22:36 21 اکتبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
3616413

آمریکایی ها سیاستی دارند موسوم به سیاست چماغ و هویج، بر اساس این سیاست که قدیم ها اعمال می کردند آنها به کشورهای دیگر پیشنهاداتی هر چند کم را می دادند و بعد چماغ جنگ را بالاسر آنها بالا می بردند.

این سیاست در واقع همان سیاست گاوچران های آمریکایی برای رام کردن اسب ها به حساب می آید.

دلیل استفاده آنها از این سیاست این بود که باور داشتند اگر فشارها و چماغ ها بدون هویج باشد طرف مقابل رم می کند و در نهایت حتی اگر ماجرا به مرگ و نابودی اش هم منجر شود از خود دفاع خواهد کرد و در آن صورت تمام قدرت اش را استفاده خواهد کرد تا حتی اگر نیاز باشد همه چیز را با خود نابود کند این کار را انجام می دهد.

برخی تاجران خود خواه آمریکایی چنین سیاستی را در تجارت قبول ندارند و باور دارند باید طرف مقابل را نیست و نابود کرد وهمه چیز را به دست آورد.

آقای ترامپ جزء مجموعه دوم است و به همین دلیل هم هست که می بینیم تا به حال نتوانسته با هیچ کشوری در جهان کنار بیاید، چون هدف نهایی اش نابودی طرف مقابل و به چنگ آوردن همه چیز است.

توجه داشته باشید بحث فقط محدود به دشمنان آمریکا نیست، ببینید ترامپ حتی با متحدین آمریکا مانند عربستان سعودی چه کرده، مانند بختک بر اموال آنها افتاده و تا آخرین دلار آنها را بالا نکشد و آنها را به خاک سیاه نشاند ول کن ماجرا نیست.

برخی هم امیدوارند که بتوانند از این حرص و طمع ترامپ و زمان باقی مانده اش در حکومت نهایت بهره را ببرند.

در واقع حتی متحدین وی مانند عربستان سعودی و اسراییل هم ترسیده اند، ترامپ در انتخابات آتی ریاست جمهوری شکست بخورد و همه سرمایه گذاری ای که بر او انجام داده اند از بین برود.

خیلی هم اشتباه نمی کنند.

به همین دلیل هم اسراییل و هم عربستان سعودی به دنبال آن هستند به هر شکلی شده منطقه خاورمیانه را درگیر جنگی کنند که پای آمریکا به آن کشیده شود و حتی اگر ترامپ در انتخابات شکست بخورد رییس جمهوری بعدی نتواند به راحتی کاری از پیش ببرد.

از طرف دیگر سیاست هایی که ترامپ در مقابل ایران و دیگر کشورهای منطقه اتخاذ کرده و هیچ هویجی را برای آنها کنار نگذاشته در نهایت می تواند منجر به آن شود که طرف های مختلف در منطقه به این فکر بیافتند  در نهایت دیوار بن بستی که ایجاد شده را منفجر کنند و راه عبوری از این بن بست پیدا کنند.

از ماجرای گره تحریم های کذایی بر علیه ایران گرفته تا ماجرای قانون موسوم به قانون قیصر در سوریه و قفل کردن سیستم های اقتصادی و مالی در لبنان بگیرید تا ماجرای بخشیدن سرزمین های فلسطینی و سوری به اسراییل و تلاش برای نابودی جبهه مقاومت در عراق و فلسطین ویمن وادامه ترور مسئولین طالبان همزمان با مذاکره با آنها تا...

حتی خارج از منطقه خاورمیانه از سیاست های دولت آمریکا در قبال ونزوئلا در آمریکای لاتین گرفته تا سیاست هایش بر علیه چین و روسیه و کره شمالی و حتی سیاست هایش بر علیه اروپا و مجامع بین المللی.

اگر به همه اینها نگاه کنیم می بینیم سیاست های دولت آمریکا منجر به آن شده که در همه زمینه های بین المللی همه راه ها به بن بست کشیده شود و همه دربهای در رو قفل شود.

در این شرایط بدیهی است آنهایی که در این چرخه گیر کرده اند به فکر شکستن درب ها و یا منفجر کردن دیوار برای خروج از این چرخه بی پایان بیافتند.

همانگونه که پیشتر مطرح کردم عربستان سعودی و اسراییل هم امیدوار هستند از این خلل در سیاست آمریکا بهره ببرند و بتوانند منطقه خاورمیانه را به جنگی که آمریکا در آن درگیر باشد بکشانند و حملات اخیر اسراییل بر علیه مواضع حزب الله لبنان زمینه این ماجرا را فراهم کرده.

بر کسی پوشیده نیست جرقه شروع جنگ با عبور آمریکا از خط های قرمز ترسیم شده در عراق و ترور شهید سلیمانی و شهید ابو مهدی المهندس و همراهانشان زده شده، اما مشخص بود که در آن زمان ایرانی ها تصمیم گرفتند ضربه اصلی را به گونه دیگر به آمریکا وارد کنند و ماجرای حمله به پایگاه های آمریکایی در عراق به نوعی دست گرمی به حساب می آمد، هدف اصلی خارج کردن آمریکایی ها از کل منطقه می باشد.

ایرانی ها به خوبی می دانند که زخم باز آمریکا در منطقه اسراییل است و اگر بنا باشد ضربه ای بزنند که فریاد ترامپ از آن طرف دنیا درآید باید بر علیه اسراییل باشد وگرنه اگر کل نیروهای آمریکایی در منطقه را هم نابود کنند برای ترامپ هیچ اهمیتی نخواهد داشت.

اسراییل هم با ترور مبارزین حزب الله و همچنین افراط در حمله هایش به نیروهای همسو با ایران در سوریه کاری کرده آنها را نیز در شرایطی قرار بگیرند که مجبور باشند واکنش نشان دهند تا این حملات پایان یابد.

به صورت تاریخی برای لبنانی ها ثابت شده که تنها راهکار مقابله با اسراییل همان مقابله به مثل و دو سیلی یا شاید هم مشت و لگد در قبال هر سیلی است.

چه زمانی که اسراییلی ها شهروندان لبنانی را هدف قرار می دادند تا به حزب الله فشار بیاورند چه زمانی که اسراییلی ها زیر بنا های اقتصادی در لبنان را هدف قرار می دادند.

وقتی حزب الله شروع کرد غیر نظامیان در اسراییل را هدف قرار دهد اسراییلی ها به دست و پا افتادند تا توافق کنند غیر نظامیان در امان باشند.

وقتی حزب الله شروع کرد مراکز اقتصادی اسراییل را هدف قرار دهد باز هم اسراییلی ها به دست و پا افتادند که مراکز اقتصادی دور از بازی باشند.

وقتی حزب الله شروع کرد فرماندهان عالیرتبه اسراییلی را هدف قرار دهد اسراییلی ها به دست و پا افتادند که دیگر فرماندهان را نکشیم.

ومشاهده می کنیم علیرغم همه اتفاقاتی که طی چند سال گذشته در منطقه رخ داد اسراییلی ها حتی یکبار هم جرئت نکردند به خاک لبنان تعرض کنند چون کاملا متوجه هستند یک سیلی را حد اقل دو سیلی خواهند خورد.

بر کسی پوشیده نیست هدف جنگ اقتصادی که توسط آمریکا و اسراییل و عربستان سعودی در لبنان هدایت می شود این است روز به روز فشار را بر مردم لبنان بیشتر کند تا ادب شوند و دیگر در انتخابات به جبهه مقاومت وطرفداران آن رای ندهند، و خوب طبیعتا در نهایت تنها راه برون رفت از این جنگ اقتصادی این است که حزب الله هم یک جنگ اقتصادی بر علیه اسراییل راه بیاندازد تا بتواند معادله جدیدی رسم کند.

برخی ممکن است تصور کنند که چنین چیزی امکان ندارد.

اما باید گفت چرا امکان دارد.

ورود اسراییل به هر جنگ نظامی یعنی ورود آن به جنگ اقتصادی.

دلیل اینکه اسراییلی ها هیچ وقت نمی توانند در یک جنگ طولانی مدت موفق باشند این است که اقتصاد آنها تحمل جنگ طولانی را ندارد.

بنیه ارتش اسراییل در جنگ های طولانی بر مبنای نیروهای ذخیره آن بنا شده، نیروهایی که مجبور می باشند کار و زندگی را ترک کنند و به جنگ بروند وطبیعتا هر چه قدر بیشتر کار را ترک کنند اقتصاد اسراییل بیشتر آسیب می بیند.

بر عکس تصور حزب الله و جبهه مقاومت امروزه در آمادگی کامل برای چنین جنگی به سر می برند.

ارتش سوریه آنقدر قدرت دارد که خود به تنهایی بتواند از پس مخالفین خود در شمال سوریه بر آید و به این دلیل نیروهای مقاومت می توانند همه توان خود را برای جنگ با اسراییل متمرکز کنند.

به همین دلیل هم بسیاری پیش بینی می کنند به زودی احتمال شروع جنگ و درگیری بر علیه اسراییل فرا خواهد رسید و علیرغم اینکه این جنگ احتمالا به بهانه ترور شخصیت های حزب الله در سوریه شروع خواهد شد ولی تا زمانی که توافقی برای پایان جنگ اقتصادی برعلیه لبنان برقرار نشود این جنگ پایان نخواهد یافت.

البته به احتمال زیاد اینبار همزمان فلسطینی ها هم به جنگ بپیوندند تا همزمان بحث تصرف عدوانی سرزمین های 67 را مطرح کنند و شاید بتوانند جلوی طرح تصرف این سرزمین ها را بگیرند، چون طرف مقابل هیچ راه دیگری را برای آنها باقی نگذاشته.

طبق بر آورد ها تصمیمات نظامی و امنیتی برای این حمله و جنگ گرفته شده و فعلا همه منتظر تصمیم سیاسی برای شروع این حمله می باشند.

احتمال اینکه آمریکایی ها بخواهند از پایگاه های خود در منطقه برای حمایت از اسراییل استفاده کنند هم بسیار زیاد است اما خودشان هم به خوبی می دانند که نیروهای مقاومت تشنه انتقام از آنها هستند و آسیب پذیری آمریکایی ها در منطقه بسیار زیاد است و اگر به این جنگ ورود کنند، مخصوصا با شرایط سیاسی موجود در آمریکا، قطعا اینبار ترامپ از صحنه سیاست آمریکا محو خواهد شد و حتی یک هویج گندیده هم دست اش را نخواهد گرفت.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک