19:26 24 سپتامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
36210

کدام کشور اسلامی مانده که در حال حاضر در شرایط ثبات اقتصادی و سیاسی و امنیتی داخلی و بین المللی به سر می برد؟

چند روز است فکر می کنم کدام کشور اسلامی مانده که در حال حاضر در شرایط ثبات اقتصادی و سیاسی و امنیتی داخلی و بین المللی به سر می برد؟

نقشه را برداشتم و شروع کردم یک یک کشورهای اسلامی را بررسی کردن.

هرکدام که به آن می رسیدم می دیدم درگیر مشکلاتی چه داخلی چه خارجی می باشد.

تنها کشور اسلامی ای که تقریبا هیچ مشکل ثبات اقتصادی و سیاسی و امنیتی چه داخلی چه خارجی نداشت قزاقستان بود.

همان جایی که پایتخت اش آستانه (البته الان نام اش به پاس سپاس از خدمات نورسلطان نظربایف به نورسلطان تغییر یافته) به عنوان محل گفتگوهای صلح سوریه نیز انتخاب شده.

تنها کشوری که به عنوان کشور بی طرف در میان کشورهای اسلامی می شد پیدا کرد تا میزبان گفتگوهای صلح باشد.

طی چند قرن اخیر اروپایی ها تلاش کردند همه گفتگو های صلح با نام یکی از شهرهای اروپایی پیوند بخورد و انتخاب شهر نورسلطان یا آستانه به عنوان میزبان این گفتگو ها به نوعی شکستن تابوی چند قرنی اروپایی ها به حساب می آمد و می آید، که البته هنوز هم یکی از دلایل سنگ اندازی اروپایی ها در بحث گفتگو های صلح در سوریه می باشد.

ابتکار صلح هرمز
© Fotolia / ragsac

اما سوال اصلی این بود که آیا برای قزاق ها هم راحت بود که بی طرفی خود را حفظ کنند؟

این روزها به سالگرد گرامیداشت یاد و آوازه "ابای کونانبایف" (ابراهیم کونانبایف) شاعر وفیلسوف قزاق که پرچم دار اصلاح طلبی فرهنگ اروپایی و روسی بر اساس روشنفکری اسلامی بود نزدیک می شویم.

فردی که روشنگری نوین ملی گراییی قزاقستانی را بنا نهاده.

اگر به ریشه قزاق ها از نظر تاریخی بنگریم می بینیم که پیوند های زیادی با ایرانیان دارند و چه بسا ساکنان اصلی قزاقستان از تیره سکا که ایرانی تبار بودند می باشند و مردمان ترک تبار از سده پنجم هجری به آنجا مهاجرت کردند.

به هر حال اگر به شرایط ژئوپولیتیک قزاقستان نگاه بیاندازیم می بینیم که این کشور روزی جزو اتحاد جماهیر شوروی بوده و پس از استقلال هم مرز روسیه و چین و قرقیزستان و تاجیکستان و دریای خزر هم مرز است.

به دلیل هم مرزی با دریای خزر در طول تاریخ تعداد زیادی از ایرانیان به قزاقستان کوچ کردند و در حال حاضر بخشی از جمعیت قزاقستان را تشکیل می دهند، مخصوصا ایرانی های آذری تبار که به صورت تاریخی به این کشور کوچانده شدند.

جالب اینکه به دلیل شرایط تاریخی بیش از نود درصد مراجع تاریخی این کشور به زبان فارسی می باشد.

به دلیل موقعیت ژئوپولیتیک طبیعتا آمریکایی ها تلاش زیادی انجام دادند تا بتوانند در این کشور تاثیر گذار باشند اما قزاق ها موفق شدند با حفظ بیطرفی خود در منازعات بین المللی درگیر سیاست های آمریکا نشوند.

همچنین باید توجه داشت که به دلیل وجود جنبش های اسلامگرایی مانند ایگورها و چچنی ها و همچنین طالبان و القاعده و داعش در اطراف قزاقستان بیم آن می رفتد که درون این کشور موج های اسلامگرایی سلفی راه بیافتد اما مشاهده کردیم که آقای نظربایف موفق شد این کشور را دور از کشمکش های منطقه ای نگه دارد.

علیرغم اینکه طبق قانون هیچ مشکلی برای ادامه حکومت آقای نظربایف در این کشور وجود نداشت اما ایشان وقتی که دیدند با کهولت سن مواجه هستند حکومت را به مجلس واگذار کردند تا آقای قاسم جومارت توقایف در انتخابات بعدی به قدرت برسند.

جالب اینکه بر عکس دیگر کشورهای اسلامی که هر دولتی سر کار می آید شروع می کند دولت قبلی را تخریب کردن، در قزاقستان هنوز برای دولت و رییس جمهوری سابق خودشان احترام قایل هستند.

اینها را تعریف کردم تا آنهایی که اطلاعات چندانی از سابقه اوضاع قزاقستان ندارند هرچند گذرا از شرایط این کشور مطلع شوند.

البته با اینکه ما ایرانی ها از راه دریای خزر می توانیم ارتباط اقتصادی بسیار خوبی با قزاقستان داشته باشیم و خوب تبارهای مشترک زیادی با آنها داریم اما هنوز ارتباطات اقتصادی ما با قزاقستان در سطح مطلوبی قرار ندارد.

به هر صورت نکته قابل تامل در این می باشد که هنر حفظ بی طرفی توانسته این کشور را از ورود به تجاذبات و اختلافات بر اثر درگیری های بین المللی مصون نگه دارد و همین ماجرا موجب آن شده که بر عکس دیگر کشورهای تازه استقلال یافته از اتحاد جماهیر شوروی قزاقستان بتواند به سمت و سوی رشد اقتصادی و فرهنگی و سیاسی پیش برود.

برخی شاید بحث حکومت طولانی مدت آقای نظربایف بر قزاقستان را مطرح کنند اما باید توجه داشت که عملکرد وی در این مدت به چه صورت بوده.

نباید توقع داشت کشوری که به یکباره از یک سیستم کمونیستی جدا شده سریعا به سمت یک سیستم دیگر برود، به هر حال هر کشوری نیاز به شرایط سیاسی هماهنگ با ساختار خود دارد و اگر بنا باشد یک ساختار سیاسی وارداتی برای آن کشور استفاده شود قطعا کشور با چالش های بی هویتی سیاسی مواجه می شود.

حال قزاقستان به نوبه خود نیز به الگویی از یک کشور اسلامی بی طرف تبدیل شده که علیرغم داشتن تبارها و قومیت های مختلف مخصوصا تبارهای قزاق و روس توانسته شرایطی را ایجاد کند که همه شهروندانش با صلح و صمیمیت بتوانند با یکدیگر زندگی کنند.

می توان گفت تفکر فیلسوفانه "ابای" در ایجاد روشنگری اسلامی با اصلاح طلبی بر اساس اصول نوین جهانی از یک طرف و پیاده سازی تفکر های سیاسی باز از طرف دیگر، راز موفقیت رهبران قزاقستان در تامین آرامش برای شهرندان خود بوده.

آیا بقیه کشورهای اسلامی هم نمی توانند تلاش کنند با شهروندان خود و با همدیگر به صورت مسالمت آمیز زندگی کنند؟

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک