22:59 18 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
21128

سفر آقای رافائل گروسی به تهران و نتایج آن چهارمین شکست دیپلماتیک آمریکا در سطح بین المللی طی یک ماه گذشته را رقم زد.

اسپوتنیک - هنوز خاطره بحث مخالفت کل شورای امنیت به جز یک نیمچه جزیره در دریای کارائیب با آمریکا را فراموش نکرده بودند تا آمریکا تلاش کند مکانیسم ماشه در توافق هسته ای را به اجرا بگذارد و دومین شکست دیپلماتیک اش را تقبل کند.

آمریکایی ها آنقدر در سطح بین المللی ذلیل شده اند که دست به دامن جمهوری دومینیکن شده اند تا به آنها یاری بدهد، کشوری که در معادلات بین المللی عددی به حساب نمی آید و همه می دانند یک جمهوری تابع ایالات متحده است و مقامات آن برای آب خوردن هم از آمریکا اجازه می گیرند.

شکست دیپلماتیک سومی که آمریکایی ها دریافت کردند اما صدایش را در نیاوردند مذاکراتی بود که آقای پمپئو وزیر خارجه آمریکا با آقای آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان ملل داشت.

آقای پمپئو خود را مهمان آقای گوترش در منزل اش در نیویورک کرد و تلاش کرد وی را قانع کند تا در صورت مخالفت شورای امنیت بحث حقانیت ایالات متحده در استفاده از مکانیسم ماشه را به مجمع عمومی بکشاند و در آنها تصور می کرد با حمایت عربستان سعودی و اسرائیل می تواند آرای لازم را به دست آورد.

اما برای اولین بار در تاریخ سازمان ملل دبیر کل این سازمان از انجام خواسته آمریکا سر باز زد و حاضر نشد از جایگاه دبیر کلی برای سوء استفاده ایالات متحده استفاده شود.

راه چهارمی که آمریکایی ها تلاش داشتند در پیش بگیرند از کانال آژانس بین المللی انرژی هسته ای و رئیس آن آقای رافایل گروسی آرژانتینی بود.

آمریکایی ها با استفاده از لابی های یهودی در آرژانتین تلاش کردند بر آقای گروسی از طریق‌کشور مطبوع اش فشار بیاورند و سپس از کانال هیات حکام از او خواستند تا بر بازدید آژانس بین المللی انرژی هسته ای از دو مکان مورد مناقشه با ایران اصرار ورزد.

همزمانی اعلام پیش بینی نشده سفر آقای گروسی با تلاش پمپئو برای فعال سازی مکانیسم ماشه در شورای امنیت هم به نوعی پیغامی بود که آمریکایی ها خواستند به دیگر اعضای شورای امنیت بدهند.

نقشه آمریکایی ها مبنی بر این بود که اگر همه تلاش هایشان شکست بخورد از کانال آژانس بین المللی انرژی هسته ای وارد شوند و به بهانه خودداری ایران از اعطای مجوز بازرسی به آژانس هیات حکام آژانس را مجاب کنند تا مجددا پرونده ایران را به شورای امنیت بفرستد و آنجا بتوانند مجددا برای برقراری تحریم ها بر علیه ایران کاری کنند.

بر عکس تصور آمریکایی ها و اسراییلی ها که یقین داشتند بازدید از این دو مکان می تواند برای ایران پر هزینه باشد و ایران قبول نخواهد کرد آژانس از این مکان ها بازدید کند مشاهده کردیم که ایرانی ها اعلام کردند هیچ مشکلی با بازدید آژانس از این دو مکان ندارند به شرطی که دیگر این ماجرا خاتمه همه خواسته های نا مشروع آژانس باشد.

آقای گروسی هم که به قول آذری های شیرین زبان ایرانی "آچمز شده بود" دیگر حرفی برای گفتن نداشت و مجبور شد علنا اظهار دارد که آژانس را نمی خواهد وارد مباحث و اختلافات سیاسی وکشمکش های کشورها کند.

در واقع حرف دیگری برای زدن نداشت.

برخی تصور کردند که ایرانی ها در مقابل آژانس عقب نشینی کردند اما متوجه نبودند که ایرانی ها دست آمریکا و اسراییل و رئیس آژانس انرژی هسته ای را از پیش خوانده اند و کاری کردند آمریکایی ها شکست سیاسی چهارم خود را طی یک ماه از دیپلماسی ایرانی دریافت کنند.

به هر حال به نظر می آید اگر بنا باشد آقای ترامپ یکبار دیگر رییس جمهوری ایالات متحده شود یک فکر اساسی در باره تیم سیاست خارجی اش داشته باشد، چون دیگر بحث آبروی ترامپ و دولت وی نیست که روی محک است بلکه آبروی تاریخی آمریکا است که ریخته شده و دیگر نمی شود جمع اش کرد.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک