16:57 21 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
2192

سفر های پیاپی آقای مکرون به لبنان و ورود سفر او به بغداد از یکسو و حضور کشورهای اروپایی در لیبی و دریای مدیترانه این فرضیه را تقویت کرده که فرانسه تلاش دارد نقش جدیدی برای کشورهای اروپایی در معادلات بین المللی ترسیم کند.

پس از جنگ جهانی دوم نقش ونفوذ کشورهای اروپایی در معادلات بین المللی تضعیف شد و اروپایی ها به نوعی زیر چتر سیاست های ایالات متحده و ناتو قرار گرفتند و علیرغم اینکه برخی رهبران سنتی روی آنها حساب باز می کردند اما حاصل اتفاقات بین المللی نشان داد که نقش آنها برای آمریکا فقط در حدی است که یک رای آنها را در مجامع بین المللی داشته باشد و آنها مطیع دستورات آمریکا هستند.

یعنی چیزی شبیه نیمچه جزیره دومنیکان که یک رای در شورای امنیت داشت و اخیرا در کنار ایالات متحده ایستاد تا آمریکا در این شورا تنها نباشد.

حتی حضور یا عدم حضور اروپایی ها در جنگ ها منوط به نظر ایالات متحده بوده و مشاهده می کنیم که اروپایی ها در بسیاری از جنگ ها علیرغم خواسته خود، صرفا به دستور ایالات متحده شرکت داشتند.

مانند حمله به افغانستان یا عراق.

می توان گفت توافق برجام اولین دست آورد عملی سیاسی اروپایی ها پس از جنگ جهانی دوم به شمار می آمد و توسط آن آنها امیدوار بودند تا بتوانند راهکار خودشان، مبنی بر حل دیپلماتیک اختلافات به جای حل نظامی اختلافات را در جامعه جهانی جا بیاندازند.

بلا فاصله پس از امضای برجام شرکت ها و موسسات اروپایی جهت عقد قرارداد و بردن سهم بزرگ کیک توافق هسته ای به  ایران سرازیر شدند اما هنوز امضاهای برجام خشک نشده بود دولت وقت ایالات متحده قانونی مبنی بر ممنوعیت استفاده اروپایی های سفر کرده به ایران از قانون لغو روادید 89 روزه میان ایالات متحده و اتحادیه اروپا را وضع کرد تا به آنها هشدار دهد که آمریکا به دنبال سهم بزرگ پروژه های ایران از توافق هسته ای است و اجازه نمی دهد اروپایی ها بخواهند این سهم را بخورند.

آمریکایی ها به وضوح به اروپایی ها گوشزد کردند که چهل سال ایران را تحریم نکردند و بر علیه ایران فشار نیاوردند تا در نهایت در برجام بهره برداری اقتصادی به نفع اروپا تمام شود.

می توان گفت اصل مشکل آمریکایی ها در برجام از زمانی شروع شد که ایرانی ها هیچ رغبتی برای بازکردن بازارهای اقتصادی خود به آمریکایی ها نشان ندادند و ترجیح دادند قراردادهای خود را با اروپایی ها امضا کنند.

در نهایت هم آمریکایی ها زیر میز برجام زدند و کل برجام را به هم زدند، فقط به این دلیل که یا سهمشان را باید بگیرند یا برجام بی برجام.

در برخی موارد از آقای ترامپ خوشم می آید وقتی که به صراحت از سیاست آمریکا صحبت می کند و مانند دیگر سیاست مداران آمریکایی حاشیه نمی رود.

ایشان به صراحت اعلام کرده آمریکا اول.

منظور از آمریکا اول هم این است که به نظر او آمریکا شیری است که باید سهم اصلی از همه چیز را بخورد و دیگر کشورهای متحد با آمریکا مانند اروپایی ها شغالهایی به حساب می آیند که دنبال آمریکا باید بدوند و هرچه باقی می ماند را بخورند و آمریکا به هیچ وجه به شغالها اجازه نمی دهد سهم شیر را بخورند.

حال در گیر و دار درگیری هایی که آمریکایی ها سالها است در منطقه خاورمیانه برای تسلط بر این منطقه داشته اند مشاهده می کنیم که فرانسه تلاش دارد وارد معادله شود و بالطبع اروپایی ها را به دنبال خود وارد این بازی کند.

در حال حاضر که لبنان و عراق شدیدا با مشکلات اقتصادی که بر اثر فشارهای آمریکا و اختلافات فیما بین ایران و ایالات متحده در منطقه ایجاد شده فرانسه و اروپایی ها تلاش دارند خود را به عنوان میانجی و یا جایگزین مطرح کنند.
بر کسی هم پوشیده نیست یکی از اهداف فرانسه این است که در جاهایی که ترک ها توانسته اند ورود کنند در مقابلشان بایستد و قدرت آنها را به چالش بکشد.
البته به نظر می آید برخی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس هم از این ورود فرانسه ناراحت نیستند چون آنها فعلا در شرایطی قرار ندارند که بتوانند به ادامه روند فعلی سیاسی در منطقه و چالشهای موجود ادامه دهند.

از زمان ورود آقای ترامپ به کاخ سفید کشورهای عرب حوزه خلیج فارس هر آنچه در حسابهای بانکی خود داشتند را خرج کردند و هنوز چیزی به دست نیاورده اند و برای اولین بار کشورهایی مانند کویت و عربستان سعودی و امارات عربی متحده با کسری بودجه مواجه می شوند و عربستان حتی به دنبال وام گرفتن از بانک های جهانی است.

در مقابل علیرغم همه تحریم هایی که آمریکا بر علیه ایران وضع کرده و علیرغم همه فشارهای اقتصادی ای که بر ملت ایران وارد شده ایران هنوز نیاز پیدا نکرده که به دنبال وام گرفتن از بانک های جهانی باشد، گو اینکه بعضی وقت ها چنین چیزی را برای خالی نبودن عریضه مطرح می کند.

سیاست های بین المللی آقای ترامپ همچنین موجب آن شده که متحدین اروپایی آمریکا در شرایطی قرار گیرند که نمی دانند آیا تعهدات ایالات متحده نسبت به آنها، مخصوصا در زمینه تامین امنیت شان در چهارچوب ناتو ادامه خواهد یافت یا نه و برای اولین بار مشاهده می کنیم که صحبت از تشکیل ارتش مشترک اروپایی مطرح می شود.

علیرغم همه اختلافاتی که اروپایی ها از نظر سیاسی با روسیه و چین داشته و دارند طی چند دهه اخیر (قبل از ورود ترامپ به کاخ سفید) آنها دیگر دغدغه جنگ با روسیه را نداشتند و به نوعی سیاست تعاملی آنها با روسیه و چین رو به گسترش بود، اما با سیاست هایی که آمریکا طی سه چهارسال اخیر اتخاذ کرد تنش ها در اروپا رو به افزایش است و لغو یکجانبه توافقات نظامی مخصوصا توافقات موشکی و هسته ای مجددا این واهمه را برای کشورهای اروپایی ایجاد کرده که مبادا دوباره به فضای تصفیه حساب میان آمریکا و روسیه و چین تبدیل شوند.

طبق اخبار منتشر شده در پی سفر اخیر آقای مصطفی الکاظمی به ایالات متحده آمریکایی ها به وضوع به وی گوشزد کردند که احتکار اقتصادی عراق باید فقط در اختیار آمریکایی ها باشد و به هیچ وجه ورود بازیگر دیگری به عراق که سهم به قول معروف امامزاده آمریکایی را پرداخت نکرده باشد بر نمی تابند.

حال باید دید آیا فرانسوی ها و اروپایی ها حق السهم امام زاده آمریکایی را منظور کرده اند یا اینکه می خواهند بدون اجازه آمریکایی ها بروند در زمین آنها بازی کنند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مرتبط:

ترکیه: از اتحادیه اروپا انتظار برخورد منصفانه داریم
واکنش ترکیه به تهدیدهای تحریمی اتحادیه اروپا
اتحادیه اروپا مقامات عالی رتبه بلاروس را تحریم می‌کند
واکنش انگلیس به نامه ظریف به مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک