18:40 24 نوامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
12652

آیا به یاد دارید اولین سفر آقای ترامپ پس از به قدرت رسیدن در ایالات متحده به عربستان سعودی و جمع کردن رهبران بیش از پنجاه کشور اسلامی در ریاض برای ملاقات با وی بود؟ در آن زمان آنها اعلام کردند که قرار است یک ائتلاف اسلامی بر علیه ایران ایجاد کنند.

هیاهوی زیادی راه افتاد ولی مشخص شد تنها خروجی این اجلاس توطئه چیدن برخی کشورهای عربی بر علیه قطر بود.

طبق اظهار نظر آقای ترامپ در حالی که امیر قطر سر سفره پادشاه عربستان نشسته بود، سعودی ها در حال توطئه چیدن بر علیه او بودند.

امری که البته به صورت تاریخی در میان برخی قبایل عرب حوزه خلیج فارس بسیار مرسوم است.

همین که سران کشورهای اسلامی از ریاض خارج شدند و برخی هدیه های آنچنانی چندصد میلیون دلاری خود از عربستان را دریافت کردند اعلام کردند که آنها قرار نیست در هیچ ائتلافی بر علیه ایران شرکت کنند.

احتمالا همه شان واهمه داشتند اتفاقی که بعدها برای امرای سعودی و نخست وزیر لبنان رخ داد برایشان رخ دهد و سعودی ها آنها را در ریاض زندانی کنند به همین دلیل همه صبر کردند اول از عربستان خارج شوند.

شاید برخی ندانند ولی دو سه سال پیش پادشاه عربستان تعداد زیادی از امرای این کشور را به بهانه مهمانی شام در خانه اش دعوت کرد و بعد ولیعهد عربستان همه آنها را مستقیم به هتل ریتز برد و آنجا زندانی کرد و تا وقتی که همه به او اعلام بیعت نکرده بودند و بخش از اموالشان را به او نبخشیده بودند آنها را آزاد نکرد.

بگذریم از این ماجرا.

آقای ترامپ هم میلیارد ها دلار از عربستان سعودی و امارات پول گرفت تا زیرساخت های ایجاد یک ائتلاف اسلامی بر علیه ایران را ایجاد کند و تسلیحات مورد نیاز ارتشی که هنوز تشکیل نشده را تامین کند.

هزینه همین سفر آقای ترامپ به عربستان سعودی بر اساس برآورد کارشناسان مختلف چیزی حدود 200 تا 450 میلیارد دلار برای کشورهای عرب حوزه خلیج فارس آب خورد، ظاهرا هم در نهایت گردن عربستان وامارات عربی متحده افتاد.

وقتی که بحث ایجاد ائتلاف کشورهای اسلامی بر علیه ایران ناکام ماند بحث دیگری مبنی بر ایجاد ائتلاف کشورهای عربی و یا ناتوی عربی بر علیه ایران مطرح شد.

باز هم قبل از اینکه ارتش ناتوی عربی بر علیه ایران تشکیل شود آمریکایی ها میلیاردها دلار پول از عربستان و امارات دریافت کردند تا زیرساخت های آن را فراهم کنند و تسلیحات مورد نیاز این ناتوی عربی را تامین کنند.

در نهایت این ناتوی عربی هم کنار ناتو بازی های دیگر آمریکا قرار گرفت.

به یکباره بحثی به عنوان معامله قرن مطرح شد و بنا بود بر اساس این طرح کشورهای عربی اسرائیل را به رسمیت بشناسند و در مقابل جایی برای فلسطینی ها جهت ایجاد یک سرزمین (نه روی سرزمین اصلی خود) به حساب کشورهای عرب حوزه خلیج فارس خریداری شود و بعد فلسطینی ها به آنجا منتقل شوند.

با وعده وعید هایی که مطرح شده بود قرار بود که کمک های اقتصادی چند ده میلیارد دلاری هم به فلسطینی ها بشود تا آنها نیز رضایت دهند خانه و کاشانه خود را ترک کنند و به جاهای دیگری در شبه جزیره سینا و صحراهای اردن کوچ کنند.

اجلاس عظیمی هم در منامه پایتخت بحرین برگزار شد که در آن تعدادی از وزرای اسراییلی حضور یافتند.

برخی وزرا و شخصیت های اسراییلی همچنین به امارات عربی متحده سفر کردند و آنجا نیز به گشت و گذار پرداختند.

به هر صورت در نهایت طرح معامله قرن هم ناکام ماند و دولت آقای ترامپ برای اینکه بتواند بگوید کاری انجام داده طرح خود را جمع و جور کرد و امارات عربی متحده و بحرین را وادار کرد که یک معاهده صلح با اسراییل به امضا برسانند.

یک هیایوی بسیار وسیع رسانه ای هم در کنار این ماجرا راه افتاد.

البته کسی سوال نکرد که معاهده صلح میان کدام اطراف امضا شده.

مگر این اطراف با هم در جنگ بودند که امضای معاهده صلح میان آنها اینقدر اهمیت داشته باشد.

حتی در اوج زمان جنگ های اعراب و اسراییل دولت های بحرین و امارات حاضر نشدند با دیگر کشورهای عربی همراهی کنند.

آنها همیشه روابط دوستانه ای پشت پرده با اسراییل داشتند و تنها اتفاقی که رخ داده این است که این روابط علنی شده و حد اقل دیگر نمی توانند مدعی پشتبیانی از ملت مظلوم فلسطین باشند.

بسیار واضح بود که این موضع آنچنان بر رهبران کشورهای امارات و بحرین تحمیلی بود که خودشان حاضر نشدند در جلسه امضای تفاهم نامه شرکت کنند و وزرای امو خارجه شان را فرستادند.

چون خودشان هم بخوبی می دانند حضور در چنین جلسه ای چه قدر در میان ملت های مسلمان و عرب برایشان سنگین تمام خواهد شد.

جالب اینکه در تصویر منتشر شده از مراسم امضا پوشه هایی که دست آقای ترامپ و نتانیاهو است با پوشه هایی که دست وزرای خارجه بحرین و امارات است متفاوت می باشد و معلوم نیست که اصلا آنها از فحوای آنچه امضا کردند مطلع بودند یا نه.

اگر این تفاهم نامه به نوعی برای این کشورها آبرومند بود قطعا مفاد آن را منتشر می کردند ولی مشخص است که آنقدر محتوای آن تو خالی بود که آنها حتی فحوای آن را حاضر نشدند منتشر کنند.

جالب تر اینکه اماراتی ها برای اینکه ظاهر سازی کنند مدتی را به بهانه چانه زنی و بحث و گفتگو صرف کردند در حالی که حکومت بحرین حتی این کار را هم انجام نداد، امری که مشخص می کند ماجرا برای آنها بسیار عجله ای بوده، آنقدر عجله ای و تحمیلی که حتی فرصت فکر کردن هم نداشتند.

همچنین برای اینکه به نوعی ابهت به این ماجرا بدهند اعلام می کنند که این توافق برای ایجاد یک ائتلاف بر علیه ایران است، از ائتلاف کشورهای اسلامی تا ائتلاف کشورهای عربی و ناتوی عربی تا ... حالا به ائتلاف میان اسراییل و امارات و بحرین رسیده اند.

کسی که نداند تصور می کند وای چه خبر است.

هر سه تای این کشورها را جمع بزنید به اندازی شک شهرستان ایران هم نیستند.

خود همین ماجرا نشان می دهند چه قدر اینها ذلیل شده اند که به این حد هم راضی هستند.

به هر صورت آنچه مشخص است این توافق میان دشمنان نبوده بلکه میان رفقای قدیمی ای بوده که در خفا با هم نشست و برخواست های زیادی داشتند و دیگر امروزه نیاز دیدند آن را علنی کنند.

مانند مرد متاهلی که با زن دیگری رابطه نا مشروع داشته وبه دلایلی، مثلا باردار شدن زن نا مشروع، مجبور شده این رابطه نا مشروع را علنی کند تا زمان زایمان مشخص باشد پدر بچه کیست.

حال در رابطه اسراییل با اعراب که پدر بوده و که مادر و فرزند چه از آب در خواهد آمد احتمالا نیاز به این دارد که صبر کنیم بچه به دنیا بیاید.

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک