07:07 21 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
10364

شاید بتوان گفت چیزی که بیشتر از آب شدن کره روی سفره مردم آنها را می سوزاند، واکنش برخی مسئولین است که به جای تحمل مسئولیت و همدردی با مردم به تمسخر آنها می پردازند.

اسپوتنیک - این روزها کره به نماد گرانی کالا و بی تدبیری در کشور تبدیل شده.

کالایی که ظرف مدت کوتاهی به بیش از دو برابر قیمت افزایش یافت.

شاید بتوان گفت چیزی که بیشتر از آب شدن کره روی سفره مردم آنها را می سوزاند واکنش برخی مسئولین است که به جای تحمل مسئولیت و همدردی با مردم به تمسخر آنها می پردازند.

گویند زمانی برخی به ماری آنتوانت (آخرین ملکه فرانسه) گفتند که نان گرون شده و مردم نمی توانند نان بخرند و در واکنش گفت خوب کیک بخورند.

واکنش برخی مسئولین مربوطه هم امروزه شبیه واکنش ماری آنتوانت است.

از مسئولینی که ماجرای گرانی را به سخره می‌گیرند و به مردم پیشنهاد می دهند تا به جای کره پنیر بخورند (البته افزایش قیمت پنیر هم کمی از کره ندارد) تا مسئولینی که جدیدا اظهار می دارند کره برای سلامتی بد است و مردم کمتر کره بخورند برای سلامتی شان بهتر است.

نکته ای که باید به آن توجه کرد کره نیست، کره امروزه به یک نماد تبدیل شده، بلکه بحث گرانی همه کالا و اجناس از جمله نیاز های اولیه مردم است.

بهانه ای که تولید کنندگان مربوطه برای گرانی کره آورده بودند این بود که قبلا دولت سهمیه 4200 تومانی برای آنها تعیین می کرد و حالا چون دیگر این سهمیه را نمی دهد مجبور هستند کره را به قیمت دلار بازار آزاد بفروشند.

شاید بد نباشد این تولید کنندگان برای مردم توضیح بفرمایند کره را از کدام کشور وارد می کنند که نیاز به ارز 4200 تومانی دارند؟

این هم از بلایای دلار چهار هزار و دویست تومانی که بر سر مردم آمده و هیچ کس حاضر نیست مسئولیت آن را بپذیرد و معلوم نیست چرا دولت هنوز اصرار بر حفظ آن دارد.

حتی جناب آقای روحانی هم اخیرا در اظهاراتی بیان داشته که با این طرح مخالف بوده ولی چون کمیته مشورتی اقتصادی چنین تصمیمی را گرفته مجبور شده آن را قبول کند.

معلوم نیست چه کسانی چنین مشورتی که موجبات به وجود آمدن رانت چندین ملیارد دلاری و نه تومانی شده را به آقای رییس جمهور داده اند و چرا هنوز سر کار هستند، و چرا اصلا مورد مواخذه قرار نمی گیرند که هدف از تحمیل چنین تصمیمی، که حتی یک شخص غیر اقتصادی هم می داند بهانه برای رانت خواری است، بر رییس جمهوری مملکت چه بوده؟

کره که تولید داخلی است هم گاو اش ایرانی است و هم شیر اش ایرانی است وهم مرتع اش ایرانی است، چرا باید وابسته به قیمت ارز باشد.

اگر بحث صادرات این کالا به کشورهای همجوار باشد و مقایسه قیمت کره داخل ایران با کشورهای همجوار، شاید بد نباشد دولت قوانینی تصویب کند که این رجال اجازه صادرات قوت مردم را نداشته باشند تا حد اقل قیمت در داخل کشور به توازن برسد.

در حالی که مملکت در شرایط بسیار بحرانی به دلیل تحریم ها قرار گرفته برخی رانت خواران به جان ارز های مملکت افتاده اند و به بهانه های مختلف در حال غارت آنها هستند.

یعنی عملا تلاش دارند مملکت را از داخل نابود کنند و به ورشکستگی بکشانند.

اینها اگر عوامل نفوذی دشمن نباشند پس که هستند؟

اینها کالای تولید داخل را به خارج صادر می کنند و بعد ارز های مربوطه را به کشور بر نمی گردانند (طبق گفته های خود ریاست محترم جمهوری) و یا اینکه به اشکال مختلف تلاش می کنند از رانت و کانال های مختلف و قوانین و تبصره های مختلف سوء استفاده کنند و ارز ها را به بالاترین قیمت به کشور برگردانند و فقط جیب های مبارکشان را پر کنند.

پس چه فایده ای دارد که به آنها اجازه صادر کردن قوت مردم را بدهیم، وقتی که هیچ خیری از آنها به مملکت نمی رسد و قرار نیست ارز اش به مملکت برگردد.

برخی هم که دلار های 4200 تومانی را از دولت دریافت کردند و رفتند کالا وارد کردند به قیمت روز ارز در بازار عرضه کردند و نه به قیمت 4200 تومان ، که اینها خوبانشان هستند، برخی دلارها را گرفتند و کالا وارد نکردند و به جایش رفتند در کشورهای دیگر خانه و کاشانه خرید کردند تا با پول زحمت کشیده مملکت را با خوشگذرانی خرج کنند.

پس چرا دولت باید این ما به التفاوت که امروزه به رانت چند ده میلیارد دلاری تبدیل شده را تقبل کند.

آن هم تکرار می کنم در شرایط تحریم و شرایطی که مجبور است برای یک دلار آن کلی زحمت بکشد و در واقع همان یک دلار هم از هفت خوان رستم گذشته و کلی هم از زده اند تا به ایران رسیده.

ماجرا ماجرای کره نیست بلکه ماجرای همه کالاهایی است که تولید داخلی می باشد و یا می توان در داخل آنها را تولید کرد اما به دلیل بی تدبیری ها به جای آنکه قیمت آن بنا به توان خرید داخلی مردم محاسبه شود به قیمت روز کالا به دلار در بازار جهانی محاسبه می شود، در حالی که در آمد مردم در ایران به ریال است نه دلار.

طبق همه فرمول های اقتصادی به هر دلیلی هم که باشد دولت می بایست در چنین شرایطی صادرات کالای اساسی را کاملا منع کند و شدیدترین مجازات را بر قاچاقچیان اعمال کند تا قیمت ها در داخل کشور به تعادل برسد، نه اینکه اجازه دهد سودجویان کالایی که حتی با معیارهای کشورهای همجوار همخوانی ندارد را به دلیل احتکار بازار به قیمت سلیقه ای خود در بازار داخلی عرضه کنند.

به عنوان مثال میوه های مرغوب کشور را به کشورهای همجوار صادر می کنند و بعد میوه هایی که به دلیل پایین بودن کیفیت در آنجا خریدار ندارد به مردم با قیمت بازارهای همسایه به فروش برسانند.

طبق همان فرمول های اقتصادی وظیفه دولت است تا اگر تولید کنندگان می خواهند کالای خود را بر اساس قیمت های بین المللی به فروش برسانند فضای واردات کالا را کاملا باز کند و از عوارض خود بگذرد تا کالا با همان قیمت بازارهای جهانی به مردم عرضه شود.

در پایان چون ممکن است که دو سه پاراگراف اخیر برای برخی افراد که اطلاعات اقتصادی ندارند و از قوانین اقتصاد خرد و کلان اطلاع ندارند، گنگ به نظر بیاید یک مثال می زنم و آن اینکه مثلا وقتی که کارخانه های ماشین سازی داخلی می خواهند ماشین های خود را به قیمت بین المللی عرضه کنند باید دولت اجازه واردات ماشین را مثلا بدهد نه اینکه فضای واردات را ببندد و ماشینی که در همه جای دنیا به قیمت مثلا ده هزار دلار فروش می رود و با قیمت امروز بازار آزاد تهران می شود دویست و پنجاه ملیون تومان در بازار ایران به قیمت یک ملیارد تومان فروش برود، آنوقت قیمت و کیفیت کالای داخلی هم با قیمت و کیفیت کالای خارجی رقابت می کند ومردم بر اساس توانشان وبا توجه به قیمت و کیفیت کالا خرید خود را انجام می دهند.

بگذارید اگر مردم بنا است کالا را به قیمت بین المللی بخرند حد اقل حق انتخاب داشته باشند نه اینکه اسیر محتکران باشند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک