11:15 23 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
3475

اگر جنگ های اول و دوم جهانی مرز بندی های بین المللی را تغییر دادند قطعا باید بپذیریم که جنگ عراق و ایران تاریخ معاصر جهان را تغییر داد و معادله های جدیدی را ترسیم نمود.

اسپوتنیک - این جنگ نشان داد که هنوز نیروی انسانی و هنوز نیروی ایمان بر انواع و اقسام مدرن ترین تسلیحات جهان برتری دارد.

پیش از انقلاب اسلامی در ایران ایالات متحده و کشورهای غربی مدرن ترین تسلیحات خود را در اختیار شاه ایران قرار می دادند، البته ادعا می کردند که در اختیار اش قرار می دهند.

در تبلیغات رسانه ای هم ایران به عنوان پنجمین ابرقدرت نظامی جهان معرفی می شد تا شاه ایران غره شود و خرید های بیشتر و بیشتری از غربی ها انجام دهد.

سوف فروش تسلیحات عموما چیزی حدود یک به صد یا حتی در برخی موارد یک به هزار است.

یعنی اگر کشوری معادل یک میلیارد دلار تسلیحات خرید کند ارزش واقعی تولید این تسلیحات حدود یک میلیون تا ده میلیون دلار است و خوب طبیعتا می توان تصور کرد که چه سود سرشاری از بابت فروش سلاح عاید فروشنده می شود.

به همین دلیل هم می باشد که ایالات متحده امروزه سخت در تلاش است اجازه ندهد تحریم های تسلیحاتی ایران برداشته شود چون واهمه آن را دارد که دیگران بتوانند به به ایران سلاح بفروشند و شرکت های آمریکایی نتوانند.

یا اینکه ملاحظه می کنیم چون ترکیه اقدام به خرید سیستم اس ۴۰۰ از روسیه نمود حتی متحد خود را تحریم کرد.

به هر صورت شاه ایران بخش بزرگی از در آمد نفتی کشور را خرج خرید تسلیحات نمود و امیدوار بود که ارتش شاهنشاهی و تسلیحاتی که در اختیار دارد به او و بالطبع ایران اقتدار دهد.
غافل از اینکه آن ارتش ارتشی بود که افسران ارشد اش تحت امر آمریکا قرار داشتند و بسیاری از تسلیحات اش آنچه تصور می شد نبود و به قول معروف شاه کلید تسلیحات اصلی هم در اختیار آمریکایی ها و مستشاران آنها بود.

زمان سرنگونی مصدق کاملا مشخص شد که ارتش و تشکل های امنیتی و اطلاعاتی ایران تحت فرماندهی آمریکا و انگلیس می باشند، اما شاه به هیچ وجه توجه نداشت که این فرماندهان که او را به قدرت برگرداندند به دستور آمریکا و انگلیس این کار را کردند نه به دستور او.

اسناد تاریخی ای که اخیرا از محرمانه بودن خارج شده هم تایید می کند که سرنگونی مصدق بر اساس یک توطئه آمریکایی و انگلیسی بود.

به هر صورت زمان جنگ ایران و عراق کاملا مشخص شد که تسلیحاتی که در اختیار ایران قرار دارد کارایی لازم را ندارد و آنهایی که کارایی دارند قطعات اصلی و یدکی اش موجود نیست و بلا استفاده می باشد.
در ابتدا آمریکایی ها تصور می کردند که می توانند با دولت انقلابی جدید در ایران کنار بیایند ولی وقتی یقین پیدا کردند که نمی شود با این دولت جدید کنار آمد تصمیم گرفتند هر آنچه از تسلیحات در اختیار ایران بود را نابود کنند.

راه اندازی یک جنگ بر علیه ایران می توانست این امر را محقق کند.

ضمنا طرح معروف به طرح برنارد لویس برای تقسیم مجدد کل منطقه خاورمیانه که در دهه هفتاد تهیه شده بود را می شد از ایران شروع کرد.

برای اینکه این طرح اجرا شود آنها می بایست قدرت های همه کشورهای منطقه را نابود می کردند و بهترین کار این بود تا از کینه دیرینه اعراب بر علیه ایران استفاده کنند و همه آنها را بر علیه ایران بسیج کنند تا در یک جنگ تمام عیار همه کشورهای منطقه به نابودی کشیده شوند (نه فقط ایران و عراق) و بعد تقسیم بندی مجدد منطقه انجام گردد.

همان کاری که بسیاری از پیمانکاران آمریکایی مانند آقای ترامپ انجام می دهند؛ یعنی ساختمان ها و محله ها را تصرف می کنند سپس تخریب می کنند و مجددا بازسازی می کنند و با قیمت های بالاتر می فروشند.

بحث قیمت های بالاتر در کشورها در واقع عروسک های خیمه شب بازی ای هستند که به عنوان شاه و امیر و رئیس جمهوری و... در این کشورها منصوب شوند و خوب در مزایده باید دید کدام بیشتر حاضر است سر طاعت خم کند و امکانات کشور را به آمریکا بدهد.

به هر صورت این جنگ راه افتاد و طبق محاسبات نظامی آنها باید ظرف چند ماه عراق می توانست ایران را فتح کند و بعد بقیه پروژه اجرا می شد.

آنها به خوبی می دانستند که صدام حسین فردی بسیار جاه طلب است و در صورتی که در جنگ بر علیه ایران پیروز شود به کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نیز حمله خواهد کرد و بهانه ای برای ورود آنها به منطقه ایجاد خواهد کرد، اما شاهان و امرای کشورهای حوزه خلیج فارس متوجه نبودند که ماجرا بسیار بزرگتر از یک بازی بچگانه به نام حمایت مالی و لژستیک آنها از صدام حسین در جنگ بر علیه ایران است، آن حمایت های مالی و لژستیک در حال تولید یک هیولا بود که در نهایت قرار است آنها را نیز قورت دهد.

تنها چیزی که در معادلات آنها حساب نشده بود توانمندی نیروی انسانی ایران و نیروی ایمان ایدئولوژیک جنگجویان ایرانی بود.

نیرویی که به مراتب از پیشرفته ترین تسلیحاتی که صدام حسین در اختیار داشت موثر تر و قویتر بود.
به هر حال در هر جنگی نیروی زمینی است که تکلیف جنگ را روشن می کند و تا وقتی که این نیرو نتوانسته زمین را تصرف کند همه عملیات جنگی بی فایده می باشد و نیروهای ایرانی با چنگ و دندان و با دست خالی توانسته بودند نه فقط خاک خود را حفظ کنند بلکه حتی وارد خاک دشمن هم شوند.

برای اولین بار طی پنج قرن اخیر ایرانی ها حتی یک وجب از خاک خود را از دست نداده بودند. امری که به هیچ وجه قابل پیش بینی نبود.

این شرایط همه معادلات را به هم ریختند و معادله جدیدی را ترسیم کردند، معادله ای که تا به حال وجود نداشت، بسیج نیروی مردمی و نظامی وابسته به ایمان و اعتقاد بسیار قدرت مند تر از مدرن ترین تسلیحات.

مشاهده می کنیم پس از پایان جنگ ایران و عراق و البته بعد از آن لشکر کشی آمریکا به افغانستان و عراق به یکباره این بسیج مردمی وابسته به ایمان و اعتقاد در کل منطقه پخش شد و دیگر در ایران محصور نبود چون مردم منطقه به این باور رسیدند که با ایمان و ایدئولوژی می توانند نه فقط در مقابل دشمن بایستند بلکه او را شکست دهند و سرزمین های اشغال شده خود را آزاد کنند.

این بسیج اعتقادی و ایدئولوژیکی قدرت خود را در لبنان نشان داد، زمانی که ارتش اسرائیل که ظرف فقط شش روز توانسته بود همه کشورهای عربی را با هم شکست دهد و بخش های بزرگی از سرزمین های آنها را اشغال کند، در مقابل قدرت ایمان رزمندگان حزب الله شکست خورد و مجبور شد از لبنان عقب نشینی کند.

به همین دلیل هم می باشد که آمریکایی ها مجبور شده اند برای تحقیق اهداف خود شگرد جنگی خود را تغییر دهند و به ابزار رسانه پناه ببرند تا ایمان و اعتقادات مردم را تضعیف کنند و در مقابل آن قدرت ایدئولوژیک بایستند.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک