18:59 26 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
89513

در حالی که دیپلماسی آمریکایی به قماربازی و شرط بندی روی مهره های غیر مطمئن معروف است دیپلماسی ایرانی به شطرنج بازی وداشتن استراتژی بازی با مهره های مطمئن معروف است.

اروپایی ها متاسفانه بعد از جنگ جهانی دوم کل اختیارات خود را به آمریکایی ها واگذار کردند و کاملا وابسته به سیاست آمریکا می باشند و در مواردی که حرکتی انجام می دهند همه حرکت های آنها، حد اقل تا به حال ، به حرکت های سیاسی آمریکا گره خورده.

گو اینکه پس از انتخاب آقای ترامپ به عنوان رییس جمهوری در ایالات متحده اروپایی ها تلاش داشتند از زیر چتر دیپلماسی آمریکا خارج شوند و نبود یک سیاست بین المللی واضح آمریکایی به نوعی آنها را به این سمت و سو سوق داد.

یکی از سیاست هایی که طی چند دهه گذشته آمریکایی ها اتخاذ کرده اند این بوده که اگر در هر کشوری مهره های آنها به قدرت نرسیدند با شلوغ کردن خیابان ها توسط عوامل خود که معمولا زیر چتر سازمان های مردم نهاد فعالیت می کنند، آن کشور را به هم بریزند و در نهایت با زورگویی به هدف خود برسند.

شاید بسیاری ماجرای اوکراین را هنوز در ذهن داشته باشند اما امروزه می بینیم آمریکایی ها از همین سیاست در بسیاری از کشورها از ونزولا گرفته تا چین (در هنگ کنگ) تا روسیه سفید و ... استفاده می کنند.
آنها همچنین از همین روش در عراق و لبنان نیز استفاده کردند و پس از اینکه نتایج انتخابات در این دو کشور به ضرر آنها تمام شد و با توجه به اینکه انتخابات در هر دو کشور طبق قوانین و مقررات و بدون هیچ شائبه ای برگزار شده بود آنها با استفاده از ابزارها وعوامل خود به قول قماربازها میز را برگرداندند و بازی را به هم زدند.

آنها تصور می کردند که با ترور شهید سلیمانی دیگر ایرانی ها کسی را نخواهند داشت تا بتواند اوضاع را در عراق و یا لبنان جمع و جور کند.

نداشتن درک صحیح از ساختار سیاسی ایران همیشه برای آمریکایی ها مشکل ساز بوده و هست.

بر عکس کشورهایی که متحد آمریکا در منطقه به حساب می آیند و کل سیستم حکومتی شان وابسته به فرد هست، در ایران یک ساختار سیاسی بسیار پیچیده وجود دارد که حکومت می کند و این ساختار سیاسی وابسته به فرد نیست.

به یاد دارم زمانی که امام خمینی (ره) فوت کردند بسیاری تصور می کردند که انقلاب اسلامی در ایران به آخر خط رسیده و حتی بر زمان سقوط نظام جمهوری اسلامی شرط بندی می کردند اما بر عکس تصور آنها بیش از سی سال از فوت امام می گذرد و امروزه ایران قدرتمند تر و مقتدر تر از قبل به راه خود ادامه داده.

سیاست آمریکایی ها بر اساس یک سیاست معروف به سیاست ماکیاولی سرمایه گذاری روی مهره هایی که اداره کشورها را عهده دار هستند بنا شده در حالی که سیاست ایران بر اساس سرمایه گذاری روی ملت ها پایه گذاری شده.

امروزه ایرانی ها به قول معروف نوعی نرمش قهرمانانه نشان داده اند و با انعطاف معروف خود اجازه داده اند در حالی که قدرت واقعی چه در عراق چه در لبنان در اختیار متحدین آنها است، طرفداران آمریکا وغرب بتوانند امور اجرایی کشور را عهده دار شوند.
به این ترتیب از این پس همه مشکلات اقتصادی و ناکامی های اقتصادی گردن حکومت هایی خواهد بود که متحد آمریکا و غرب به حساب می آیند و کسی نمی تواند از طرفداران ایران در این دو کشور خورده بگیرد که کشور با مشکلات اقتصادی مواجه است.

به قول معروف نوعی حاشیه امن برای طرفداران ایران در این دو کشور ایجاد شده.

از امروز تا زمان انتخابات جدید در عراق و لبنان که تقریبا همزمان با همدیگر برگزار می شود اگر مشکلات اقتصادی عراق و لبنان حل نشود طرفداران آمریکا و غرب نمی توانند بهانه بیاورند که چون قدرت دست طرفداران ایران بود کاری انجام نشده.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مرتبط:

نماینده مجلس عراق: خروج از عراق تبلیغات انتخاباتی ترامپ است
وقتی نخست وزیر عراق به صحرای کربلا زده
تایید ترامپ از طرح آمریکا برای کاهش نیروهای خود در عراق
مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک