03:22 04 دسامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
22805

برخی هویت را بر اساس ریشه اجدادی پدری می دانند و برخی دیگر مانند یهودی ها بر اساس مادری و برخی هم بر اساس محل تولد مانند مثلا آمریکا و برخی هم بر اساس تسلط به زبان و ...

بر اساس هر ترتیبی بخواهیم هویت افراد را تشخیص دهیم اصل ماجرا در همه وفاداری افراد به آن هویت و ملت هست.

یعنی اگر شخصی شناسنامه کشوری را داشته باشد اصل در همه جا این است که باید قسم بخورد به آن کشور و ملت آن کشور خیانت نکند وگرنه علیرغم حمل هویت آن کشور شهروندی اش مورد سوال است.

به استناد همین مورد در بسیاری کشورها شما اگر شما شناسنامه یا شهروندی کشور دیگری را در اختیار داشته باشید از رسیدن به مناصب عالیرتبه حکومتی و یا حتی در برخی موارد استخدام حتی به عنوان یک کارمند بسیار سطح پایین هم محروم می شوید.

در برخی کشورهای دیگر مانند مثلا لبنان شما می توانید رسما چند شناسنامه حمل کنید و نه فقط شهروند لبنانی شناخته شوید بلکه به بالاترین جایگاه های حکومتی هم برسید، که البته مشاهده می کنید چه بلایی سر لبنانی ها به دلیل وجود همین قانون پیش آمده.

در برخی کشورها وفاداری شما باید به قوم خاصی باشد، مثلا ترکیه و در برخی کشورها باید وفاداری شما به دین خاصی باشد مانند اسرائیل، و مهم نیست که شما کدام شناسنامه را حمل می کنید.

یعنی شما مثلا اگر یک یهودی باشید و شناسنامه هر کشوری را حمل کرده باشید همین که وفاداری شما به دین یهود توسط مراجع مربوطه، که معمولا خاخام ها و یا جامعه یهودی آن کشور است، ثابت شود شما اسراییلی به حساب می آیید و هر لحظه وارد اسراییل شوید می توانید شناسنامه این کشور را دریافت کنید.

در مورد ترکیه نوین هم هر کسی که جزو اقوام وارث تمدن ترکی باشد ترک به حساب می آید و حق دریافت شهروندی ترکیه را دارد.

طی دهه های اخیر چه قبل انقلاب و چه بعد انقلاب میلیون ها نفر از شهروندان ایران به دلایل مختلف به کشورهای دیگر سفر و مهاجرت کردند و برخی به دلایل مختلف نیاز داشتند یا حتی مجبور شدند شهروندی کشورهای دیگر را اخذ کنند.

طبق قانون ایران هر کسی که اجداد پدری اش ایرانی هستند ایرانی به حساب می آید.

گو اینکه بسیاری ممکن است برای دریافت شهروندی کشوری متخاصم با ایران و ملت ایران قسم خورده باشند که از آن کشور دفاع کنند، ولی با این حال وقتی که آنها به ایران می آیند هنوز شهروند ایرانی به حساب می آیند مانند برخی ایرانی ها که مثلا در آمریکا زندگی می کنند و شهروندی آمریکا را دریافت کرده اند.

حال سوالی که پیش می آید این است که اگر خدای نکرده روزی جنگی رخ دهد این افراد کدام طرف جبهه قرار خواهند گرفت؟

آیا اگر آنطرف جبهه باشند باز ایرانی به حساب می آیند؟

در زمان جنگ جهانی دوم آمریکایی ها بسیاری از شهروندان آمریکایی که اصالت ژاپنی داشتند را بازداشت کردند و به اردوگاه های مجزا بردند تا مبادا به آنها خیانت کنند.

دلیل این مساله این بود که تحقیقات جامعه شناسی آمریکایی ثابت کرده بود که اکثریت آنهایی که اصالت ژاپنی دارند به ژاپن وفادارتر هستند تا به آمریکا و حتی زمانی که از آنها خواستند به مامورین رمز گشایی زبان ژاپنی آموزش دهند تا بتوانند نامه های رمزنگاری شده ژاپنی ها را کشف کنند هیچ کدام از آنهایی که اصالت ژاپنی داشتند حاضر نشدند به آنها همکاری کنند.

حال جالب اینکه تعداد زیادی از این افراد به دلیل اوضاع وقت ژاپن از این کشور به آمریکا رفته بودند یا اینکه برخی حتی در آمریکا به دنیا آمده بودند و اصلا ژاپن را ندیده بودند.

حال این ماجرا را با برخی ایرانی نماها مقایسه کنید که به دلیل منافع شخصی حاضر به وطن فروشی هستند.

حتی برخی می روند و مثلا از آقای ترامپ در انتخابات آمریکا حمایت می کنند تا شاید بر علیه ایران جنگ کند و یا فشار بیشتری بر ملت ایران وارد کند.

برخی هم چون مخالف نظام جمهوری اسلامی هستند به دنبال آن هستند که دیگران را تشویق کنند این نظام را سرنگون کند و آنها را سر کار بیاورد، البته خودشان حاضر نیستند که خطر کنند و به ایران بیایند و مبارزه کنند، می خواهند دیگران کار را برایشان انجام دهند و همه چیز را حاضر آماده تحویلشان دهند.

بعضی ها هم که جو گیر می شوند و فکر می کنند حالا که خارج هستند باید حتما مواضع ضد ایرانی بگیرند تا ویزا و یا پناهندگی شان تامین شود.

بعضی ها هم که حاضر می شوند همه چیزشان را به دشمن های ملت ایران مانند اسراییل و عربستان سعودی بفروشند و انواع و اقسام خیانت ها را برای چند دلار به ملت بکنند و برای تحریم ملت ایران دست می زنند و حاضر هستند ببینند مردم ایران گشنگی می خورند اما آنها سیر باشند.

نمی دانم این قلم آخر را کجا می توان گذاشت اما قطعا اینها افراد حقیر یا تحقیر شده ای هستند که مملو از عقده حقارت درونی هستند و نمی دانند چگونه می خواهند عقده های خود را تخلیه کنند.

به هر حال همه جای جهان از این تیپ آدم ها زیاد است.

ولی حد اقل بعضی ها شرف دارند.

البته خوب باید تاکید کرد که منظور همه ایرانی های مقیم خارج ایران نیست، وهمه ایرانی های مقیم خارج کشور و یا آنهایی که اصالت ایرانی دارند را نمی توان با این بخش از آنهایی که مدعی ایرانی بودن هستند مقایسه کرد.

بیش از نود درصد ایرانی هایی که مقیم خارج ایران هستند و یا ایرانی تبار هستند جانشان برای ایران می تپد.

منظور آنهایی هست که مدعی ایرانی بودن هستند اما از هیچ خیانتی بر علیه ایران و ملت ایران دریغ نمی کنند.

شاید بتوان گفت تعداد اندکی از افراد هستند که در این چهارچوب می گنجند، مانند آنهایی که امروزه در آلبانی در خدمت عربستان سعودی و اسراییل قرار دارند یا روزی در ارتش عراق بر علیه جوانان ایران زمین جنگیدند یا امروزه به سازمان های اطلاعاتی آمریکایی و اسراییلی و ... پیوسته اند و جاسوسی ایرانی ها را می کنند.

شاید بهتر است عنوان وطن فروشان را برایشان استفاده کرد، وطن فروشان بی شرفی که فقط نام ایران را یدک می کشند.

البته اگر زمانی بنا باشد مثلا ارث و میراثی به آنها در ایران برسد آنها ایرانی می شوند و به آب و آتش می زنند تا به ایران بیایند و ارث و میراث خود را ببرند ولی در غیر این صورت اگر نتوانند چیزی از ایران بکنند ایران و ملت ایران به نظرشان بد است و باید نابود شوند.

آیا این قشر افراد را می توان ایرانی دانست؟

آیا باید با اینها مانند یک ایرانی برخورد کرد یا یک دشمن؟

ایرانی آن است که در ره ایران زمین جان خود را فدا می کند، نه آنکه سر به زنگاه خود را برده دشمنان ایران زمین می کند و با دشمنان ملت ایران همراه می شود.

ایرانی آن جان برکفی است که جانش را فدا کرده تا ایران بماند و اجازه نداده دشمن یک وجب از خاک ایران زمین را اشغال کند نه آنکه در تنگنا ایران را ترک کرده و بر علیه ایران و ایرانی فعالیت کرده.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک