11:33 30 نوامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
0 141

اقدام ایران در تحریم اتباع آمریکایی در چارچوب دکترین اقدام متقابل در حقوق بین‌الملل هست.

دونالد ترامپ رییس جمهوری ایالات متحده، جنگی اقتصادی را برای به زانو درآوردن ملت ایران آغاز کرد. هرچند در چهار دهه اخیر ایران همواره تحت شدید ترین تحریمهای آمریکا بوده است با این وجود این مبارزه و کارزار اقتصادی علیه ملت ایران با ایجاد محدودیتهای شدید علیه ملت ایران رنگ و بوی تازه ای گرفته است.

ترامپ و دولتمردان تحت امر وی با جعل الفاظ و مفاهیم از تعابیری چون، برقراری امنیت و ثبات جهانی، مبارزه با تروریسم تلاش می کنند اقدامات نامشروع خود را مشروع جلوه دهند.  حال آنکه این کشور با اعمال تحریم‌هایی مانند تحریم بانک مرکزی به دنبال این است تا مانع رسیدن غذا و دارو به مردم ایران ‌شود.  این اقدام نه ‌تنها نقض برجام بلکه نقض اصول شناخته‌شده بین‌المللی در مصونیت بانک‌های مرکزی است.

اسپوتنیک در خصوص تحریم ریچارد گلدبرگ مشاور ارشد بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها با دکتر امیر حسین نوربخش، حقوقدان و پژوهشگر مسائل حقوقی به گفتگو نشست.

اسپوتنیک: هدف ایران از این تحریم  و فایده اینگونه تحریم ها برای ایران چیست؟

نوربخش: اقدام ایران در تحریم اتباع آمریکایی و یا بهرحال سازمان‌ها و یا شرکت‌هایی که با دولت آمریکا همکاری می‌کنند، در واقع در چارچوب دکترین اقدام متقابل در حقوق بین‌الملل هست که قابل توجیه پذیری است. یعنی زمانی که در واقع شرکت ها و شهروندان و حساب های بانکی و حتی اشخاص سیاسی دولت ایران، منظور حاکمیت ایران و نه فقط قوه مجریه، توسط دولت آمریکا و یا دولت های دیگر، دولت های غربی و یا هر دولتی، حتی شرقی تحریم می شوند، بهرحال طبیعی است که دولت ایران در چارچوب، بحث اقدام  متقابل که در حقوق ایران در بحث معامله متقابل خوانده می شود، اقدام بکند و او هم بیاید متقابلا به تحریم دولت آمریکا بپردازد.

در مورد بهرحال نوع ساختاری بحث های متفاوتی هست. پروتکل‌هایی در این زمینه وجود دارد اینکه تشخیص داده بشود چه افراد، مقامات و سازمان ها و شرکت‌های خصوصی و یا بین‌المللی هستند که می‌توانند مورد تحریم قرار بگیرند، یا خیر بحث‌های گسترده و متعددی هست. در چارچوب حقوقی، بهرحال ببینید فرد تنها بازیگر عرصه حقوق بین‌الملل نیست و سازمان های بین‌المللی، نهادها، شرکت های فراملی یا همون چند ملیتی و در واقع حتی نهضت‌های آزادیبخش ملی هم جزو بازیگران حقوق بین‌الملل محسوب می شوند و همگی اینها و آنهایی که وابسته به دولت ایالات متحده هستند، قاعدتا می توانند از طرف هر دولتی، از جمله دولت ایران مورد تحریم قرار بگیرند.

اینکه بهرحال هدف دولت ایران چی هست، بیشتر تلاش برای ایجاد نوعی موازنه بین ایران و دولت آمریکا هست که ایران هم بهرحال از آن امکاناتی که در این زمنیه دارد استفاده بکند و تا جایی که می‌تواند یک پاسخ بهرحال درخوری را بتواند به تحریم‌هایی که در هرحال اعمال آن‌ها یکجانبه بوده، تأکید میکنم، تحریم هایی که علیه ایران در واقع اعمال شده، تحریم‌های یکجانبه‌ای بوده که بهرحال یکطرفه از جانب دولت آمریکا وضع شده و اینها همگی روال بین‌المللی ندارند، بدهد.

بهرحال عجیب است که دولت ایران، حتی در کشور روسیه و چین هم که بایستی هم‌پیمان ایران باشند با مساله تحریم مواجه است. تجار ما و اتاق بازرگانی ما اعلام کردند که ما در افتتاح حساب و گشایش حساب در کشورهایی مثل حتی چین و روسیه مشکل داریم. این بهرحال جای گله دارد که چرا دولت ایران تنها گذاشته شده در مقابل آمریکا. بهرحال هم‌پیمانان منطقه ای ایران مثل روسیه و چین می بایستی بیشتر از دولت ایران حمایت می کردند و قاعدتا انتظار می رود از آنها که تعهد حسن همجواری و همکاری در عرصه بین‌المللی را خصوصا در مبارزه با امپریالیسم در کنار ایران ایفا کنند و حالا واقعا در کنار ایران بایستند.

بهرحال دولت ایران در این زمینه تنها مانده است. و نیازمند این است که سایر قوای بین‌المللی هم همکاری های لازم داشته باشند و از همدیگر حمایت بکنند تا آن جنبه ابرقدرتی در واقع یک قدرت بلامنازع که بهرحال آمریکا باشد، شکسته بشود. وگرنه اگر ما فقط بخواهیم منافع شخصی و ملی را اعمال بکنیم و منطقه و جهان را چند پارچه نبینیم، وطن و دوستانمان را در مبارزه با نئولیبرالیسم و نئوامپریالیسم تنها خواهیم گذاشت.

اینکه بهرحال ایران در نهایت چه مدلی را مناسب تر بداند، در این زمنیه راهکارهای متکثری وجود دارد. منتهای مراتب، من تعجبم از خود جامعه بین‌المللی هست. چون بهرحال ایران معاهده برجام را پذیرفت و آمد با آمریکایی‌ها و دولت های اروپایی توافق کرد. ولی متأسفانه هم دولت آمریکا به تعهداتی که کرد وفادار نماند و هم دولت های اروپایی.

یکی از اهداف مندرج در منشور سازمان ملل متحد، پیشبرد و تشویق احترام به حقوق بشر بیان شده است. اما اکنون تحریم‌های یکجانبه علیه یک دولت در واقع نقض حقوق بنیادین مردم آن کشور و بر خلاف مفاد منشور ملل متحد بوده که مبنای آن تعامل، مشارکت، مساعدت و همزیستی مسالمت آمیز بین‌المللی است. چرا که مهمترین حق بنیادین که در این سند مورد اشاره قرار گرفته است حق حیات است. حقی که توسط دولت آمریکا با اعمال تحریم های شدید علیه مردم ایران و کارشکنی در همکاری اقتصادی کشورهایی که با ایران معاملات اقتصادی دارند، زیر پا گذاشته می‌شود.

اروپایی‌ها سازو کار اینستکس را در اختیار ایران گذاشتند که این سازوکار متأسفانه نتوانست خیلی موثر باشد. بنابراین دولت ایران، از این جهت است که نوعی دکترین موازنه منفی را در پیش گرفته و تلاشش این است که بین دو قطب شرق و غرب یک موازنه ایجاد بکند. دکترینی که از زمان مرحوم زنده یاد دکتر مصدق در ایران انجام شد و در ابتدای انقلاب هم تحت عنوان سیاست نه شرقی، نه غربی در ایران دنبال شده است. بهرحال ایران نیروهایی در منطقه و نقاط مختلف دارد و می‌تواند از این ظرفیت حقوق استراتژیک خودش استفاده بیشتری بکند. بهرحال می تواند از آن ابتکار صلح هم به نوعی استفاده بکند.

منتهای مراتب، اینها شاید به نوعی به خود جغرافیای جهانی، جغرافیای سیاسی – حقوقی هم ارتباط دارد که بهرحال، خود زعامت دولت آمریکا هم اگر تکلیف آن مشخص بشود، به نظر من بهرحال خیلی توازن ها که اقای ترامپ مجددا رئیس جمهور بشوند یا خیر، اینکه وضعیت صلح منطقه و خاورمیانه به چه نحوی ممکن است پیش برود، مشخص خواهد شد.

 بهرحال یکسری نیروهایی هستند که الان به نوعی تلاش کردند، جریان سومی را تشکیل بدهند، حالا به موازات حاکمیت ایران یا از داخل سیستم،  مثل آقای دکتر احمدی نژاد که آمدند عنوان کردند که می توانند مبتکر صلح منطقه ای باشند و آمدند به آقای گوترش دبیرکل سازمان ملل و به رهبر انصارلله یمن و ولیعهد حکومت سعودی نامه نوشتند و درخواست صلح کردند.

بنوعی شاید جریان سوم مصدقی را در سیاست خارجی ایران دارند پیگیری می کنند. بهرحال ایشان الان شخصیت حقوقی نیستند ولی شخصیت سیاسی – اخلاقی در نظام جمهوری اسلامی ایران دارند. این بهرحال یک ابتکار جدیدی هست.

تلاش ایران است که منطقه را به سمت یک صلح پایدار شبیه معاهده وستفالیا که در اروپا شکل گرفت و سبب صلح اروپایی‌ها و پایان جنگ‌های منطقه ای و مذهبی شد، ببرد و نوعی معاهده «ایستفالی » یا معاهده صلح اسلامی را بین کشورهای اسلامی منعقد بکند و یک نوعی کمربند صلح را محکمتر بکند و کمربند جنگ و ارتجاع را باز بکند و قدرت های مختلف دیگر به فرستادن اسلحه و تجهیزات و فروش اسلحه و مسابقه تسلیحاتی در منطقه پایان بدهند و بهرحال یک فصل جدیدی بتواند شکل بگیرد.

چنانکه اولین بار واژه دولت – ملت در معاهده وستفالی بکار رفت اینجا هم می تواند دولت های مسلمان را برای اولین بار با هم متحد بکند و به جنگ ها و خونریزی ها در منطقه پایان بدهد و ملت های برادر مثل ایران و عربستان را به سمت صلح پایدار و توسعه اقتصاد بدون نفت و پیمان های منطقه ای بزرگ ببرد.

هرچند مردم ایران در مقابل  تروریسم اقتصادی  آمریکا مقاومت کرده‌اند با این حال نباید وظیفه و مسئولیت نهادهای بین المللی و حقوق بشری فراموش شود. پر واضح است که تحریم‌های آمریکا نه برخلاف آنچه که‌آنها ادعا می کنند حکومت را هدف گرفته بلکه اقشار عادی  مردم به ویژه ضعیف‌ترین و آسیب‌پذیرترین افراد جامعه بویژه بیماران را در معرض خطر قرار داده است.

 گواه این ادعا آن است مقامات‌آمریکایی بارها نسبت به این مساله اذعان کرده و گفته‌اند که از این طریق به دنبال تحقق خواسته‌ها و اهداف نامشروع خود در قبال ملت ایران هستند. هر چند نحوه تعامل نهادهای حقوق بشری با ایران همواره با نوعی سیاسی کاری مواجه بوده است، اما اکنون این نهادها در مقابل افکار عمومی جهانی در معرض پرسش جدی قرار گرفته‌اند که در مقابل نقض حقوق بنیادین مردم ایران به کدام یک از وظایف خود عمل کرده‌اند؟

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک