03:27 04 دسامبر 2020
گزارش و تحلیل
دریافت لینک کوتاه
تهیه شده توسط
1353

توافق همکاری میان ایران و چین را می توان توافق فرصت ها و تهدید ها نامید.

اسپوتنیک - 10 سال آخر دوره حکومت محمد رضا شاه پهلوی دوره ای بسیار مهم  در اقتصاد و سازندگی ایران بود، رشد اقتصادی بالای 10 درصد که در آن زمان جزوه بالاترین ها در جهان بود بخاطر یک دلیل مهم محقق شد و ان افزایش روز افزون قدرت اتحاد جماهیر شوروی و رقابت بین آن با کشورهای غربی بر سر نفوذ بیشتر به کشورهای دیگر بود، در آن زمان بود که کشورهای غربی و در صدر آنها ایالات متحده برای دور نگه داشتن ایران از اتحاد جماهیر شوروی دست به هر کاری زدند و مجبور شدند بصورت سخاوتمندانه از ایران حمایت اقتصادی ، سیاسی ، نظامی و تکنولوژیک کنند، البته در کنار این برای آنها جریان نفت تضمین می شد و جلوی نفوذ اتحاد جماهیر شوروی به خلیج فارس نیز بسته می شد.

ممکن بود حتی این کار که باعث قدرتمندتر شدن ایران میشد بر خلاف میل آنها باشد ولی چاره ای جز این کار را برای دور نگه داشتن ایران از بلوک شرق در آن مقطع نداشتند.

رقابت بین شرق و غرب برای کشورهای مستقل ان زمان موهبتی بود که تا سالیان دراز بعد(مخصوصا بعد از فروپاشی شوروی) دیگر تکرار نشد.

البته شاه نیز از این فرصت نهایت استفاده را کرد و به قولی " از غرب نیروگاه اتمی گرفت و از شرق کارخانه ذوب آهن را"،حتی جایی که امریکا تهدید کرد که تجهیزات پیشرفته دفاعی به ایران نمی فرستد، شاه وزیر جنگ خود را به مسکو فرستاد تا برای خرید تجهیزات نظامی وارد مذاکره شود، تا اینکه بلافاصله مجوز صدور تجهیزات فوق پیشرفته به ایران آغاز شد، تجهیزاتی همچون موشک فونیکس جنگنده اف14 که حتی نزدیکترین متحدین امریکا از جمله اسرائیل و انگلیس مجوز دریافت چنین تجهیزاتی با چنین تکنولوژِی پیشرفته ای را نداشتند.

درسی که از آن روزها می توان آموخت این است که تمام تصمیم گیری های کشورها بر اساس منافع ملی شان است، قدرتهای جهانی عملا قدرتمند شدن کشوری دیگر را دوست ندارند و برای در صدر بودن رقابت می کنند و منافع آنها همیشه در صدر بودن است، کشوری تا مجبور به انجام کاری از جمله انتقال فناوری و حتی سرمایه گذاری  و ... نباشد این کار را انجام نخواهد داد مگر این کار بر اساس منافع ملی آنها باشد.

در دنیای سیاست هر کشوری اولویتش منافع ملی خود است، آمریکا، انگلیس، روسیه و چین و یا هر کشور دیگری، روابط دوستی انها نیز بر پایه منافع ملی خود تنظیم شده است و یکی از ارکان تامین منافع ملی کشورها در میدان سیاست جهانی توافقات دو طرفه، چه کوتاه مدت و چه استراتژیک میباشد.

توافقات بسیاری نیز بین کشورهای مختلف برای تامین منافع ملی خود و اصولا "بازی برد برد " وجود دارد، توافق در جریان امریکا و چین برای فروش نفت بیشتر به چین و یا توافق بلند مدت اتحادیه اروپا و انگلیس و این امری بسیار مهم در دنیای سیاست است  و اصولا توافق بلند مدت و ارتباط قوی داشتن با کشوری دیگر به معنی مستعمره شدن نیست ، اما چرا وقتی سخن از توافق میان ایران چین انهم در حد توافق و بدون روشن بودن جزئیات میشود، اینقدر سر و صدا بوجود می آید و توافقی که حتی جزئیات ان معلوم نیست به یکباره انقدر مخالف و ضد منافع ملی تعبیر میشود.

نکته بسیار مهمی که جای تامل دارد این است که چطور بعضی کشور های قدرتمند به فکر منافع ایران افتاده اند و مدام  این توافق را بر خلاف منافع ایران میدانند، آیا به یکباره منافع ملی ایران برای آنها مهم شده؟ جواب منفی است، منافع ملی ایران برای هیچ کشوری خارجی مهم نیست ، پس چرا اینقدر کشورهای غربی و در صدر انها امریکا در باره این توافق تبلیغات منفی میکنند.

جواب سوال قدرتمند شدن چین است.

ایران چه از لحاظ سیاسی و چه از لحاظ نظامی چالش جدی برای ایالات متحده محسوب نمیشود و بیشتر شبیه به زنبوری است که میتواند برای شیر مزاحمت ایجاد کند و نیش دردناکی دارد، با این حال چالشی جدی برای شیر نیست ولی در آن سو چین همانند اژدهایی زرد است که براحتی میتواند شیر را به چالش بکشد و ایالات متحده کاملا به این نقطه واقف است و اصلا میلی به قدرمند شدن بیشتر این اژدها ندارد، ابزارهای خوبی نیز دارد و یکی از انها استفاده از قدرت نرم فوق العاده خود است.

مشکل بیشتر امریکا با این معامله وقتی خواهد بود  که این معامله ای بصورت برد برد تنظیم شود واین کار باعت برد و پیروزی یک دشمن سیاسی(زنبور نیش دار) و یک رقیب بالقوه تجاری (اژدهای زرد)  شود  و ترس امریکا نیز در این نکته نهفته است و جالب این است که مایک پمپئو وزیر امور خارجه امریکا جزو اولین مخالفین این توافقنامه بود و حتی در این مورد تویتی نیز کرد.

در آن طرف سکه، بر آمدن چین و چالش کشیدن نظم جهانی نیز با خود پیامدهایی دارد و یکی از انها این است که برای بسیاری از کشورها این امکان را بوجود خواهد آورد تا بتوانند از رقابت بین امریکا و چین تمام استفاده را برای پیشبرد منافع ملی خود ببرند.

برای ایران نیز این میتواند هم یک تهدید بالقوه باشد و هم یک فرصت بالقوه.

چین کشوری است که دانش فنی، نیروی کار ، سرمایه و حتی تجربه در تمام زمینه ها را دارد، هر چه در دنیا تولید میشود در چین نیز تولید میشود، زیر ساخت ها در چین بسیار گسترده و قوی هستند، حتی روسیه در این قسمت نمی تواند با چین رقابت کند، کشور چین در سیاست بین الملل سیاستی مستقل دارد و تابع هیچ کشوری نیست.

احتمال رفتن چین به سمت تحریم های بیشتر و درگیری با ایالات متحده دور از انتظار نیست وبه همین علت چین نیز خود اساسا اشتیاق بالایی برای هم پیمانی و توافق با کشورهای مستقل و مهم از جمله ایران را خواهد داشت و این خود یک مزیت در توافق کنونی است که میتوان بر پایه ان توافقی برد برد را انجام داد.

برای ایران نیز این توافق میتواند بالقوه سومند و راهگشای بسیاری از مشکلات کشور باشد، مشکلاتی از جمله سرمایه گذاری و فاینانس، فرسوده شدن زیرساخت ها بر اثر تحریم های بلند مدت، تامین تجهیزات، مشکلات تامین ارز و بسیاری دیگری از مشکلات کشور و حتی در آینده برگ برنده ای باشد(هم برای ایران و هم برای چین) برای مذاکره و توافقات بعدی با امریکا و غرب.

موضوع مهم اینست که ایران بتواند تمام منافع خود را در این توافق لحاظ کند و این کار را با ریزبینی جزئیات و حساسیت انجام دهد، جزئیات توافق بسیار مهم است و توافق باید  با زیرکی جوری تنظیم شود که منافع ایران و انچه ایران میخواهد در بلند مدت در ان تامین شده باشد، یادمان باشد چینی ها نیز به اندازه ما به این توافق نیازمندند، تحت فشار قرار گرفت چین در مقابل امریکا چاره جز دست دوستی به کشورهای مستقل تر به انها را نمیدهد.

البته ایران و چین در ادامه توافق راه سختی پیش رو دارند و اصولا چنین توافق نامه های مهم و بلندمدتی به راحتی حاصل نمیشود ، در کنارهمه اینها این توافق اصلا به مزاج امریکایی ها خوش نخواهد امد و انها نیز با تمام توان مانع از انعقاد این قرارداد خواهند شد و شاید حتی خود چینی ها به ترس از امریکا وارد چنین مذاکره ای نشوند.

در اخر باید گفت  بدون دانستن جزئیات قضاوت در مورد این توافق بی معنی است، زیر سوال بردن این توافق  بدون دانستن جزئیات  اشتباهی بزرگ و همانطور موافقت چشم بسته نیز حرکتی ساده لوحانه خواهد بود.

یادمان باشد که ایالات متحده که از مخالفین سرسخت این توافق است هم اکنون خود در حال مذاکره با چین برای توافق تجاری جدید میباشد ، فرصت ها را از دست ندهیم، فرصت یا تهدید انتخاب خود ماست.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

مقررات ارسال کامنتبحث و مناظره
کامنت از طریق اسپوتنیککامنت از طریق فیسبوک