10:39 22 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
3183

آیا فرصتی برای حفظ معامله هسته ای با ایران وجود دارد؟

در سال 2015، گروهی از قدرت های برجسته جهانی - روسیه، آمریکا، چین، آلمان، انگلیس و فرانسه - با ایران  توافق هسته ای امضا کردند.

 ولادیمیر ساژین خاورشناس مطرح روس در این خصوص چنین می نویسد: بدین طریق آنها سعی کردند مساله برنامه هسته ای ایران را حل نمایند.

ولی دولت جدید ایالات متحده به رهبری رئیس جمهور دونالد ترامپ در سال 2018 از این توافق خارج شد. در نتیجه، تهران بدون خروج از توافقنامه، که در آینده با تولید سلاح هسته ای در ایران همراه است، برنامه هسته ای خود را از سر گرفت و این کار در حال حاضر راهی به سوی وخیم  شدن اوضاع نظامی - سیاسی حول ایران و سراسر خاورمیانه است.

لازم به تذکر است که بسیاری از کشورهای جهان، مقدم بر   همه، شرکت کنندگان برجام  (به جز ایالات متحده) با سیاست ترامپ در مورد ایران مخالف هستند.

اول سپتامبر، جلسه کمیسیون مشترک اجرای برجام در وین برگزار شد. در این نشست نمایندگانی از روسیه، چین، فرانسه، آلمان، انگلیس، اتحادیه اروپا و ایران حضور داشتند. اقداماتی مورد بحث قرار گرفت که می تواند روند اجرای توافق هسته ای را به چارچوب مورد توافق اولیه برگرداند. موانع زیادی در این راه وجود دارد. و شاید اصلی ترین آن دونالد ترامپ باشد.

همانطور که می دانید، رئیس جمهور فعلی آمریکا "معایب" زیر را در این معامله یافت: عدم فرصت برای بازرسان بین المللی برای کنترل کامل همه واحدها، از جمله واحدهای نظامی؛ نبود تضمین اینکه ایران هرگز قادر به دستیابی به سلاح هسته ای نخواهد بود. مدت اعتبار محدود معامله 10-15 سال؛ عدم ممنوعیت ساخت موشکهای بالستیک توسط ایران؛ عدم اقدامات برای محدود کردن فعالیت ایران در خاورمیانه.

روشن است که چنین ادعاهایی درمورد معامله هسته ای ممکن نبود توسط تهران پذیرفته شود. بنابراین، ترامپ شدیدترین تحریم های مالی و اقتصادی علیه ایران را اعمال کرد و رهبری ایران را مجبور کرد، تحت تهدید به سقوط کامل اقتصاد، زیر بار فشار آمریکا برود و با شرایط آمریکایی معامله کند. پرزیدنت ترامپ اخیراً گفت: "اکنون [در نتیجه تحریم ها] ایران کاملاً متفاوت شده است. حتی باور نمی کنید که تولید ناخالص داخلی آن به سطح دهه 20 (قرن بیستم میلادی) کاهش یافت و آنها [مقامات ایرانی] معامله خواهند کرد. می گویم آنها ظرف یک ماه و احتمالاً طی یک هفته معامله را می بندند." آیا این بلوف انتخاباتی رئیس جمهور ترامپ است؟

از ادعاهای بی اساس درباره تولید ناخالص داخلی ایران بگذریم. با این وجود، حملات تحریمی آمریکا علیه اقتصاد ایران در واقع بسیار حساس است. این احتمال وجود دارد که مقامات ایرانی گزینه های مختلفی را برای حفظ معامله در نظر بگیرند. اما می توان با اطمینان کامل گفت که هیچ توافقی با شرایط آمریکایی انجام نخواهد شد. علاوه بر این، در حال حاضر، ضد آمریکایی ها و ضد غربی های سرس

خت در ایران موضع قدرتمندتری اشغال می کنند. این امر با پیروزی مطلق آنها در انتخابات پارلمانی فوریه 2020 تایید شده است. و پیروزی آنها در انتخابات ریاست جمهوری در مه 2021  تقریباً تضمین شده است، یعنی بعد از آن، همه شاخه های قدرت در ایران در دست رادیکال ها خواهند بود.

باید در نظر داشت که برای ایرانیان، ترامپ قاتل سردار حماسه ای سلیمانی است و جمهوری اسلامی تحت هیچ شرایطی مذاکرات دوجانبه با ترامپ و دولت وی را انجام نخواهد داد.

اما گفتگوهای ایران و آمریکا برای حل مشکلات معامله هسته ای ضروری است، در یک زمان موفقیت توافق هسته ای با مذاکرات دوجانبه غیر علنی جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در سالهای 2011-2013 تأمین شد. در این رابطه   تصادفی نیست که مسکو آمادگی خود را برای میانجیگری  در گفتگوهای تهران و واشنگتن ابراز کرد. با این حال، محمود واعظی، رئیس دفتر ریاست جمهوری ایران، هرگونه طرح مذاکره با ایالات متحده را رد کرد. بنابراین، با اطمینان کامل می توان گفت که ایران تا زمان انتخابات ریاست جمهوری در ماه نوامبر در ایالات متحده هیچ مذاکره ای را در هر قالب با دولت ترامپ انجام نخواهد داد.

و از ژانویه 2021 (20 ژانویه - مراسم تحلیف رئیس جمهور منتخب ایالات متحده)، گفتگوی ایران و آمریکا امکان پذیر است. صرف نظر از نتایج انتخابات: یا به دلیل تمایل به جلوگیری از فشار حداکثر چهار ساله دیگر دولت ترامپ، یا با امید به جو بایدن دموکرات.

در دوره رئیس جمهور تازه انتخاب شده ترامپ، به احتمال قوی، فقط فرمت چند جانبه از مذاکرات امکان پذیر است. پیروزی بایدن فرصتی را برای گفتگوی دو جانبه ایران-آمریکا فراهم می کند، گفتگوی غیر علنی یا محرمانه.

شایان توجه است که دانشمندان علوم سیاسی آمریكا، متخصصان در امور خاورمیانه از مركز امنیت جدید آمریكا (CNAS) ایلان گلدنبرگ، الیزا كاتالانو ایورس و كالیگ توماس گزارش مفصلی را منتشر كردند تحت عنوان  "بازگشت به ایران. یک استراتژی جدید برای ایالات متحده"  این گزارش بر اساس پیروزی بایدن در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری تهیه شده است.

نویسندگان این گزارش برای حل این مشکل پیچیده ایران  فرایندی سه فاز را پیشنهاد کرده اند.

فاز یک. "تنش زدایی"، یعنی کاهش تنش، در درجه اول بین ایالات متحده و ایران. این به معنای کار در سه راستا است.

اول، لغو برخی تحریم ها توسط دولت جدید، حمایت از بسته اقدامات صندوق بین المللی پول، از جمله ایجاد چنین شرایطی که تحریم ها مانع عرضه داروها و کالاهای بشردوستانه مربوط به رفع بحران COVID-19 نشوند.

دوم، دولت جدید ایالات متحده باید در فعالیت های نظامی در منطقه خلیج فارس خویشتنداری نشان دهد و ایران را متقاعد کند تا از آنها الگو بگیرد - برای جلوگیری از حملات ایران و نیروهای طرفدار ایران به پایگاه های نظامی آمریکا و حمل و نقل و زیرساخت های نفتی در خلیج فارس. دو طرف سخنان خصمانه را نرم می کنند.  

سوم، نویسندگان گزارش CNAS پیشنهاد می کنند که دولت جدید باید چهار گزینه را برای اقدام در زمینه هسته ای انتخاب کند.

1. ایالات متحده ظرف 30 یا 60 روز به معامله باز خواهد گشت و ایران اقدامات خود را برای بازگرداندن برنامه هسته ای خود به حالتی تا ماه مه 2019 در همان مهلت انجام می دهد.

2. ایالات متحده، بدون بازگشت به این معامله، بخشی از تحریم ها را در ازای مسدود کردن برنامه هسته ای ایران لغو می کند. این شبیه برخی از پیشنهادهایی است که امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه به ایرانیان و دولت ترامپ در سال 2019 ارائه داده است.

3- ایالات متحده به برجام همانطور که در گزینه 1 توضیح داده شده است بازمی گردد، اما شمارش معکوس دوره اعتبار   معامله هسته ای از لحظه انعقاد توافق جدید آغاز می شود، یعنی توافق هسته ای در نقاط مختلف آن 10-15-20 سال دیگر ادامه خواهد داشت. در ازای آن، ایالات متحده امکان دسترسی به معاملات دوربرگردان را برای ایران فراهم خواهد کرد، این یک امتیاز اقتصادی قابل توجه است که ایران مدتهاست که آرزوی آن را داشته است.

4- ایالات متحده بحث "توافق بزرگ" را آغاز می کند که تقریباً تمام الزامات ترامپ برای این سند را شامل می شود. اما با این گزینه، راه حل مسئله ایران سال های طولانی ادامه خواهد یافت که با تشدید تحریم های آمریکا، افزایش پتانسیل هسته ای ایران و افزایش تنش ها در خاورمیانه همراه خواهد بود.

از نظر زمانی، فاز اول باید بلافاصله پس از تحلیف رئیس جمهور جدید آمریکا (20/1/2021) آغاز شود و تا پایان بهار 2021، زمانی که انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار می شود، ادامه یابد.

فاز دو. "مشاوره". این مرحله همچنین باید با تحلیف رئیس جمهور آمریکا آغاز شود و تا پاییز 2021 ادامه یابد. در این مرحله، اصلی ترین مسئله کاخ سفید انجام مشاوره ها و مذاکرات در داخل و خارج از کشور خواهد بود.

در ایالات متحده، محل اصلی مشاوره کنگره است. از نظر بین المللی - مذاکره با نویسندگان برجام  - گروه 5 + 1 (روسیه، چین، انگلیس، فرانسه، آلمان) و همچنین با عربستان سعودی، اسرائیل و دیگر بازیگران خاورمیانه. در اینجا، به گفته نویسندگان گزارش، نقش روسیه و چین چشمگیراست.

فاز سه. "مذاکرات در دو راستا". این مرحله از پاییز سال 2021 آغاز می شود و تا حل نهایی مسئله ایران طول می کشد.

راستای اول - مذاکرات در مورد توافق هسته ای است. شرکت کنندگان مانند گذشته، گروه 5 + 1 و ایران هستند. راستای دوم  - مذاکرات در مورد کاهش تنش های منطقه ای یا به عبارت دیگر، در مورد امنیت منطقه ای است. شرکت کنندگان: ایران ، گروه 5 + 1 ، بازیگران اصلی منطقه خاورمیانه.

در عین حال، مولفان گزارش هشدار می دهند که پیشرفت در یک راستا نباید به پیشرفت در راستای دیگر بستگی داشته باشد، بنابراین از بین بردن اختلافات منطقه ای نباید مانع ای از  پیشرفت در راستای هسته ای باشد. در همان زمان، تحلیلگران CNAS ادعا می کنند که تنها تمرکز روی موضوعات هسته ای موفقیت در کل مشکلات ایران را تضمین نمی کند.

در راستای منطقه ای، دانشمندان علوم سیاسی آمریکایی پیشنهاد می کنند گام های زیر در نظر گرفته شود: حصول توافق در باره عدم مداخله در امور داخلی همدیگر، مشکلات بهداشتی، بلایای طبیعی و آب و هوا؛ تنش زدایی در حوزه دریایی در خلیج فارس، امضای موافقت نامه های مربوط به فعالیت های هسته ای کشورهای منطقه در حوزه مدنی، بحث در مورد مشکلات یمن، سوریه، افغانستان و عراق.

لازم به یادآوری است که روسیه بارها پیشنویس های توافقات   برای کاهش تنش در خاورمیانه پیشنهاد کرده است. به عنوان مثال، در سال 2019 ، مسکو مفهوم امنیت جمعی در منطقه خلیج فارس را پیشنهاد کرد که اهمیت آن فراتر از مشکلات این منطقه است و تقریباً کل خاورمیانه را پوشش می دهد.

با این حال، متأسفانه، ابتکارات روسیه هنوز پاسخی پیدا نکرده اند. در این منطقه، اختلافات قومی، مذهبی و عقیدتی شکل گرفته در طول تاریخ بر اختلافات نظامی - سیاسی، اقتصادی و همچنین دخالت عوامل خارج از منطقه تأثیر می گذارد. ولی بلندپروازی های طرف های درگیر بالاتر از تأمین امنیت جمعی در منطقه است.

در ماه های اخیر، روابط سیاسی و دیپلماتیک جدیدی برقرار شده است، اتحادهای جدیدی پدید آمده است که قادر به تبدیل شدن به بلوک های نظامی تأثیرگذار بر منافع ایران هستند. امارات و بحرین هم اینک از برقراری روابط دیپلماتیک با اسرائیل خبر داده اند. اکنون نوبت سودان، عمان و مراکش است. مقامات عربستان سعودی به طور فعال در "خیابان عرب" خود کار می کنند و مردم را برای صلح سعودی-اسرائیلی آماده می کنند. روز جمعه 4 سپتامبر، عبدالرحمن السدیس، امام مسجد اصلی مکه، خطبه ای ایراد کرد که بسیاری آن را "مقدمه ای برای عادی سازی" روابط با اسرائیل دانستند.

همه اینها واکنش سخت تهران را بر می انگیزد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مورد روند صلح بین اسرائیل و کشورهای عربی و به ویژه با بحرین بیانیه ای تند صادر کرد.

جمهوری اسلامی ایران نمی تواند احکام بنیانگذار خود آیت الله خمینی را نقض کند، یکی از آنها به جلوگیری از به رسمیت شناخته شدن موجودیت دولت اسرائیل در خاورمیانه فرا می خواند. بنابراین، جای تردید است که طرحی که سه محقق آمریکایی از CNAS پیشنهاد کرده اند، می تواند در سالهای آینده اجرا شود.

سیر حوادث به عوامل زیادی بستگی دارد. اینها نتایج انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا و اوضاع سیاسی و اقتصادی داخلی در ایران و اوضاع در خلیج فارس و سراسر خاورمیانه است. پایداری، کارایی و یکپارچگی عمل گروه کشورهای امضا کننده برجام نیز نقش خود دارد. همچنین عوامل تصادفی بسیار زیادی وجود دارد - از این رو، چشم اندازهای حفظ برجام به شکل کنونی یا تشکیل آن بر اساس توافق هسته ای جدید مبهم است.

 

 

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مرتبط:

ترامپ با خروج از برجام چه هدفی را دنبال می‌کرد؟
گوترش: برجام باید حفظ شود
لاوروف: سازمان همکاری شانگهای از برجام حمایت می کند
نشست کمیسیون مشترک برجام + ویدئو
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک