04:51 13 اوت 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
3626

به دنبال ناکامی های ریاست جمهوری ترامپ، جهان ایمان به آمریکا را از دست داد و اما چین، روسیه و ایران نقش خود در مناطق مهم آسیا، اروپا و خاورمیانه را تقویت می کنند.

اسپوتنیک به نقل از نشنال اینترست می نویسد: روسیه، چین و ایران نه تنها خود را در آستانه تنگ کردن جای آمریکا قرار دادند، بلکه توانستند چیزی را خلق کنند که آمریکا با تهدیدها و لاف زدن چندین ساله نتوانست خلق کند، یعنی شرکای منطقه ای که آماده اند بلند شوند و به چالش ها پاسخ دهند.

چهار سال است که بسیاری مقام های مشغول به سیاست خارجی آمریکا، مانند یک ورزشکار رکورددار سابق که به غنائم قدیمی نگاه می کنند، زمانهایی را به یاد می آورند که آمریکا از همه رقبای خود بسیار جلوتر بود. آنها به ناکامی های ریاست جمهوری ترامپ و اشتباهات بهداشت عمومی اشاره می کنند که باعث شده جهانیان ایمان خود را به آمریکا از دست بدهند، در حالی که چین، روسیه و ایران همچنان در مناطق کلیدی آسیا ، اروپا و خاورمیانه به افزایش نقش خود ادامه می دهند. با این حال، این ترس ها درست نیست. ایالات متحده - حتی در دوره ترامپ - یک کشور غیرقابل تعویض باقی می ماند و یک قدرت پیشرفته در جهان است.

تأثیر ویرانگر همه گیر کرونا ویروس دو توهم را بر هم زده است. توهم  اول - چالش های ایجاد شده توسط همه گیری باعث از بین رفتن رقابت و تقویت همکاری و تشکیل اتحاد جهانی برای مبارزه با کووید-  ۱۹ می شود. توهم دوم این عقیده است که کشورهایی مانند روسیه، چین و ایران از خصومت خود در برابر موازین بین المللی در مبارزه با ویروس می کاهند. اما در باره روسیه: علیرغم خسارات ناشی از تحریم های غربی، که توسط کروناویروس و جنگ کوتاه مدت نفتی با عربستان سعودی تشدید شده است، روسیه تمایل چندانی به تغییر سیاست خارجی خود نشان نداده است. درعوض، روسیه  از بی ثباتی ناشی از بیماری همه گیر برای مقابله بیشتر با منافع آمریکا در سراسر جهان استفاده کرد. چین این موقعیت را برای گسترش حضور خود در سرزمین های مورد مناقشه دریایی در دریای جنوبی چین و تشدید کنترل بر هنگ کنگ و سین کیانگ به کار گرفت. ایران همچنان از سلسله اسد در سوریه و شبه نظامیان شیعه در عراق حمایت می کند.

اگر به اظهارات نمایندگان این کشورها باور کنیم معلوم می شود،   شوک هایی که اقتصاد و جوامع غربی در سال ۲۰۲۰ تجربه کردند، برای مسکو، پکن و تهران تنها موانع موقتی شدند و آنها توانستند مقیاس خسارت را محدود کنند  و هم اکنون در مسیر بهبودی و بازسازی قرار گرفته اند. خبرگزاریهای  روسیه ، چین و ایران به چالش های پیش روی غرب در مبارزه با کرونا توجه کردند و ضرر و زیان های وارد شده به  کشورهای خود را مسکوت گذاشتند.

با این حال، در زندگی واقعی اصلاً اینطور نیست. در سال ۲۰۲۰ ، اقتصاد روسیه ۵٪ افت خواهد کرد و وزارت اقتصاد آشکارا اعتراف کرده  که رشد تولید ناخالص داخلی این کشور فقط پس از سال ۲۰۲۲ شروع به بهبود می کند. بودجه روسیه با قیمت نفت اورال با بشکه ای ۴۲ دلار برای هر بشکه در حال توازن است، اما اشباع بیش از حد بازار انرژی، همراه با کاهش تقاضای جهانی در شرایط همه گیری، منجر به این واقعیت می شود که، طی چند سال آینده، کشور روسیه باید با کسری بودجه روبرو شود و ذخایر خود را خالی کند، که می تواند تا اوایل سال ۲۰۲۴ به پایان برسد.

"پروژه های ملی" با ابعاد بزرگ به ناچار باید به تعویق بیفتد. تاریخ تکمیل آنها به سال ۲۰۳۰ موکول شده است. رکود اقتصادی و کسری بودجه در حال رشد، توانایی مسکو برای مداخله در سراسر جهان را محدود می کند. نارضایتی فزاینده ای در بین روس ها به ویژه در بین جوانان مشاهده می شود.

رهبری چین بسیار قشنگ صحبت می کند، اما سیستم تک حزبی دیگر رشد اقتصادی و ثبات را تضمین نمی کند. این که بیماری همه گیر اولین رکود در اقتصاد چین از سال ۱۹۷۶ را تحریک کرده است، مشکل اصلی چین نیست. رشد بدهی، اقتصاد سایه، پروژه های ساخت و ساز و زیربنایی در داخل و خارج از چین، حباب املاک و مستغلات، افزایش بیکاری - همه اینها به ایجاد پتانسیل  نظامی و همچنین استفاده از ابزارهای اقتصادی برای تأثیرگذاری بر سایر کشورها کمک نمی کند.

در واقع، حجم سرمایه گذاری های خارج از کشور چین در سال ۲۰۱۹ کاهش یافته و پس از آغاز همه گیری، عملا تمام شد. علاوه بر این ، نرخ رشد پایین می تواند ناآرامی های اجتماعی را در خود چین برانگیزد.

جمهوری اسلامی ایران به شدت تحت تأثیر تحریم های آمریکا قرار گرفته و آسیب دید. صادرات نفت ایران از ۲.۵ میلیون بشکه در روز تا ۱۰۰هزار بشکه کاهش یافته است. اقتصاد رو به کاهش است، ساکنان در حال ابراز نارضایتی هستند، همه گیری باعث خسارت سنگینی به ایران شده است، زیرا دولت ایران در مرحله اولیه اشتباهات زیادی مرتکب شده است. حکومت رشد نارضایتی در جامعه را تحریک می کند و به خرج کردن برای ماجراهای امپرتوری مآبانه خود ادامه می دهد. در همین حال، برنامه هسته ای بسیار تبلیغ شده ایران اخیراً دچار ضربه دیگری شد - نصب  آخرین سانتریفیوژها به مدت یک یا حتی دو سال به تعویق افتاد.

ایالات متحده همچنین بر اثر کرونا آسیب دیده است. اما آمریكا - حتی اگر تحت رهبری تیمی ناسازگار باشد - ذخیره ارزی جهان را در اختیار دارد و سیستم های اقتصادی و مالی آن همچنان ستون های سیستم جهانی هستند. ایالات متحده هنوز همکاری های منطقه ای را در اختیار دارد که به واشنگتن امکان ایجاد ائتلاف هایی را می دهد که می توانند جاه طلبی های روسیه ، چین و ایران را متعادل کنند.

علاوه بر این، همه گیری مواردی را در دستور کار قرار داده است که قبلاً در مورد آن بحث نشده بود. ایالات متحده، ژاپن و شرکای اروپایی آمریکا صحبت در مورد جدا کردن اقتصاد خود از چین و تغییر مسیرهای زنجیره های تحویلات خود را آغاز کرده اند. اگر در سال ۲۰۱۷ شی جین پینگ یک رهبر در نظر گرفته می شد که می توانست به جای دونالد ترامپ بر نظم بین المللی لیبرال حکومت کند، امروز هیچ کس چین را به عنوان یک قدرت نرم نمی بیند - به ویژه پس از حوادث در هنگ کنگ و سین کیانگ. روسیه در لیست کشورهای مسئول قرار ندارد. ایران نمی تواند خود را از تحریم ها رهایی دهد و حتی اروپایی ها اکنون خوشحال هستند که بدون احتساب اقدامات تهاجمی تهران در خاورمیانه، مسئله هسته ای قابل حل نیست.

روسیه، چین و ایران شرکای منطقه ای برای رویارویی با چالش ها ایجاد کرده اند. بنابراین، جای تعجب نیست که در ملاقات های خصوصی، مقامات ناتو اغلب بین خود می گویند: "خداوئد، پوتین را نگه دار!" زیرا این اقدامات روسیه بود که اعضای ناتو را  به افزایش هزینه های دفاعی و حتی موافقت با استقرار نیروها در اروپای شرقی مجبورکرد. عملیات تجاوزکارانه چین در دریای چین جنوبی و در امتداد مرزهای مورد اختلاف هند، این اعتقاد را در همسایگان چین تقویت کرده است که برای مهار پکن، یک رابطه امنیتی نزدیک تر با آمریکا لازم است. در خاورمیانه ، کشورهای خلیج و اسرائیل برای مقابله با تجاوز ایران به هم نزدیک تر می شوند.

بله، آمریکا یک ابرقدرتی است که دارای مشکلات بهداشتی عمومی ، سیاست های متناقض و خزانه خالی است. اما در زندگی واقعی، برای فرار از کوسه شما نباید یک شناگر بزرگ باشید، فقط باید سریعتر از همه کوسه ها شنا کنید. تاکنون، آمریکا از همه کوسه های اقیانوس به مراتب جلوتر است.

مولف - نیکلاس گووزدِف استاد کالج جنگی نیروی دریایی ایالات متحده و سردبیر مجله Orbis است

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک