10:23 25 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
4262

چه با سیاست های آقای شینزو آبه نخست وزیر مستعفی ژاپن موافق باشید چه مخالف نمی توانید در مورد تصمیم اخیرش مبنی بر استعفا به دلیل اینکه ممکن است نتواند به وظایف خود عمل کند احترام نگذارید.

اسپوتنیک - به نظر تصمیم آقای آبه باید در کتابهای علوم سیاسی به عنوان الگو تدریس شود که وقتی سیاستمداری توانایی خدمت به کشور و مردم را ندارد و حتی اگر نسبت به توانمندی خود در خدمت به کشور و مردم شک دارد بهتر است خودش کنار برود، نه اینکه به دلیل مریضی خرابکاری کند و هم آبروی خودش را ببرد و هم مملکت را وارد مشکلات کند و هم شاید آبروی مملکت خود را ببرد.

اصولی که هم اسلام و هم انقلاب اسلامی بر آن تاکید دارد.

بسیاری تحقیقات فراوان در مورد دلیل موفقیت ژاپنی ها در گذار از مرحله جنگ جهانی دوم و رسیدن به قدرت دوم اقتصادی جهان طی دهه های اخیر انجام داده اند (البته امروزه چین توانسته از نظر اقتصادی  ژاپن را کنار بزند).

ولی مهم ترین نکته ای که همه محققین ژاپن بر آن متفق القول هستند احترامی است که ژاپنی ها برای کار و کشور وجمع (که ما از آن با عنوان ملت یاد می کنیم) قایل هستند.

در بسیاری از کشورهای جهان وقتی سیاستمداران به قدرت می رسند تا لحظه آخر تلاش می کنند آن قدرت را حفظ کنند و به زور هم شده حاضر نیستند کرسی قدرت را از دست دهند.

در کشور ما ایران، علیرغم همه تاکیدان دین مبین اسلام و اصول انقلاب اسلامی، پست های اداری را با چنگ و دندان نگه می دارند و علیرغم بازنشسته شده و تصویب قوانین منع به کار گیری بازنشستگان قوانین وتبصره های اختصاصی برای خود تصویب می کنند تا هر طور شده سر جای خود بمانند وعلیرغم اینکه طی دهه ها نا کارآمدی شان ثابت شده ولی از هیچ زد و بندی برای حفظ پست و مقام دریغ نمی کنند.

شاید دلیل اش این است که از این پست و مقام سود و بهره زیادی می برند و اگراین پست و مقام نباشد خرج و برجشان با هم نمی خواند.

شاید هم دلیل اش این باشد که آنقدر هرس و طمع دارند که نمی توانند از بهره برداری بیشتر از پست و مقام دل بکنند.

شاید هم ...

مهم ترین مساله این است که این رفتارها ثابت می کند بر عکس ادعای بسیاری از افرادی که پست و مقام دارند هدف آنها خدمت به مردم نیست بلکه خدمت به جیب مبارکشان است و به همین دلیل هم است که حاضر نیستند دل بکنند.

اگر بنا به خدمت به مردم بود باید نیمی از وقتشان را صرف تربیت نسل جدیدی که به دنبال خدمت به مردم هستند می کردند و بعد زمان بازنشستگی و یا در صورتی که با مشکل جسمانی مواجه می شدند مثل آقای آبه کنار می رفتند و به زندگی خود به عنوان یک شهروند ادامه می دادند و اجازه می دادند دیگران امور مدیریتی کشور را بر دوش بگیرند.

شاید مجلس باید شروع کند قوانینی را تصویب کند که بسیاری از مزایا و امتیازان و امکانات پست ها و سمت ها هم برای خودشان و هم برای خانواده ها و اطرافیانشان را حذف کند تا بعد ببینیم باز هم همه دست و پا می زنند تا پست ها را با چنگ و دندان حفظ کنند یا نه؟

اگر کار آنها خوب بود که قطعا همه از آنها قدر دانی و تشکر خواهند کرد و اگر هم کارشان خوب نبود حد اقل فرصتی ایجاد می شد تا اشتباهاتشان تصحیح شود.

سر هر سفره ای هم که نشسته باشند باید زمانی که سیر می شوند بلند شوند و اگر سیری ندارند قطعا یک مریضی دارند که باید برای آن به دکتر مراجعه کنند و مانند آقای آبه تا زمانی که درمان می شوند از پست و سمت خود کناره گیری کنند.

به قول معروف امروزه در ساختار دولتی ایران پست های مدیریتی از بین نمی رود بلکه بر اساس قانون انشتاین از جایی به جای دیگر منتقل می شود و در نهایت برخی تلاش می کنند پست ها را به آقازاده های خود منتقل کنند.

بعد توقع دارید مشکلات مملکت حل شود؟

بر عکس تصور آمریکایی ها وغربی ها تحریم های ایران فقط اسم بد نامی برای آمریکا و غرب آورده و موجب آن شده تا مردم ایران نسبت به سیاستمداران آمریکایی و اروپایی دید منفی پیدا کنند.

اگر این تحریم ها نبود شاید بسیاری از مسایل روشن تر بود و نا کار آمدی بسیاری از مدیران کاملا واضح می بود.

امروزه تحریم ها بهانه ای شده برای اینکه بسیاری از مدیران از آن بهره ببرند و نا کارآمدی خود را گردن تحریم ها و آمریکا بیاندازند.

بسیاری تعجب می کنند که چگونه است در ایران هر دولتی سر کار می آید محبوب مردم می باشد و وقتی که دورانش تمام می شود از خاک پایمال تر می شود ومقامات دولت بعدی و حتی غیر مقامات از هیچ فحاشی ای بر علیه دولت قبلی دریغ نمی کنند؟

جالب اینکه بسیاری از مدیران ارشد دولتی که با دولتی کار می کنند بلا فاصله پوست می اندازند و خود را مخالف دولت قبلی معرفی می کنند و وابسته به دولت جدید.

اگر احیانا به اصول دین مبین اسلام و اصول انقلاب خود برگردیم می بینیم که اصل بر این است که همه مدیران و مقامات برای خدمت به مردم باید پا پیش بگذارند و اگر احیانا آنها به هر دلیلی توانایی انجام وظایف خود وتوانایی خدمت به مردم را ندارند وبه دین و اصول انقلاب ایمان دارند باید دقیقا مانند آقای آبه از مردم پوزش بطلبند و به آنها بگویند که به دلایلی امکان انجام صحیح وظایف خود در خدمت به مردم را ندارند.

آنوقت قطعا مردم هم نه فقط آنها را درک می کنند، بلکه برایشان احترام بیشتری قایل خواهند بود.

به قول جمال الدین افغانی که گفته بود به اروپا رفته مسلمان ندیده اما اسلام را دیده وبه شرق آمده مسلمان دیده و اسلام را ندیده باید امروز گفت در ژاپن نه مسلمان دیده ایم و نه انقلابی اما هم اسلام را آنجا می بینیم و هم اصول انقلابمان را.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک