14:57 23 اکتبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 391

در کشوری که تحت شدید ترین تحریم ها قرار دارد چگونه افرادی میلیاردها دلار به جیب می زنند و فرار می کنند.

حدود یک سال پیش بود در مناظره ای شرکت داشتم، مجری از من سوال کرد آقای پمپئو اعلام کرده آمریکا تحریم های جدیدی بر علیه ایران وضع کرده که 10 ملیارد دلار از درآمد ایران را قطع می کند، حال چه بلایی سر ایران می آید؟

لبخندی زدم و گفتم نمی دانم با کم شدن این در آمد چه بلایی سر ایران می آید، اصلا فکر نمی کنم بلایی سر ایران بیاید، همین امروز (یک سال پیش) اخباری منتشر شده مبنی بر اینکه یک خانم حدود هفت میلیارد یورو اختلاس کرده و فرار کرده و هنوز بلایی سر ایران نیامده.

مجری و همه افراد شرکت کننده در مناظره در بهت فرو رفتند و یکی سوال کرد هفت میلیون یا هفت میلیارد؟

پاسخ دادم هفت میلیارد.

بقیه شرکت کنندگان در مناظره که آمده بودند بگویند مثلا آن ده میلیارد دلار چه تاثیری می تواند روی اقتصاد ایران بگذارد هاج و واج مانده بودند که چه بگویند.

کسی نمی توانست تصور کند در کشوری که تحت شدید ترین تحریم ها قرار دارد چگونه افرادی میلیاردها دلار به جیب می زنند و فرار می کنند و تا فرار نکرده اند کسی متوجه نمی شود.

روز گذشته آمریکایی ها اعلام کردند که دیگر مکانیسم ماشه فعال شده و حالا باز هم بسیاری از رسانه ها سوال می کنند که خوب حالا قرار است چه بلایی سر ایران بیاید؟

تا جایی که به ایرانی ها بر می گردد آنها دهه ها هست که در تحریم هستند و امروزه تحریم های ثانویه آمریکا که بر علیه ایران وضع شده به مراتب شدید تر از تحریم های شورای امنیت می باشد.

تنها تفاوت اش این است که پس از چند سال حالا آمریکایی ها متوجه شده اند تحریم هایشان هیچ تاثیری روی ایران نگذاشته و دیگر کاری از دستشان بر نمی آید مگر اینکه بخواهند به جنگ با ایران بروند و فعلا شرایط جنگ مهیا نیست پس به سمت شورای امنیت رفته اند تا بلکه بتوانند با تهدید به بازگرداندن تحریم هایی که تیم آقای اوباما و دمکرات ها بر علیه ایران وضع کرده بودند تشری به ایران بزنند.

البته با توجه به مخالفت کل جامعه جهانی با رویکرد آمریکا می توان گفت این تحریم ها تاثیر آنچنانی ای بر اوضاع بد اقتصادی ای که ایرانی ها در حال حاضر شاهد اش می باشند نخواهد داشت و به قول معروف آنکه سرش زیر آب است برایش فرقی ندارد چه یک وجب زیر آب باشد چه صد وجب.

بر کسی هم پوشیده نیست که توانمندی ایران برای مقابله با تحریم های کذایی جهانی به دو دلیل می باشد یکی شرایط ژئوپولیتیک واقتدار خدادادی اقتصادی ایران و دیگری استقامت و مقاومت و نجابت مردم ایران.

همچنین بر کسی پوشیده نیست که دشمنان ایران زمین امروزه نه فقط به دنبال سرنگونی نظام در ایران هستند بلکه به دنبال نابودی ایران زمین هستند و به قول معروف همسایه هایی را داریم که اعتقاد دارند سر به تن ایرانی ها نباید باشد و چند صد سال است که به دنبال نابودی ایرانی ها می باشند.

شاید تکرار مکررات باشد اما باید به این نکته اشاره کرد که تحریم های آمریکا و انگلیس و بالطبع غرب بر علیه ایران از زمان ملی شدن صنعت نفت در ایران شروع شد و از همان زمان پروژه به اصطلاح رام کردن ایرانی های سرکش در آمریکا و انگلیس کلید خورد.

بعد از انقلاب هم بیش از چهل سال است که ایرانی ها تحت شدید ترین تحریم های بین المللی قرار دارند ولی هنوز سر خم نکرده اند و حتی در بسیاری از موارد پیشرفت هم داشته اند و اگر چهل سال دیگر هم این تحریم ها ادامه یابد باز هم قدرت مقاومت و پیشرفت دارند، "اما" !

اینجا یک "اما" ی بزرگ وجود دارد که می تواند همه چیز را تغییر دهد.

همانگونه که قبلا هم مطرح کردم اصلی ترین دلیل توان ایران در مقابله با ظالمانه ترین تحریم های تاریخ بشریت (به نقل از خود آمریکایی ها) استقامت و مقاومت و نجابت مردم ایران می باشد و امروزه بزرگترین خطر این است که این استقامت و مقاومت و نجابت مردم ایران ضعیف شود.

این استقامت و مقاومت و نجابت مردم ایران هم زمانی ضعیف می شود که ببینند خودشان همه سختی ها را تحمل می کنند اما شخصیت هایی که خود را وابسته به حکومت معرفی می کنند در رفاه بیش از حد افراطی زندگی می کنند و فرزندان خود را به خارج فرستاده اند تا دور از فشارهای داخل کشور باشند.

زمانی که انقلاب شده اکثریت مطلق مردم ایران به خیابان ها آمدند و انقلاب کردند، انقلابی ها از همه اطیاف جامعه بودند، حتی برخی که امروزه خود را مخالف نظام و حکومت معرفی می کنند هم جزو انقلابی ها بودند، متاسفانه در همان ابتدای انقلاب برخی شروع کردند به مصادره انقلاب به نفع خود، برخی رفتند جبهه و برای دفاع از مملکت از جان وخون سرمایه گذاشتند و سینه سپر کردند تا دشمن نتواند وجبی از خاک ایران زمین را تسخیر کند در حالی که برخی در پشت جبهه ها به شگرد های مختلف در حال سوء استفاده از نام انقلاب ومصادره انقلاب و مصادره خاک ایران و غصب اموال دیگران به نام خود تحت چتر انقلاب و نظام بودند.

در شور انقلاب و بهبوهه جنگ بسیاری متوجه نبودند در پشت جبهه ها چه اتفاقی در حال رخ دادن هست اما به هر حال برخی بر مناصب سیاسی و برخی دیگر بر جایگاه های اقتصادی مملکت چمبره انداختند و تا به امروز ول کن ماجرا نیستند، و امروزه خود را نظام و انقلاب و حکومت می دانند و دیگران را جدا می کنند.

هر تصمیمی که می گیرند را نیز به اسلام و نظام و حکومت متصل می کنند چون خود را صاحب نظام و حکومت و حتی اسلام می دانند و دیگران را جدا.

این انقلاب یک انقلاب مردمی بود که همه مردم ایران هم در آن شریک بودند و هستند و خواهند بود و صاحب آن مردم ایران هستند نه تعداد اندکی که مدعی مالکیت بر آن هستند وحق خود می دانند که بر سفره آن بنشینند و هر آنچه که می خواهند بخورند.

ظاهرا اینها سیری هم ندارند.

از زمانی که تحریم های نوین ایالات متحده و شورای امنیت بر علیه ایران تحمیل شد هم برخی با سوء استفاده از موقعیت توانستند مانند آن خانمی که 7 ملیارد یورو اختلاس کرده و فرار کرده میلیاردها دلار و یورو از اموال مملکت را اختلاس کنند و یا فرار کنند و یا حتی راست راست در خیابان های شهرهای مختلف کشور بگردند و فرزندانشان فخر فروشی کنند.

به عنوان مثال باید گفت با توجه به درآمد های متعارف در ایران نمی توان تصور کرد که فرزند یک مدیر دولتی و یا حتی کارمند دولتی در حدی باشد که بتواند مثلا یک ماشین چندین میلیارد تومانی و یا خانه چند ده میلیارد تومانی داشته باشد اما مشاهده می کنیم بسیاری از مدیران و یا حتی برخی کارمندان دولتی ثروت های بسیار عجیب و غریبی در اختیار دارند، و کسی از آنها سوال نمی کند که از کجا آورده اند.

اخیرا قوه قضائیه آقای طبری را به سی و یک سال زندان محکوم کرده و اموال وی را مصادره نموده.

سوالی که مطرح می باشد این است که چرا قبلا هیچ کس سراغی از اموال آقای طبری نگرفته بود و سوال نکرده بود که فلانی از کجا آورده ای که چند آپارتمان در برج فلان و... داری؟

البته این آقا مشتی است از یک خروار آدم هایی که با سوء استفاده از موقعیت های اداری خود توانسته اند به ثروت های کلان دست یابند و با ادعای انقلابی بودن و وابستگی به نظام صدای دیگران را خفه کنند.

امروزه بزرگترین خطری که نظام و حکومت و حتی اسلام را در ایران تهدید می کند تحریم های آمریکا و یا شورای امنیت و یا توطئه های آمریکا و اسراییل نیست، چون تا وقتی که مردم پشت نظام خود باشند هیچ کدام از اینها نمی تواند تاثیر گذار باشد، بزرگترین تهدید همین افرادی هستند که با نام اسلام و انقلاب و نظام و ... اموال آنچنانی ای را به دست آورده اند و امروزه در حال خودنمایی میان مردم هستند.

مردم شاید بتوانند همه شرایط فشارهای اقتصادی را تحمل کنند اما وقتی این افراد را می بینند تاب تحمل شان از بین می رود.

کار دیگر از اختلاس و اخلال در سیستم اقتصادی کشور و ... گذشته و به نظر می آید شرایط مملکت امروزه نیاز دارد سرعت در برخورد با این افراد بسیار سریعتر و سنگین تر باشد و اگر برای یک فرد معمولی که از نام اسلام و انقلاب و نظام برای پوشش فعالیت های خود جهت سوء استفاده از سیستم اقتصادی مملکت بهره نمی برد یک سال زندان تعیین می شود برای فردی که از نام اسلام وانقلاب و نظام سوء استفاده می کند ده برابر بیشتر حکم بریده شود.

هر روز اخباری از اختلاس های آنچنانی شوراهای شهر و روستا و یا شهرداران و یا بازداشت آنها به گوش می رسد، اگر از اول یک نظارت سفت و سخت بر کار اینها بود آیا کار به اینجا می رسید که چندین شهردار و اعضای شورا و ... به خود اجازه دهند به دنبال اختلاس و سوء استفاده از موقعیت بروند.

شاید بسیاری اخبار مرتبط با این افراد در شهرهای بزرگ را بشنوند چون خوب نظارت بیشتر است اما کافی است به روستاها بروید و بررسی کنید تا ببینید آنجا چه خبر است، شاید بتوان گفت در برخی روستاها فساد به مراتب بیشتر از شهرها باشد چون نظارت کمتر است.

به نظر می رسد برای حفظ نظام هم که شده هر چه سریعتر مجلس باید قوانینی برای رسیدگی به اموال همه مدیران و کارمندان دولتی ومرتبطین با مشاغل حاکمیتی و خانواده هایشان تدوین کند و هرچه سریعتر قوه قضائیه به این اموال رسیدگی کند تا مردمی که در سخت ترین شرایط بر علیه ظالمانه ترین تحریم های تاریخ بشریت مقاومت می کنند دلگرم باشند که تنها نیستند.

آنهایی هم که از این ماجراها مبرا باشند با افتخار سرشان را بالا بگیرند و در مقابل شایعات سند و مدرک و دلیل داشته باشند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک