07:21 30 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
5707

سال 1944 میلادی آمریکایی ها 44 کشور را در اجلاس برتون وودز که در نیوهمشایر آمریکا برگزار شد جمع کردند وتعهد نمودند تا اگر همه موافقت کنند از دلار آمریکا استفاده کنند دلار معادل هر اونس طلا 35 دلار ثابت بماند واین ارز بدون ملاحظات سیاسی در دسترس همه قرار گیرد ودیگر کشورها مجبور نباشند برای تامین پشتوانه پول خود طلا ذخیره کنند.

در آن زمان همه کشورهای مشارکت کننده هم دلار را مرجع پولهای خود قرار دادند و معیار محاسبه پول کشورها به جای طلا دلار شد، چون قرار بر این بود که اونس طلا 35 دلار ثابت باشد وپشتوانه دلار طلا باشد، یعنی عملا پشتوانه ارزهای آنها نیز به نوعی طلا بود.

بسیاری از کشورها، مخصوصا کشورهای اروپایی، که در زمان جنگ جهانی دوم ذخایر طلای خود را در آمریکا پنهان کرده بودند با تصور اینکه طلایشان در آمریکا امن است تقاضای بازگشت طلاها را نکردند.

البته بحث بازسازی کشورها پس از جنگ جهانی دوم و بدهی هایی که این کشورها بالا آورده بودند و مجبور بودند برای تضمین بازپرداخت آن طلاهایشان را گرو بگذارند هم دلیل دیگری به حساب می آمد.

زمانی که آمریکا درگیر جنگ های متعدد مانند کره و ویتنام شد و نیاز به ارز بیشتر پیدا کرد و شروع کرد به چاپ دلار بدون پشتوانه باید همه کشورها متوجه می شدند که این عملکرد آمریکا خلاف تعهدات بین المللی اش می باشد و در نهایت همه بدهی های جنگ های آمریکا بر گردن دیگر کشورهایی که دلار در اختیار داشتند خواهد افتاد، اما معذوریت های سیاسی منجر به آن شد که بسیاری از کشورها در این باره سکوت اختیار کنند.

اگر در همان لحظه اول 44 کشوری که در توافق با آمریکا شرکت داشتند اعتراض کرده بودند شاید آمریکایی ها مجبور می شدند که از دخالت در امور دیگر کشورها و راه اندازی جنگ های متعدد عقب نشینی کنند.

سال 1971 وقتی که آقای نیکسون رییس جمهوری وقت آمریکا زیر تعهد اولیه آمریکا مبنی بر ثابت نگه داشتن قیمت دلار نسبت به طلا زد و اعلام کرد اقتصاد آمریکا خود پشتوانه دلار خواهد بود.

آن زمان هم بسیاری از کشورها به دلایل ملاحظات سیاسی نسبت به این تصمیم دولت آمریکا واکنش نشان ندادند و خوب امروزه بیش از 25 هزار ملیارد دلار بدهی دولت آمریکا میان همه دولت هایی که دلار پشتوانه مالی شان است تقسیم شده.

در دهه های نود میلادی آمریکایی ها طرحی را برای سوء استفاده از ابزار دلار بر علیه دیگر کشورها از جمله ایران مطرح کردند، طرحی که باز هم در تضاد با تعهد آنها در سال 1944 بود.

یعنی این بار دیگر علنا ایالات متحده تصمیم گرفته بود که از دلار به عنوان یک ابزار سیاسی و یک سلاح بر علیه دیگر کشورها استفاده کند.

وقتی که دیگر کشورهای جهان واکنشی به این ماجرا نشان ندادند کم کم آمریکایی ها بیشتر و بیشتر از ابزار دلار به عنوان سلاحی بر علیه دیگر کشورها استفاده کردند و مشاهده می کنیم که در مطلع قرن جدید میلادی طرح جدیدی را مطرح کردند که مبنای آن وضع تحریم بر علیه بانکهایی که خلاف سیاست های آمریکا عمل می کنند بود.

طرحی که نه فقط با تعهدات آمریکا در سال 1944 منافات داشت بلکه با تعهدات بین المللی آمریکا نیز منافات داشت و با همه قوانین بین المللی مبنی بر اینکه کشورها حق ندارند قوانین داخلی خود را بر در جامعه جهانی تعمیم بخشند منافات داشت.

پس از جنگ جهانی دوم بنا بر این بود که سازمان ملل و شورای امنیت و بازوی قانونی آنها یعنی دادگاه لاهه فقط مجاز به تدوین قوانین فرا شمولی در سطح جهان باشند اما وقتی که کسی جلوی آمریکا نایستاد آمریکا قوانین داخلی خود را بر دیگر کشورها تعمیم بخشید و مشاهده کردیم حتی برخی بانک های دیگر کشورها را چندین ملیارد دلار جریمه کرد و کشورهای مطبوع این بانک ها جرئت نکردند هیچ واکنشی نشان دهند و یا از بانک های خود حمایت کنند.

امروزه مشاهده می کنیم که سیاست مداران آمریکایی به سمت و سوی افراط در سوء استفاده از دلار به عنوان ابزاری سیاسی جهت فشار به دیگر کشورها استفاده می کنند و دیگر بحث محدود به ایران نیست بلکه آنها همین ابزار را بر علیه دیگر کشورهای جهان از جمله چین و روسیه و حتی متحدین خود مانند ترکیه و یا ... استفاده می کنند و کار به جایی رسیده که علیرغم مخالفت همه اعضای شورای امنیت با دیدگاه های آمریکا مقامات آمریکایی تهدید می کنند اگر آنچه آنها دستور می دهند اتفاق نیافتد دیگر کشورها با تحریم های آمریکا مواجه خواهند شد.

نکته ای که آمریکایی ها متوجه آن نیستند این می باشد که سیاست های آنها در افراط از سوء استفاده از ابزار دلار و تحریم ها بر علیه دیگر کشورها منجر به آن شده که نه فقط کشورهای متخاصم و مخالف با سیاست های آمریکا در مقابل آنها بایستند بلکه حتی کشورهایی که تا همین چند صباح پیش متحد و همسو با آمریکا به حساب می آمدند هم در مقابل آمریکا بیاستند، چون آنها نیز بیم آن را دارند مبادا روزی مانند ترکیه که بزرگترین ارتش متحد آمریکا در ناتو را دارد مورد غضب آمریکایی ها قرار گیرند.

شاید بتوان گفت ماجرای شکست ایالات متحده در جلب رای دیگر اعضای شورای امنیت برای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران به نوعی روزنه ای از آینده ای خواهد بود که در انتظار آمریکا هست.

یعنی کشوری که فقط نیمچه جزیره هایی متحد اش باقی بمانند و بقیه به این سمت و سو خواهند رفت تا یک ساختار جهانی مستقل از سیاست های آمریکا تشکیل دهند.

در این راستا امروزه بسیاری به دنبال یافتن جایگزین برای دلار آمریکا می باشند و از یوروی اروپایی گرفته تا یوان چین وروبل روسیه و ... و حتی ارزهای دیجیتالی که تحت کنترل هیچ کشوری نباشند گزینه های مطرح شده برای همه هستند.

اگر کشورهای جهان به این سمت و سو روی بیاورند وبتوانند ارز جدیدی را به عنوان ارز جهانی برای مبادلات انتخاب کنند بدیهی است کل بدهی های ایالات متحده به این کشور باز خواهد گشت و بدهی 25 هزار ملیارد دلاری خارجی آمریکا گردن شهروندان آمریکایی خواهد افتاد.

مضاف بر این باید توجه داشت که این روند می تواند موجب سقوط آزاد ارزش دلار در تعاملات بین المللی گردد و عملا بدهی آمریکایی ها چند برابر بدهی اسمی فعلی خواهد بود، امری که می تواند در نهایت موجب فروپاشی اقتصادی آمریکا گردد، چون بسیاری از ایالت های ثروتمند این کشور حاضر نخواهند بود در بدهی ایالت های کم در آمد تر شریک باشند.

فراموش نکنید که بسیاری از ابرقدرت های تاریخ بشریت هم هیچوقت تصور نمی کردند که نابود شوند اما چرخ و فلک تاریخ همیشه چرخیده و کشوری را بالا برده و بعد با سرعتی که هیچ کس تصور نمی کرد پایین آورده.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مرتبط:

چین کشورهای جنوب شرق آسیا را به مخالفت با مداخله جویی آمریکا فرا خواند
واعظی به پیشنهاد روسیه برای میانجیگری بین ایران و آمریکا پاسخ داد
یک خودرو در امریکا انبوه معترضین را زیر گرفت
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک