22:08 03 دسامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
95012

حفظ سرمایه یک چیز است دلالی برای به دست آوردن سود باد آورده یک چیز دیگر.

اگر به اصل مبنای ایجاد پول کاغذی برگردیم می بینیم مبنای ان این بوده که مردم نیاز نداشته باشند طلا و یا نقره خود را حمل کنند، البته بیشتر به دلیل امنیت مردم به این ماجرا تن می دادند، و حاکمان وقت برگه هایی به نام حواله (که بعدا به پول تغییر نام داد) صادر می کردند که ثابت می کرد فردی مقداری طلا در خزانه دولت و یا حاکم در اختیار دارد و هر وقت نیاز داشته باشد با تحویل این حواله طلاهای خود را می تواند پس بگیرد.

پس حق مسلم مردم این است که هر وقت معادل طلای پول خود را نیاز داشته باشند از حکومت ها پس بگیرند.

البته طی قرن های اخیر حکومت ها و مخصوصا بانکداران بازی های متعددی راه انداختند تا مردم اصل ضرورت برابری پول آنها با طلا را فراموش کنند.

به هر صورت اگر هدف مردم حفظ سرمایه خود با تبدیل آن به طلا و یا به قول معروف سکه و یا هر کالای دیگر باشد از نظر قانونی هیچ کس حق ندارد با آنها مقابله کند و در همه جای جهان در صورتی که خطری سرمایه افراد را تهدید کند افراد به سمت و سوی حفظ سرمایه خود با خرید کالای با ثبات تر خواهند رفت.

اگر هم حکومت ها تلاش کنند جلوی مردم را بگیرند به خودی خود مردم تلاش می کنند سرمایه های خود را جایی که امنیت سرمایه گذاری دارد کوچ دهند، به عنوان مثال خرید ملک در کشورهای دیگر.

پس بحث هجوم مردم به بازارهای طلا و یا ملک ویا... امری طبیعی است که سیاست های اقتصادی حکومت ها موجب ایجاد آن می شود، نه فقط در ایران بلکه در همه جای جهان این فرمول وجود دارد و هیچ جا نمی توان آن را تغییر داد.

ایران هم جدا از دیگر کشورها نیست و وقتی که مردم می بینند ارزش پول در جیبشان در حال سقوط است به سمت کالای با ثبات تر روی می آورند، که البته منطقی هم می باشد و نمی توان توقع دیگری از آنها داشت.

اینکه امروزه قیمت ارز در داخل و خارج کشور تفاوت دارد و قیمت مثلا دلار آن طرف مرز گران تر از داخل مرز می باشد هم می تواند چند دلیل اصلی داشته باشد.

اول اینکه برخی تجار ایرانی برای دور زدن تحریم ها و خرید کالا و وارد کردن آن نیاز دارند که ارز آن طرف مرز دریافت کنند و نمی خواهند ریسک کنند ارز را دستی جا به جا کنند یا اینکه در فرودگاه به عنوان قاچاقچی ارز دستگیر شوند.

دوم اینکه با توجه به شرایط موجود برخی تلاش دارند سرمایه های خود را به خارج کشور منتقل کنند.

سوم اینکه خوب طبیعتا دشمنان تلاش دارند کاری کنند سرمایه ها از کشور خارج شود.

که البته به نظر می رسد مراجع مالی و ارزی باید فکری در باره این ماجرا داشته باشند و توجه داشته باشند که با بگیر و ببند نمی توان بازارهای مالی را کنترل کرد، حد اقل سالهای گذشته باید به آنها ثابت کرده باشد که چنین چیزی ممکن نیست، و تنها راه مقابله با شرایط اقتصادی مالی وضع قوانین و مقررات منطقی و صحیح مالی بر اساس صیانت از سرمایه و دارایی های مردم است نه بر اساس منافع و یا نظر برخی سیاست مداران و تجار رانت خوار.

اما در این حیث و بیث برخی هم هستند که به دنبال سود های باد آورده می باشند که البته معمولا هم از تیپ جوانان جویای ثروت یک شبه و افراد تازه کار هستند که با شنیدن یک داستان در رویاها غرق می شوند.

متاسفانه در چنین شرایطی برخی سودجویان بزرگ و یا حتی دولت ها تلاش می کنند از کم تجربگی این افراد بهره ببرند و پولهای آنها را به جیب بزنند.

شاید بحث سپرده گذاری برخی افراد برای به دست آوردن سود های بالا در موسسات مالی هنوز در اذهان باقی مانده، اخیرا نیز فضاسازی زیادی برای به دست آوردن سود های باد آورده در بازار بورس نیز منتشر شد که موجب آن شد بسیاری برای به دست آوردن سود های خیالی به سمت بازار بورس حمله ور شوند و در شرایطی که اقتصاد کشور نه فقط با رکود بلکه با رشد منفی مواجه است توقع داشته باشند سود های چند برابری داشته باشند.

همین یکی دو ماه پیش جایی نبود که بروید وکسی در مورد سهام و بورس از شما سوال نکند از راننده تاکسی گرفته تا سوپرمارکت و میوه فروشی محل همه به دنبال آن بودند که پولهای خود را به بورس ببرند و ده بیست برابر سود کنند.

هر چه هم تلاش می کردم برای آنها توضح دهم که چنین سود هایی در شرایط فعلی غیر منطقی است و این بورس خواه نا خواه با ریزش مواجه خواهد شد حرف مرا قبول نداشتند و دوست داشتند حرف های امیدوار کننده بشنوند که قرار است چند ماه دیگر یک ملیون تومان آنها یک ملیارد تومان شود و بعد با آن چند ملیارد تومانی که از بورس به دستشان می آید چه کارهایی قرار است بکنند.

حتی کارگرها و پیک هایی که درآمد اندکی دارند هم تشویق شده بودند که پول های خود را به سهام تبدیل کنند تا بلکه سود خوبی به دست آورند.

بر اساس آنچه که پیش بینی می شد و طبق حساب کتابهای اصولی اقتصادی بورس هم نزولی شد و سرمایه های بسیاری از آنهایی که در بورس سرمایه گذاری کرده بودند به باد رفت.

البته طبق اصول اقتصاد پولها به باد نرفته بلکه از جیبی به جیب دیگری جابه جا شده.

اگر محترمانه بخواهیم بگوییم، از جیب بی تجربه ها به جیب با تجربه ها.

متاسفانه هنوز ضرر های بورس جبران نشده می بینیم که بازی دیگری در بازار ارز وطلا شروع شده و بسیاری تجربه ضرر های همین دو سه ماه پیش برخی در این بازارها را فراموش کرده اند و به این بازارها هجوم برده اند.

کافی است یک تحقیق کوچک انجام دهند تا ببینند برخی حتی دلار را 26 هزار تومان خریدند و به یکباره شد 22 هزار تومان.

سال گذشته برخی دلار را 22 هزار تومان خریدند و ظرف مدت کوتاهی شد 12 هزار تومان و هر آنچه داشتند به باد رفت.

باز هم برخی گول این امید های باد آورده را می خورند، البته نه این بار اول است و نه بار آخر خواهد بود که برخی دلالان حرفه ای ورود می کنند و جیب دلالان ناشی را می زنند، به هر حال اگر اینگونه نبود برخی ثروت های فاحش به دست نمی آوردند و برخی به خاک سیاه نمی نشستند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک