد یک سقوط آزاد شدید خواهد شد.

فراموش نکنید همین یک سال گذشته بود که قیمت دلار به حدود 25 هزار تومان رسید و به یکباره سقوط آزاد کرد و دولت آن را روی حدود 11 هزار تومان نگه داشت.

وقتی دلار به 25 هزار تومان رسید فضای روانی به گونه ای شد که دیگر کسی به یاد نداشت از 3000 تومان به 25 هزار تومان رسید و چون فضای روانی جامعه آماده شد؛ نگه داشتن آن روی 11 هزار تومان بسیار راحت بود.

پیش بینی های اکثر کارشناسان اقتصادی مبنی بر آن است که احتمالا بزودی چنین اتفاقی در ایران رخ خواهد داد و به زودی قیمت دلار و دیگر ارز ها با سقوط آزاد مواجه شود و دولت قیمت ارز را روی چیزی حدود هجده تا بیست هزار تومان نگه دارد، حالا کمی بالا و پایین، دیگر آن فضای روانی برای پذیرش قیمت ارز بیست هزار تومانی آماده شده.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک